پست های مشابه

chamran_kids

🎉 غافلگیری به سبک چمرانی... ‌‌ دخترهای پیش دبستانی، کلاس شان را برای روز معلم و غافلگیر کردن معلم شان تزیین کردند... ‌‌ #شش_ساله_ها #پیش_دبستانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

15 اردیبهشت 1398 05:27:28

0 بازدید

chamran_kids

🖋 🖋 چند وقت پیش تصمیم گرفتم به زیارت مزار شهید چمران بروم. ‌ او مردی رنگین‌کمانی بود؛ یعنی همه‌ی رنگ‌ها را به‌دست‌ آورده‌بود. هم دانش‌مند بود، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّمی شجاع و مهربان و... . ما هم که می‌خواهیم مردانی رنگین‌کمانی شویم، این مرد بزرگ را الگوی خود قرار دهیم؛ یعنی بکوشیم مانند او شویم. 🌈 به‌مناسبت شهادت او یک سرباز رنگین‌کمانی نقّاشی کردم. این هدیه‌ی امروز من به شما است. هرکدام از شما که می‌خواهد شهید چمران را الگوی خود قرار دهد، یک سرباز رنگین‌کمانی نقّاشی کند و عکسش را برایمان بفرستد. سرباز رنگین‌کمانی یعنی سربازی که هم دانشمند باشد، هم هنرمند، هم رزمنده، هم معلّم، هم شجاع، هم مهربان و... . 🌈 بِه‌ترین کار این است که سعی کنیم خودمان تبدیل به این سرباز شویم. این سرباز را نقّاشی می‌کنیم، تا یادمان باشد، قرار است چه بشویم. ‌ ✉ نامه ی یک معلم چمرانی به پسرهای شهید چمران ‌ #یک_معلم_چمرانی #چمرانی_ها

04 شهریور 1398 16:03:48

0 بازدید

chamran_kids

🏃 یکی از کارهایی که بچه ها حتما باید تجربه کنند، بالا رفتن از درخت است. ‌ ‌کاری که چهارساله های چمرانی، هر هفته تجربش می کنند!! شما تا حالا این تجربه رو داشتین؟ ‌ #چهار_ساله_ها #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حسینیه_کودک_شهید_چمران

18 اردیبهشت 1398 05:05:54

0 بازدید

chamran_kids

🍌 دخترم اصلا غذا نمی خوره...پسرم رو باید دنبالش بدوام تا یه قاشق بخوره و خیلی دیگر از نگرانی های این مدلی... ‌ دلایل زیادی برای بدغذا بودن بچه ها وجود دارد اما یکی از دلایل شایع، حساسیت زیاد والدین و امر و نهی در این مورد است. بعضی ها آنقدر در مورد غذا، به کودک خود دستور می دهند که کودک اگر گرسنه هم باشد از روی لجبازی لب به غذا نمی زند... ‌ دستاتو بشور بیا سر سفره بشین. با قاشق بخور. نریزی رو لباست. سفره رو کثیف نکنی. تا کل غذا نخوری حق نداری بری بازی و ... از جمله مکالمات بین والدین و بچه هاست... خوب است قدری از موضع قدرت پایین بیایید و بگذارید کودک خودش در آرامش و بدون هیچ سرزنشی، غذا بخورد... ‌‌‌ پ.ن: بچه های پیش دبستانی تصمیم گرفتند روی موز هاشون نقاشی بکشند تا با لبخند وارد دهانشان شوند. ‌ #تغذیه #پیش_دبستانی #شش_ساله_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها

28 اردیبهشت 1398 11:04:21

1 بازدید

chamran_kids

👩‍👧 زمانی را گذاشته ایم برای بازی کردن و دوستی با طبیعت...آن هم از نوع مادر دختری... ‌ دخترها یک قرار چمرانی دارند. در این روزهای تعطیل، یک روز در هفته دور هم جمع می شوند. برای دوستی با کتاب. کتاب می خوانند، کتاب امانت می گیرند و خودشان هم کتاب می نویسند. در آخر هم یک بازی دسته جمعی با مامان ها و مربیان چمرانی ... ‌ #اوقات_فراغت #تابستان #کتاب #کتابخوانی #چگونه_کودکان_را_به_کتاب_خواندن_علاقه_مند_کنیم #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #مدرسه_طبیعت

08 تیر 1398 18:33:54

0 بازدید

chamran_kids

. اینطور نیست که دختر ما یه روز صبح بیداربشه و از همون روز حجاب کنه و نمازبخونه؛ بلکه یه روند تدریجی و تکوینی رو باید طی کنه. تکلیف شدن دخترها یکی از نقاط عطف زندگی اون هاست که بایدبرای اون برنامه ریزی داشت. . ما تو چمران از همون اول برنامه های دینی رو با بازی و ساختن خاطره های دوست داشتنی تلفیق میکنیم. چیزی به اسم اجبار وجود نداره، بلکه تداعی قشنگ از دین و صبر، دخترهارو به سمت اون میکشونه:) . و اما جشن تکلیف دخترهای ما چه جوریه؟ 🤔 . شاید نسبت به #جشن_تکلیف های دیگه یکم متفاوت باشه، یه روز ساده اما شاد! . جشن تکلیف در پارک برگزار شد. مامان ها از قبل به پارک اومده بودند و دخترها رو غافل گیر کردند. . بعد از کمی بازی، مادرها و دخترها گروه بندی شدند تا "لوح نماز" آماده کنند و هرگروه یک رکعت از نماز چهار رکعتی رو با شکل ها و ذکرهای مربوط به اون کشیدند و نوشتند. . بعد بچه ها برای مادرهاشون نمایش اجرا کردند، جالب تر اینکه مادرهابرای دخترها سرود خوندن چون اینجا سرودخوندن فقط مختص به بچه ها نیست:) . عمواعلایی برای بچه ها قصه گفتند و پرسیدند که جشن تکلیف یعنی چی؟ و بادخترهادرباره کارهایی که بعد مکلف شدن باید انجام بدند صحبت کردند. . شاید بشه گفت لذت بخش ترین قسمت جشن تکلیف، بخش هدیه گرفتن باشه، اونم چادر و جانمازهای رنگیِ قشنگ، گل،عطر و آلبومی از عکس های یادگاری بچه ها که تو ساعت نمازهای مدرسه ازشون گرفته شده بود😊 . نمازجماعت با چادرهای گل گلی، چیدن یه سفره ی خوشمزه با همراهی مامان ها و عکس های دسته جمعی جالب، همه و همه باعث شد یه روزِ به یادموندنی برای بچه ها رقم بخوره. . #جشن_تکلیف #جشن_های_چمرانی #دختران_چمرانی#دخترانه #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

01 مهر 1399 09:19:24

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضه‌خون‌ها و مداح‌ها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریه‌های مادرمون در روضه رشد کردیم و از این‌جور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگی‌کردن‌هام این بود که با چنین شرایطی بچه‌هام بزرگ میشن و یه‌جورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه‌ علی‌اصغر گوش می‌کردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشم‌هاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه‌ منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا می‌کنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمان‌هام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودک‌های هیات شدم و تمام دهه محرم را می‌دویدیم و شعر می‌خوندیم و نقاشی می‌کردیم. نه بچه‌ها تو فضای تاریک هیات و وسط روضه‌های قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضه‌خوانی‌هامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونه‌مون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضی‌تریم. و مهم‌تر از ما، رضایت بچه‌هاست که دیشب وقتی لباس‌های مشکی‌شونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخ‌جون بازم هیات! ‌ @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضه‌خون‌ها و مداح‌ها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریه‌های مادرمون در روضه رشد کردیم و از این‌جور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگی‌کردن‌هام این بود که با چنین شرایطی بچه‌هام بزرگ میشن و یه‌جورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه‌ علی‌اصغر گوش می‌کردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشم‌هاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه‌ منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا می‌کنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمان‌هام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودک‌های هیات شدم و تمام دهه محرم را می‌دویدیم و شعر می‌خوندیم و نقاشی می‌کردیم. نه بچه‌ها تو فضای تاریک هیات و وسط روضه‌های قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضه‌خوانی‌هامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونه‌مون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضی‌تریم. و مهم‌تر از ما، رضایت بچه‌هاست که دیشب وقتی لباس‌های مشکی‌شونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخ‌جون بازم هیات! ‌ @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن