پست های مشابه
مدرسه مامان ها
🔹 یک یادآوریِ کوچکِ یک کلمه ای!... وقتی کار یا مسئولیتی رو به کودک میدید یادتون باشه ممکنه کودک فراموش کنه که اون کار رو انجام بده پس یکدفعه عصبانی نشید و غر نزنید اول با یه یادآوری کوچیک یک کلمه ای به کودک بگید تا کودک یادش بیاد چه کاری رو باید انجام بده... #مسئولیت_پذیری #عصبانیت
23 خرداد 1400 08:10:39
149 بازدید
مدرسه مامان ها
🔹️ آشتی با چسب زخم!... 👈 شاید برای شما هم پیش اومده باشه که انگشت خودتون یا فرزندتون زخم شده باشه و مجبور باشید چسب زخم استفاده کنید؛ اما کودکتون مدام بگه این چسب رو باز کن نمی خوامش و مثل ابر بهاری گریه کنه🙄😕 🔸 یک راه حل ساده!... 😏 👈 کافیه دو تا چشم و یه لب خندون روی چسب بکشید و بهش جان بدید و از طرف اون با کودکتون حرف بزنید تا بتونه باهاش ارتباط برقرار کنه😁 📌 پ.ن: به قول استاد بزرگواری همیشه یک راه حلی وجود داره فقط باید کمی خلاقیت داشته باشید، فکر کنید و پیداش کنید 👌 #چسب_زخم #حس_جاندار_پنداری #تجربه_موفق
30 خرداد 1400 20:31:45
257 بازدید
مدرسه مامان ها
سعی کنید به روش های مختلف فرزندتون رو تشویق کنید تا همراه شما به دستشویی بیاد به عنوان مثال: 👈 بیا بریم دستشویی ببینیم بعدش چی برات میاد توی جعبه ی طلایی؟🍬🍦🍰 👈با یک حس هیجان انگیز بگید: مسابقه اس! بدو ببینیم کی زودتر میرسه به دستشویی یک، دو، سه... 🏃♂🏃♂ 👈 حالا میخوایم بریم با ماژیک دستشویی یا رنگ انگشتی روی دیوار دستشویی نقاشی بکشیم 🖍🖍🖍 👈 به نظرت کدوم یک از عروسک هات دستشویی دارن که با خودمون ببریمش؟🐰🐶 👈 بیب بیب! ماشین دستشویی اومده دنبال یه مسافر میگرده بدو بدو سوار شو... 🚗🚙🚕 👈 ساعت داره زنگ میزنه، زنگ دستشوییه بدو بریم که دستشویی ها میخوان از دلت بیان بیرون! ⏰ #آموزش_دستشویی_رفتن #روش_های_تشویقی
24 خرداد 1400 14:30:32
83 بازدید
مدرسه مامان ها
🔷️ در بازی با بچه های کوچک از کلمات ساده و قابل فهم استفاده کنید تا منظور شما رو به راحتی متوجه بشن👌 👈 مثلا اگه میخواید مفهوم دسته بندی اشیا رو بهشون یاد بدید بگید بیا هر کدوم از اینا رو بذاریم پیش دوستشون قرمز ها با قرمزها دوستن، سبزها با سبزها، حالا اگه گفتی دوست این زرده کو؟ آفرین زردها رو اینجا پیش هم میذاریم... 👈 یا در مورد بازی های پازلی؛ به نظرت خونه ی این کجاست؟ بذار ببینم بله درست گفتی شکل همینه #زبان_کودکی #گفتگو_با_کودک #دسته_بندی_اشیا
25 خرداد 1400 08:31:41
78 بازدید
مدرسه مامان ها
🔹 روز اول بعد از برگشتن از پارک! دختر سه ساله حسابی بازی کرده خسته شده و در مسیر برگشت از پارک راضی نمیشه راه بیاد - مامان بغلم کن - بغل؟ باید راه بریم😐 - آخه من خسته ام - خب منم خسته ام😕 - بغل! - شما دیگه بزرگ شدی😒 - ببببببغل😭 - بیا روی این پله استراحت کنیم خستگی مون در بره بعد بریم - نه بغلم کن😭 و بالاخره مادر با عصبانیت و ناراحتی درماندگی تسلیم میشه و با وجود خستگیش و سنگینی دخترش اون رو بغل میکنه به این امید که کمی راه میرن و دخترش رو میذاره زمین و دوباره به مسیرشون ادامه میدن... 👈 اما دخترک به هیچ زبونی از بغل مامان پایین نمیاد و کل مسیر به غرغر مامان و گریه ی دخترک سپری میشه! روز دوم در مسیر رفت و برگشت پارک: روز دوم مادر روش دیگه ای رو پیش میگیره و دخترک در مسیر رفت و برگشت خودش کل مسیر رو پیاده طی میکنه و تازه یه عالمه با هم میخندن به نظرتون این مادر چیکار میکنه؟ 🤔 بله روز دوم مادر فقط سعی میکنه از همون ابتدای مسیر و قبل از رسیدن به مرحله ای که دخترش بگه بغلم کن و از خواسته اش کوتاه نیاد به روش های مختلف طول مسیر رو کوتاه کنه و دخترش رو سرگرم کنه تا متوجه طولانی بودن مسیر نشه و اصلا نفهمه کی رسیدن!😁 - اگه گفتی سنگفرش های پیاده رو، شکل چی هستن؟ -دایره -آفففففرین -کی میتونه مربع پیدا کنه؟ - اونجاس پنجره ای اون خونه - آففففرین - کی میتونه اتوبوس پیدا کنه؟ - کی میتونه ماشین قرمز پیدا کنه؟ - اگه گفتی اون برگی که روی زمین افتاده چه رنگیه؟ - برگ های بالای درخت چه رنگی هستن؟ - اونجا رو ببین اون ردیف سنگفرش های زردرنگ رو میبینی مثلا ریل قطار هستن ما هم قطاریم حالا قطار میخواد یواش بره هوهو چی چی هوهو چی چی قطار میخواد تند بره هوهو چی چی هوهو چی چی و به این ترتیب کل مسیر با شادی و خنده طی میشه و حسابی به هر دوشون خوش میگذره😏👌 📌 همیشه سعی کنید قبل از اینکه سوپاپ صبر و حوصله ی بچه ها بزنه بالا و خودتون به مرز انفجار برسید با تمهیداتی خیلی ساده و کمی خلاقیت به هدفتون برسید 👌 #یک_تجربه #مادرانه_نوشت #پای_پیاده #در_مسیر_پارک #مامان_بغلم_کن
25 تیر 1400 18:17:11
247 بازدید
مدرسه مامان ها
🔷 کتاب قرمز و مشکی: چند روز پیش که متوجه شدم یکی از دندون های دخترم کمی سوراخ شده و نیاز به ترمیم داره این کتاب رو براش خوندم، برای ما کتاب خوب و اثر گذاری بود دوست داشتم به شما هم معرفی کنم. 👈 خلاصه ی داستان: داستان کتاب به این شکل هست که دو موجود بسیار ریز به نام قرمز و مشکی توی دندون های پسر کوچولوی داستان خونه کردن و غذاشون شرینی و شکلات هست و دوست دارن که روز به روز خونه شون رو بزرگ تر کنن و این باعث میشه پسر کوچولو اذیت بشه؛ در انتهای داستان پسر کوچولو به خاطر دندان درد به دندان پزشکی مراجعه میکنه و قرمز و مشکی از دهانش بیرون میرن و مشکلش برطرف میشه. 📌 تصاویر کتاب جالب هست و داستان مناسبی داره می تونید از طریق نرم افزار طاقچه هم اون رو دریافت کنید و بخونید. #معرفی_کتاب #دندان #دندانپزشکی
26 خرداد 1400 07:42:19
55 بازدید
نیره بیدگلی
11
32
✅ أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا (سوره نباء/ ۷ - ۶) آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم؟! و کوهها را میخ های زمین؟!... 👈 تو هم کوهی باش برای زمینِ خانه ات ؛ آرام، صبور، استوار، مقاوم و مایه ی آرامش و اقتدار خانواده... 😌 #تلنگر
شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید
برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید
19 خرداد 1401 01:09:30
سارا امیری
-0 پاسخ