پست های مشابه

chamran_kids

قصه ی پدر بخشنده و سفره ی آسمونی رو بشنوید🤗👆🏻 . تو این قصه از بخشندگی اهل بیت به خصوص ماجرای توجه ویژه ی امام علی (ع) به فقرا و اسرا و ... به زبان کودکانه حرف میزنیم🌹 . گفتن از خوبی ها و مهربونی های امامان باعث میشه محبت شون تو دل های کوچیک بچه ها بزرگ و بزرگتر شه و تو مناسبت ها و شهادت ها وقتی رفتن و ازدست دادنشون پررنگ تر میشه، بچه ها دلیل غم و ناراحتی ما رو بهتر درک کنند🖤 . #شهادت_امام_علی #ماه_رمضان #شب_قدر #امیرالمومنین #قصه_کودکانه#امام_بخشنده #قصه_مذهبی_کودکانه #چمرانی_ها

12 اردیبهشت 1400 18:00:51

55 بازدید

chamran_kids

🏴 ⚠️ وقتی می خوایم همراه بچه ها به هیئت بریم اولین چیزی که باید برداریم ابزار بازیه. #در_هیئت_با_مادر #در_هیئت_با_پدر ‌ 💡چرا؟ چون بازی دنیای بچه هاست. و هرجا که بازی و اسباب بازی باشه رو بیشتر دوست دارن. پس بهتره براشون برنامه داشته باشیم. ‌ ❌ یکی از ابزار هایی که می تونیم همراه خودمون ببریم، *قیچی و کاغذه* هست. ‌ هم میشه چندتا کاغذ رنگی برداریم، هم یه مجله و هم روزنامه های باطله. ‌ می تونیم با کاغذ ها اریگامی درست کنیم. ‌ می تونیم عکس های جالب رو ببریم و باهاش کاردستی درست کنیم. ‌ می تونیم فقط کاغذ ها رو قیچی قیچی کنیم. ‌‌ ✅ وقتی برای بچه ها برنامه ی بازی داشته باشیم، خاطره ی خوبی در ذهنشون ماندگار میشه. ‌ #سرباز_حسینم #هیئت #محرم #کودک #مادر #پدر #تربیت #تربیت_حسینی

30 شهریور 1398 15:56:04

13 بازدید

chamran_kids

🌷 حتما شنیدین که خیلی از خصوصیات و ویژگی های شخصیتی ما تو دوران کودکی شکل می گیره. یکی از این مهم ترین ویژگی ها اعتماد به نفسه. که برای نه گفتن به خیلی چیزها تو بزرگسالی بهش نیاز داریم. اعتماد به نفس چیزی نیست که بخوایم یه روزه یا با یه آموزش های خاص به بچه ها منتقل کنیم. ‌ اما می تونیم با یک‌سری کارها، اعتماد به نفس رو تو بچه ها تقویت کنیم. دیده شدن کودکان یکی از همین راه هاست. ‌ دخترهای پنج ساله یه تابلو تو حسینیه کودک دارند که قراره هرچی می کشند و هر چی می سازند بیاد و بشینه تو این خونه که همه ی بچه ها و خاله ها، دست سازه های بچه ها رو ببینند. ‌ شما چه راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس تو بچه ها به ذهنتون میرسه؟ ‌ #اعتماد_به_نفس #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها #مهد_کودک #مهارت #کودک

02 مهر 1398 17:15:52

0 بازدید

chamran_kids

🚐 چمرانی ها هر هفته به اردو می روند. یکی از اهداف اردوهای طبیعت گردی، گشت و‌ گذار در طبیعت و کشف چیزهای جدید است. ‌ کلاس اولی های چمرانی، بعد از کلی بازی در پارک، سراغ کارگاه بازی شان رفتند. هر کس در اطرافش به دنبال کشف چیزهای تازه بود. پروانه، کاج، چوب، سنگ و ... از کشفیات کلاس اولی ها بود. در آخر هم هر دور هم جمع شدند و در مورد چیزهایی که پیدا کردند و کارهایی که می توانند با آنها کنند، صحبت کردند. ‌ #هفت_ساله_ها #کلاس_اولی_ها #اردو #طبیعت_گردی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

19 تیر 1398 05:46:23

0 بازدید

chamran_kids

محمدعلی پیش دبستانی ما پر کشید...🖤 . به بچه های هم کلاسی اش چه بگویم؟ به همبازی هایش چه بگویم؟ به خودم چه بگویم؟😭 . مگر باور نداریم بهشت جای قشنگیست؟! مگر باور نداریم این دنیا پل است و محل عبور؟! پس چرا اینقدر از آن می ترسیم؟! راستش را بخواهید، ما خودمان از مرگ می ترسیم و هنوز معاد را نپذیرفته ایم.😔 اما بچه ها مرگ را زیباتر می بینند و راحت تر می پذیرند. . محمدعلی به جایی رفت که قوی باشد و دیگر مریضی نباشد. به راحتی پرواز کند و هیچ وقت درد نکشد. او همه ی ما را می بیند. ما هم می توانیم او را ببینیم. فقط کافیست چشمانمان را ببندیم و صدایش کنیم. . خدایا به همه ی ما صبر بده، به خصوص به پدر و مادرش که عید سختی را گذراندند و سال سختی را در پیش دارند. . صلوات و فاتحه ای تقدیم به روح بزرگ شهید چمران، مادر حسین کوچولو، مادربزرگ ها و پدربزرگ ها و ... که به تازگی از دست دادیم. و محمد علی کوچولو که اعضای کوچکش را به دوستان کوچکش تقدیم کرد. . پ.ن: درفیلم صدای محمدعلی کوچک ما را میشنوید، پسر چمرانی که طی یک سانحه از بین ما رفت و اعضای بدنش برای زندگی دوستان دیگرش، اهداشد💔 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #پسران_چمرانی #بهشت#مرگ#پیش_دبستانی

14 فروردین 1400 08:03:32

0 بازدید

chamran_kids

🦁 "شیر های کلاس آنلاین🤯" ‌ اینجارو نگاه! پسرهای پنج ساله ی مهد تعاملی، شیر شدن😳👆 ‌ بله!شیرهای قوی و گرسنه ای که رفتن تو جنگل تا دنبال غذا بگردن🤔 غذاشون چیه؟؟؟ ابزارهای فعالیت اون روز!🤗 ‌ مثلا تو این فیلم شیرها با پهلوون گشتن و گشتن تا یه دوست پیداکردن🤩 دوستشون یه لاکپشت کوچولو بود که حسابی سردش بود برای همین بچه ها با کامواهای رنگی تصمیم گرفتن براش لباس گرم درست کنن 😊 ‌ یکی از راه های ایجاد تنوع تو کلاس آنلاین و فعالیت ها اینه که، هربار بچه ها به عنوان شخصیت های مختلف راه بیوفتن دنبال ابزار فعالیتشون، اینجوری هم قبلش با خاله، با صداهای جالب بازی و گفت و گو میکنن هم انگیزه شون برای فعالیت اون روز بیشتر میشه😇 پست رو سیو کنید تا آخر هفته که دنبال ایده بازی بودین، این بازی رو انجام بدین. ‌ ‌#ایده_فعالیت #ایده_بازی #مهد_تعاملی #مهد_کودک_آنلاین #حسینیه_کودک_شهید_چمران #پنج_سالگی_کودک_بازی #پنج_سالگی

02 بهمن 1399 17:01:29

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن