chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضیها کتابشان را چاپ کردهاند؛ بعضیها چرکنویسشان را پاکنویس میکنند؛ بعضی براساس طرحشان چرکنویس داستان را مینویسند؛ بعضی همچنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستانشان توجه کنند، هم به فایدهای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آنها بفهمند داستان او چهفایدههایی برایشان دارد و کجا میتوانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده که تکتک با بچهها صحبت کرد و از روند کارشان و اینکه الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راهنمایی کرد. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
03 اسفند 1398 18:14:56
0 بازدید
chamran_kids
📏 بیشترین انتظار خانواده از ما وقتی مدرسه می رفتیم، این بود که باید ریاضیت خوب باشه. اول از همه نمره ی ریاضی تو کارنامه دیده می شد و تو فامیل هم با نمره ی ریاضی مون پز می دادیم. البته برای رسیدن به نمره ی خوب هم کلی سختی می کشیدیم. اما الان فهمیدم که ریاضی، علمیه که بین مفاهیم انتزاعی و مفاهیم ملموس قرار گرفته. ذهن بچّهها هنوز مهارتهای تفکّر انتزاعی رو پیدا نکرده. بنابراین نمیتونند مسایل رو آنگونه که ما میبینیم، تحلیل کنند. برای همین این ریاضی را برای فرزندانمان دشوار میکند. حالا چی به شکستن این سختی کمک میکند؟ محسوسکردن و ملموسکردن مفاهیم و مسایل. برای همین، تو کلاس چهارم، تصمیم گرفتیم ریاضی رو برای بچه ها ملموس کنیم. پسرها، می خواستند شربت هایی که درست کرده بودند را بفروشند. برای همین نیاز داشتند قیمت هر بطری را به دست آورند. هر بطری را یک خانه درنظر گرفتیم و هر ۱۰۰ میلیلیتر را یک آدم. این کمی مسئله را ملموس کرد. بعد به این فکر کردیم، که بطری ۳۰۰میلیلیتری خانهای چندنفره است. تعداد همهی بطریها را هم که میدانستیم؛ یعنی تعداد همهی خانهها را میدانستیم. پس میتوانستیم تعداد کلّ آدمها را حساب کنیم. با این کار میتوانستیم، کلّ پولی را که هزینهکردهبودیم، بین آدمها تقسیم کنیم. معنی این حرف: میتوانستیم بفهمیم هزینهی هر ۱۰۰ میلیلیتر چهقدر شده. تا اینجا فهمیدید چه شد؟ با این بیانها سعی کردیم، از پیچیدگی تقسیم هزینه بر بطریهایی با حجمهای متفاوت و واحد اندازهگیریِ سختی مثل میلیلیتر کم کنیم. امّا این تازه یک گردنه از مسیر پیچدرپیچمان بود! بعد از پیداکردن تعداد آدمها( ۱۰۰میلیلیترها ) تازه پیچیدگی دیگری سر راهمان سبز شد. این که چگونه ۲۸۰۰۰( کلّ هزینه ) را بر ۴۷( تعداد آدمها( میلیلیترها ) تقسیم کنیم. از درنظرگرفتن ۲۸۰ بهجای ۲۸۰۰ بگیر تا نشاندن پنجاه بهجای ۴۷( گفتیم ۴۷ تقریباً میشود ۵۰ ). و خلاصه پیچیدگی پشت پیچیدگی. یکی پس از دیگری، سختیها را پشت سر میگذاشتیم. درنهایت، پس از تلاش فراوان، فهمیدیم، قیمت هر ۱۰۰ میلیلیتر، تقریباً میشود ۶۰۰ تومان، که با اضافهشدن یک سود درست و عادلانه( ۱۰ درصد ) درمیآید ۶۶۰ تومان. #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ریاضی #حساب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
14 مرداد 1398 08:54:20
0 بازدید
chamran_kids
🍎 😷 با این هوای ناسالمی که ما تنفس می کنیم، اگه غذامون هم سالم نباشه، که دیگه هیچی!! 🍎 یکی از این نیازهای این روزهای ما و بچه ها، تغذیه ی سالم است. ❗️حالا از کجا میشه مواد غذایی سالم و طبیعی پیدا کنیم؟! غاچ یا همان غذای اصیل چمرانی، سعی دارد این نیاز خانواده ها را تامین کند. مواد غذایی ارگانیک و سالم که جایش در سفره های امروزمان، خالی است. برای آشنایی بیشتر با #غاچ ، و سفارش محصولات می توانید وارد کانال غاچ در پیام رسان بله شوید: عبارت ghaach را با @ در پیام رسان بله در فضای شخصی خود ارسال کنید و بعد آن را لمس کنید. #غذای_سالم #تغذیه #تغذیه_سالم #تغذیه_کودک #کودک #مواد_غذایی #ارگانیک #چمرانی_ها #خانواده #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
08 دی 1398 17:07:37
0 بازدید
chamran_kids
. در ادبستان پسرانه چمران، پسرها هم درست كردن شور و ترشيجات را تجربه مى كنند.😊 . اين بار پسرهاى پيش دبستانى با كمك هم، شور درست كردند . . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
14 آبان 1397 09:02:09
0 بازدید
chamran_kids
. یادش بخیر عید غدیرایی که با بچه ها تو مدرسه بودیم... کنار هم جشن میگرفتیم، کاردستی درست میکردیم، نقاشی میکشیدیم. یه بارم با بچه های حسینیه کودک یه رنگ بازی حسابی راه انداختیم و با دست و پاهای رنگیمون، عیدمون رو رنگارنگ کردیم...🤗 پارسال یه پویش داشتیم؛ عید امیر. دخترهای ادبستانی برای ماشین ها و مغازه ها پرچم و کارت دعوت درست کردند تا همه جا برای عید غدیر آماده بشه. با هم شعر خوندیم و کیک درست کردیم، خونه ها و کلاس هامون رو تزیین کردیم، نذری پخش کردیم، عیدی گرفتیم و عیدی دادیم. و خلاصه کلی خاطره های شیرین از #عید_غدیر ساختیم... . حالا امسال که شرایط متفاوته و نمیتونیم اون لحظه های قشنگ رو کنارهم داشته باشیم، چه جوری خاطره ی خوب برای بچه ها بسازیم؟ . ۱. میتونیم توخونه با بچه ها برای اطعام غدیر در حد توان بسته های غذایی یا غذا تهیه کنیم. ۲. میتونیم ماسک بدوزیم و پخش کنیم. ۳. با بچه ها خونه یا کوچه هامونو تمیز و تزئین کنیم. . ۴. بهترین لباس هامونو بپوشیم! ۵. عیدی های ساده برای بچه ها و بزرگترها درنظر بگیریم! حتی یه دست سازه از خود بچه هامون هم میتونه مارو خوشحال کنه.😊 . عیدتون کلی مبارک!! الهی که تنتون سالم و حال دلتون خوش باشه چمرانی های عزیزدل❤️ #جشن_بزرگ#عید_امیر #برکه_ی_رنگین_کمونی#کودک #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #امامت_علی_علیه_السلام#عید_شیعیان#شیعه
17 مرداد 1399 16:24:45
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 عیدتون مبارک باشه...دیگه از عید قربان، شمارش معکوس شروع میشه... 🤔برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
21 مرداد 1398 07:57:01
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری