پست های مشابه

chamran_kids

. چه جوری میشه برای درس علوم با انواع حیوانات آشنا شد؟ اونم با بازی و جستجو گری؟ . برای ترغیب بچه ها به درس، خصوصا پسربچه ها، نیاز به یه طرح درس جذاب داریم. . پسرهای کلاس اولی، برای درس علوم در قالب ماموریت قهرمان، به دنبال کشف حیوانات رفتن و یه مجله حیوانات درست کردند. شروع کردن به گشتن، عکس حیوان های متفاوت رو از کتاب ها، مجله ها و جاهای مختلف پیداکردن. . بعد پاهاشون رو شمردن و حدس زدن که چی میخورن؟😇 . ایده ساخت مجله و بعد هم جستجوگری، حسابی به بچه ها کمک کرد که درس رو با انگیزه و علاقه ی بیشتری یاد بگیرن. . شماهم با بچه ها یه مجله درست کنید و این ایده رو برای دوستانتون بفرستین😉🤗 #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #پسران_چمرانی#چمرانی_ها#مجله_حیوانات #کلاس_اولی_ها #درس_علوم_اول_ابتدایی

09 مهر 1399 13:27:44

0 بازدید

chamran_kids

جشن عبادت چمرانی ها چه شکلیه⁉️🤔😇 . جشن عبادت و بندگی، یعنی زمانی که خدا بنده اش را برای عبادت آماده دیده، این اتفاق بزرگ ترین و با شکوه ترین اتفاق زندگی هفت سال دوم بچه هاست. . ما هم در ادبستان میخواستیم این جشن با شکوه هرچه تمام تر برای دخترهای ۹ ساله و پسرهای ۱۱ ساله اتفاق بیفتد. تا یک خاطره ی خوب و به یادماندنی در ذهنشان به یادگار بماند. . سال های پیش، جشن عبادت دخترهای کلاس دومی در پارک برگزار شد. مامان ها مهمان ویژه ی این جشن بودند. پارک را تزیین کردیم، همراه مامان ها کلی بازی کردیم. نمایش اجرا کردیم و عکس یادگاری انداختیم. نماز جماعت خواندیم و دخترها هدیه هایشان که چادر و جا نماز بود را از عمو اعلایی هدیه گرفتند. بعد هم در جشن مان مهمان سفره ای بودیم که مامان ها و دخترها غذاهایش را درست کرده بودند. پسرها هم در کلاس پنجم برنامه ی مشابهی دارند. عمو برایشان از بزرگ شدن و کارهایی که باید انجام دهند می گوید و هدیه شان عبایی است که با آن نماز جماعت می خوانند. . امیدواریم این تلاش مان مورد رضایت معبود قرار گیرد. . #جشن_تکلیف #جشن_عبادت #سن_تکلیف #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #نذر_فرهنگى #جشن_بندگی #تربیت_دینی #تربیت_کودک

25 اردیبهشت 1401 16:34:07

0 بازدید

chamran_kids

دخترهای چمرانی در ارتفاعات طنابی😎🤩 . این دو، سه سال اخیر به خاطر مهمون ناخونده ی ایران و جهان، تعداد اردوهامون انگشت شمار بوده و نسبت به سالهای قبل اردوهای خیلی کمتری رو کنار بچه ها تجربه کردیم، اما چند وقت پیش دل رو زدیم به برف و با نوای سرود دخترهای کلاس اولی و دومی، سر زدیم به پارک طناب، از قضا زمین هم با لباس زمستونی قشنگش سفیدپوش شده بود😊 . بعد مدت ها، حسابی قله ی طنابی رو فتح کردیم، بازی کردیم، گوله های برفی رو باهم لمس کردیم و کلی احساس جدید رو کنار هم تجربه کردیم 😍 . پ. ن: هرچقدرهم شرایط بهمون سخت بگیره، اما به عنوان معلم و مادر و پدر خوبه برای اردو و تفریح بچه ها وقت بذاریم، مخصوصا این روزها که آموزش مجازیه و حضور بچه ها در مدرسه کمتره، پارک ها و مکان های طبیعی بهترین فرصت برای رشد و تغییر حال و هوا هستن🍃 . ⁉️شما چقدر با بچه ها اردو و تفریح میرید؟ جاهای خوبی که میشناسید رو برامون کامنت کنید تا بقیه هم باهاشون آشنا بشند😇👇🏻 . #اردو#پارک_طناب#اردوبازی#برف_بازی #پارک#طبیعت#آموزش_بازی_محور #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #اول_دبستان#دوم_دبستان

07 اسفند 1400 18:07:55

0 بازدید

chamran_kids

. #ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت پنجم تابستان چهارم/#کوه_قاف . یکی از چیزهایی که در تابستان کشف کردم، #کوه بود. نه از این کوه‌های معمولی، کوهی برای کشف، برای پیدا کردن مسیر، برای پیشرفت. جایی که باید تنهایی می‌رفتی تا خودت را اثبات کنی. صبح زود بیدار می‌شدم، کوله‌ام را روی دوشم انداخته، چند لقمه نان و قمقمه داخلش می‌گذاشتم و راه می‌افتادم. بعضی مواقع پسرعمه و پسرعمویم را هم در این کشف بزرگم همراه می‌کردم. در آن گشت‌وگذارها، گل‌ها و گیاهانی پیدا کردم که آن موقع پیش خودم فکر می‌کردم اولین نفری هستم که این گل‌ها را کشف کرده. سنگ‌ها، حشرات و حتی پرنده‌ها، توجهم را جلب می‌کرد. گاهی خاله‌ام که در کوهنوردی ید طولایی داشت و زمین‌شناسی خوانده بود، با ما می‌آمد و سنگ‌های بین مسیر را، برایمان معرفی می‌کرد. بعد از اینکه دانشگاه رفتم در یک برهه‌ای دچار روزمرگی شدم. احساس کردم مسیرم را گم کردم. نمی‌دانستم چه‌کار کنم. یکی از دوستانم مرا به #کوهنوردی دسته‌جمعی دعوت کرد. بعد از مدت‌ها دوباره یاد روزهایی افتادم که در نوجوانی به کوه می‌رفتم. در راه فکر کردم، نفس کشیدم و احساس کردم که هر از چند گاهی لازم دارم از هیاهوی جامعه فاصله بگیرم و کمی به آسمان نزدیک شوم. بعد از آن، مدتی هم تنها به کوه می‌رفتم. برنامه زندگی‌ام اصلاح شد. کتاب خواندنم بیشتر شد. روابط دوستانه‌ام خوب شد. به طرز اعجاب‌انگیزی بلندی کوه، سختی مسیر زندگی را برایم هموار کرد. بعدها از کسی شنیدم که می‌گفت شهید چمران می‌گوید کوه پیغمبر پرور است. من پیغمبر نشدم، ولی تلاش کوه را برای پیغمبر شدن حس کردم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

30 تیر 1399 16:20:47

0 بازدید

chamran_kids

💡 چمران بدون مرز، یعنی هر جای ایران باشی می تونی تو حسینیه کودک شهید چمران بیای و بازی کنی. ‌ یه مهد کودک تعاملی مجازی برای این روزهای کرونایی. ‌ سه روز در هفته، روزی یک ساعت با چندتا هم بازی مهمون خونه هاتون می شیم با اسکایپ. ‌ برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام، یه سر به سایت مون بزنید. ‌chamraniha.com ‌ اگه سوالی در مورد مهد تعاملی دارین، زیر همین پست کامنت کنید:👇 ‌ #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک_مجازی #بازی #چمرانی_ها #در_خانه_بمانیم

20 شهریور 1399 15:10:31

0 بازدید

chamran_kids

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌ 🎊 ساختن یک خاطره ی خوب در ذهن بچه ها، به همت و تلاش شما، نیاز داره. 🤔برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

20 مرداد 1398 07:54:21

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امام جون🌱 خیلی برای نسبت ایجاد کردن بین امام خمینی و بچه های ۵ ساله برنامه ای نداشتیم. یعنی اگر برنامه ریزی هم میکردیم ممکن بود چیز درست و حسابی از آب درنیاید. ولی خود امام انگار برنامه های دیگری برای ایجاد نسبتهای جالب بین خودش و این بچه های کوچک داشت. ‌‌‌‌‌‌ . ‌🔹️همان سال اول پسری وارد حسینیه کودک شد که به امام میگفت "امام جون" و این اسم در بین بقیه بچه ها جا افتاد. این شد اولین نسبت مهربانانه بین امام و بچه های کوچک. بچه هایی درست همسن خودم، آن زمانی که اولین نسبتم با امام شکل گرفت.‌ ‌ . 🔹️🔹️دومین نسبت وقتی شکل گرفت که بچه ها خواستند عکس" امام جون" را ببینند و ما یکسری عکس های امام در حال لبخند و کنار بچه های کوچک را به آنها نشان دادیم. کلی داستان ساده راجع به عکسها گفتیم از اینکه امام جون چقدر بچه هارا دوست داشته و مراقبشان بوده است. ‌‌‌‌‌ ‌ .🔹️🔹️🔹️سومین نسبت بین امام و بچه ها وقتی شکل گرفت که بچه ها به خانه امام جون رفتند. خانه ای بزرگ و بدون هیچ وسیله اضافی( حسینیه جماران). آنجا کلی دویدند، کله معلق زدند، خوراکی خوردند و اینقدر بالا و پایین پریدند که اعتراض مسئولین جماران بلند شد که اینطوری به این مکان بی احترامی میشود. ‌‌‌‌‌‌ ‌🔹️ در حالیکه ما معتقد بودیم بچه ها دارند نسبتشان با امام را در بازی کردن محکم می کنند. و البته تمام روز دنبال امام جون گشتند و ماهم جواب واضحی ندادیم. ‌ فقط در این حد راهنمایی کردیم که الان اینجا نیست. وقتی برگشتند با چه ذوق و شوقی برای بقیه تعریف کرده بودند: امام جون خونش خیلی بزرگ بود. اجازه داد هرچی میخوایم تو خونش بدویم و خوراکی بخوریم، فقط امروز خودش، خونه نبود.... ‌‌‌‌‌ ‌ و بعد از آن امام یکی یکی و هر سال با بزرگ شدن بچه ها نسبتهای جدیدی بین خودش و آنها ایجاد کرد. با هر سال دعوت کردن آنها به خانه بزرگش، به راه دادن آنها به آن یکی خانه اش( مرقد)، به نگاه کردن چشم در چشم آنها از بالای تخته، با شور و هیجانی که به برنامه های دهه فجر بچه ها داد و با خیلی چیزهای دیگر. 🌱🌱 ‌‌‌ ‌ و ما هر سال منتظریم" امام جون" نسبت جدید و جذابی را بین خودش و بچه های ۴ سال تا ۱۱ ساله چمرانیمان ایجاد کند ممنون امام جون ممنون که از بالای تخته و روی دیوارها همچنان حواست به ما و تمام بچه هایت است.... ‌‌‌‌ .#امام_جون #خونه_دوست_داشتنی #پدری_مهربان #نسبت_ما_با_امام #بچه_های_شهید_چمران #حسینیه_کودک #اردوی_جماران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امام جون🌱 خیلی برای نسبت ایجاد کردن بین امام خمینی و بچه های ۵ ساله برنامه ای نداشتیم. یعنی اگر برنامه ریزی هم میکردیم ممکن بود چیز درست و حسابی از آب درنیاید. ولی خود امام انگار برنامه های دیگری برای ایجاد نسبتهای جالب بین خودش و این بچه های کوچک داشت. ‌‌‌‌‌‌ . ‌🔹️همان سال اول پسری وارد حسینیه کودک شد که به امام میگفت "امام جون" و این اسم در بین بقیه بچه ها جا افتاد. این شد اولین نسبت مهربانانه بین امام و بچه های کوچک. بچه هایی درست همسن خودم، آن زمانی که اولین نسبتم با امام شکل گرفت.‌ ‌ . 🔹️🔹️دومین نسبت وقتی شکل گرفت که بچه ها خواستند عکس" امام جون" را ببینند و ما یکسری عکس های امام در حال لبخند و کنار بچه های کوچک را به آنها نشان دادیم. کلی داستان ساده راجع به عکسها گفتیم از اینکه امام جون چقدر بچه هارا دوست داشته و مراقبشان بوده است. ‌‌‌‌‌ ‌ .🔹️🔹️🔹️سومین نسبت بین امام و بچه ها وقتی شکل گرفت که بچه ها به خانه امام جون رفتند. خانه ای بزرگ و بدون هیچ وسیله اضافی( حسینیه جماران). آنجا کلی دویدند، کله معلق زدند، خوراکی خوردند و اینقدر بالا و پایین پریدند که اعتراض مسئولین جماران بلند شد که اینطوری به این مکان بی احترامی میشود. ‌‌‌‌‌‌ ‌🔹️ در حالیکه ما معتقد بودیم بچه ها دارند نسبتشان با امام را در بازی کردن محکم می کنند. و البته تمام روز دنبال امام جون گشتند و ماهم جواب واضحی ندادیم. ‌ فقط در این حد راهنمایی کردیم که الان اینجا نیست. وقتی برگشتند با چه ذوق و شوقی برای بقیه تعریف کرده بودند: امام جون خونش خیلی بزرگ بود. اجازه داد هرچی میخوایم تو خونش بدویم و خوراکی بخوریم، فقط امروز خودش، خونه نبود.... ‌‌‌‌‌ ‌ و بعد از آن امام یکی یکی و هر سال با بزرگ شدن بچه ها نسبتهای جدیدی بین خودش و آنها ایجاد کرد. با هر سال دعوت کردن آنها به خانه بزرگش، به راه دادن آنها به آن یکی خانه اش( مرقد)، به نگاه کردن چشم در چشم آنها از بالای تخته، با شور و هیجانی که به برنامه های دهه فجر بچه ها داد و با خیلی چیزهای دیگر. 🌱🌱 ‌‌‌ ‌ و ما هر سال منتظریم" امام جون" نسبت جدید و جذابی را بین خودش و بچه های ۴ سال تا ۱۱ ساله چمرانیمان ایجاد کند ممنون امام جون ممنون که از بالای تخته و روی دیوارها همچنان حواست به ما و تمام بچه هایت است.... ‌‌‌‌ .#امام_جون #خونه_دوست_داشتنی #پدری_مهربان #نسبت_ما_با_امام #بچه_های_شهید_چمران #حسینیه_کودک #اردوی_جماران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن