پست های مشابه

chamran_kids

🏴 🏴 در هیئت کودک چه کار هایی می توانیم انجام دهیم؟ ‌ #پیشنهادی_برای_هیئت_کودک 🎤 *شعر خوانی و نوحه خوانی جمعی* ‌ 📖 کودکان به شعر ها و نوحه های ساده، خصوصا شعر هایی که آهنگین است و بیت های تکراری دارد، بسیار علاقه دارند. ‌ 🎼 می توانید یک یا دو شعر کوتاه با این ویژگی ها را انتخاب کنید. (می توانید از بچه ها در این مورد نظر سنجی کنید) ‌ ✨هر شب به صورت دسته جمعی باهم بخوانید تا بچه ها حفظ شوند. ‌ ⚠️ اصرار و اجباری بر حفظ کردن نداشته باشید. ‌ 👦🏻 می توانید هر شب مسئولیت خواندن مداحی را به یکی از بچه های بزرگتر بسپارید. ‌ ✅ می توانید هرشب هیئت کودک تان را با سلام بر امام حسین به پایان برسانید. سلام بر حسین شهید سلام بر علی اکبر شهید سلام بر کودکان کربلا سلام بر یاران با وفا ‌ #سرباز_حسینم #هیئت #هیئت_کودک #محرم #کودک

17 شهریور 1398 15:40:13

9 بازدید

chamran_kids

🥗 قرار نیستند حتما دکتر و مهندس شوند... یا فلان رتبه را در کنکور بیاورند. تیزهوشان قبول شوند و غیره و غیره... ‌ قرار است زندگی کردن را بیامورند... ‌‌ کلاس اولی ها، سبزی های ناهار خودشان و بقیه ی بچه های ادبستان را خودشان پاک کردند و برای ناهار آماده کردند. #کلاس_اولی_ها #پرورش #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

28 فروردین 1398 04:50:08

0 بازدید

chamran_kids

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

13 خرداد 1399 20:26:52

0 بازدید

chamran_kids

🥗 وقتی گزارشی از فعالیت های آشپزی پسرها می گذاریم، خیلی ها پیام می دهند که چرا پسرهایتان را به کارهای دخترانه وادار می کنید؟!! ‌ در پاسخ باید بگوییم چه کسی گفته آشپزی کاری زنانه یا دخترانه است؟ آشپزی یک مهارت است. آشنایی با استفاده از ابزاری مثل چاقو، تقویت مهارت های ظریف مثل پوست کندن و خرد کردن، تلفیق مزه های گوناگون و کشف یک مزه جدید را می توان از اهداف یک فعالیت آشپزی دانست. کودک با تجربه های مختلف است که می تواند در سنین بالاتر، مستقل و مسئولیت پذیر شود و استعداد هایش پرورش یابد. چه دختر باشد و چه پسر. ‌ پسرهای پنج ساله، در پروژه آشپزی شان، شور درست کردند. خرد کردن مواد و ترکیب شان، به عهده ی پسرها بود. ‌ مربی: فاطمه مزارعی، فاطمه فیض آبادی ‌ #پنج_ساله_ها #آشپزی_کودک #کودک #مهد_کودک #طرح_درس #چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

21 دی 1398 16:43:52

0 بازدید

chamran_kids

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

04 خرداد 1399 22:04:31

0 بازدید

chamran_kids

. خوابگاه دختران . 📝قسمت آخر . "ما دهه شصتیها چه کاره هستیم؟" . بالاخره ما دخترهای دهه شصتی، به #دانشگاه رسیدیم. بعضی ها در ابتدا یا میانه دانشگاه ازدواج کردند، و بعضی هم نه. در زمان ما خیلی رایج بود که به خاطر درس دختری ازدواج نکند یا ازدواجش را به تاخیر بیندازد. و البته خیلی مرسوم تر این بود که همزمان با درس خواندن بچه دار نشد چون قرار نبود نسل ما بچه های زیادی به دنیا بیاورد پس وقت به اندازه کافی داشتیم. ما نسلی بودیم که هم زمان کودکی خودمان و هم زمانی که قرار بود مادر شویم، جمله" فرزند کمتر زندگی بهتر" را روزی چند بار شنیده بودیم و کاملا ملکه ذهنمان شده بود. خیلی از ما بین ادامه تحصیل، ازدواج و بچه دار شدن معلق مانده بودیم. دانشگاه هم هیچ کمکی به مصمم تر شدن ما در هیچ مسیری نمی کرد و حتی ما را در برهه هایی سردرگم تر کرد. خودم در کلاسی از یکی از اساتید شنیدم که با جدیت هر چه تمام تر داشت میگفت بهترین سن برای ازدواج دخترها، ۳۵ و پسرها ۴۰ سالگی است. همان موقع از ذهنم گذشت که احتمالا دو تکه سنگ قرار است باهم ازدواج کنند. هیچ کدام ذره ای از موضعش کوتاه نخواهد آمد. و حالا به همه این سردرگمی ها اضافه کنید که بالاخره ما باید کار کنیم یا خانه دار باشیم. و این جمله که : درس خوندی که چی بشه بالاخره باید یه استفاده ای بکنی، هر روز در گوشمان زمزمه میشد. من خودم در برهه های مختلف چرخ های زیادی خوردم و تجربه های زیادتری کسب کردم تا بالاخره رسیدم به راه انداختن حسینیه کودک شهیدچمران.... . شما چقدر در گذر زندگی پیچ و تاب خوردید و چه تجربه هایی کسب کردید؟؟؟:) . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #فرزند_کمتر_زندگی_بهتر #دختران_دهه_شصتی #دهه_شصت #دهه_شصتیها

20 تیر 1399 07:52:10

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

یادش بخیر قبل کرونا، هر دو،سه ماه یه بار نمایشگاه داشتیم.🙃 . بچه ها کلی به تکاپو می افتادند؛ کلاس هارو تزئین میکردند، تبلیغاتشون رو از در ورودی مدرسه تا حیاط پر میکردند و بعد... بله! دخترها آماده میشدند تا همه ی آثار هنری و فعالیت هایی که تو اون مدت انجام داده بودند رو به خانواده ها ارائه بدند. . هرکدوم از بچه ها روی میزخودشون نمونه پروژه هاشون مثل عروسک ها، کیک، ترشی و مربا، کاردستی ها و ... رو میچیدند.😇 . روز برگزاری نماچه برای بچه ها یه روز ویژه بود چون نه تنها قرار بود هنرهاشون رو به نمایش بگذارند بلکه طی یه مراسم خاص ،از مجله هایی که تو پروژه نویسندگی تهیه کرده بودند هم رونمایی میشد و همین دیده شدن تلاش هاشون حسابی براشون شیرین بود😊 . نماچه های چمرانی فرصت خوبی بود که خانواده ها بیشتر با پایه های بالاترِ بچه شون و سبک فعالیت های چمرانی آشنا بشند، با پرسیدن سوال و گفت و گو، سواد دانشی و مهارتی دخترهارو بسنجند و تازه از نمونه کارهای بچه ها هم سفارش بدند.🤗 . یکی دیگه از فواید نماچه، مسئولیت گرفتن بچه ها در غرفه های مختلف مثل ساخت و ساز،آشپزی،مجلات و ... تقویت مسئولیت پذیری در شخصیتشون بود. . ✅شما تا حالا تو خونه با کارهای بچه ها نمایشگاه زدین؟🤗 تجربه هاتون رو این پایین برامون بنویسید.👇 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #نماچه#نمایشگاه#مدرسه #دختران_چمرانی #کاردستی #آشپزی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

یادش بخیر قبل کرونا، هر دو،سه ماه یه بار نمایشگاه داشتیم.🙃 . بچه ها کلی به تکاپو می افتادند؛ کلاس هارو تزئین میکردند، تبلیغاتشون رو از در ورودی مدرسه تا حیاط پر میکردند و بعد... بله! دخترها آماده میشدند تا همه ی آثار هنری و فعالیت هایی که تو اون مدت انجام داده بودند رو به خانواده ها ارائه بدند. . هرکدوم از بچه ها روی میزخودشون نمونه پروژه هاشون مثل عروسک ها، کیک، ترشی و مربا، کاردستی ها و ... رو میچیدند.😇 . روز برگزاری نماچه برای بچه ها یه روز ویژه بود چون نه تنها قرار بود هنرهاشون رو به نمایش بگذارند بلکه طی یه مراسم خاص ،از مجله هایی که تو پروژه نویسندگی تهیه کرده بودند هم رونمایی میشد و همین دیده شدن تلاش هاشون حسابی براشون شیرین بود😊 . نماچه های چمرانی فرصت خوبی بود که خانواده ها بیشتر با پایه های بالاترِ بچه شون و سبک فعالیت های چمرانی آشنا بشند، با پرسیدن سوال و گفت و گو، سواد دانشی و مهارتی دخترهارو بسنجند و تازه از نمونه کارهای بچه ها هم سفارش بدند.🤗 . یکی دیگه از فواید نماچه، مسئولیت گرفتن بچه ها در غرفه های مختلف مثل ساخت و ساز،آشپزی،مجلات و ... تقویت مسئولیت پذیری در شخصیتشون بود. . ✅شما تا حالا تو خونه با کارهای بچه ها نمایشگاه زدین؟🤗 تجربه هاتون رو این پایین برامون بنویسید.👇 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #نماچه#نمایشگاه#مدرسه #دختران_چمرانی #کاردستی #آشپزی

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن