پست های مشابه

chamran_kids

آب بازی یا عملیات نجات؟🤔 . آب بازی از اون دسته بازی هیجانی های جذابه که خیلی از بچه ها دوستش دارند، به خصوص تو بچه های زیر هفت سال کلی فایده ی خوب داره مثل اینکه: 🔸️باعث میشه خلاقیت بچه ها تقویت بشه 🔸️انرژی و هیجانشون تخلیه بشه 🔸️تنش ها، استرس درونی و بعضا خشم اون هارو کم میکنه 🔸️ تو آب بازی خیلی از قوانین بازی و تعامل باهم دیگه رو یاد میگیرند 🔸️ و مهم تر از همه حسابی براشون لذت بخش و دوست داشتنی هست.😇 . حالا اگه این آب بازی رو با چند تا وسیله ی کوچیک و قصه های ساده ترکیب کنیم برای بچه ها شیرین تر میشه؛ مثلا مثل فیلم، ماهیگیری با در بطری یا عملیات نجات قایق هایی که دارن غرق میشن،جنگ آبی با سلاح های ابری و ...🤔 . پ.ن: این فیلم توسط خاله های حسینیه کودک شهید چمران ساخته شده. اگر دلتون میخواد برای بازی و فعالیت با بچه های ۴،۵ ساله ایده بگیرید و فیلم های مارو ببینید، به هایلات کانال مراجعه کنید😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید تا یادتون بمونه با این بازی، بچه هارو به وجد بیارید😉 راستی از تجربه های آب بازیتون با بچه ها برامون بگید🤗 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #آب_بازی_کودکان #بازی_هیجانی #کودک#بازی_ساده #بازی_کودک

21 آبان 1399 19:03:42

0 بازدید

chamran_kids

🖋 پروژه ی نویسندگی یکی از پروژه هایی است که دخترهای چمرانی، نوشتن را تمرین می کنند. ‌ دخترهای کلاس اولی از همین روزهای اول پروژه ی نویسندگی شان را با درست کردن یک مجله شروع کردند. مجله ی شان فعلا تصویری است تا در ماه های بعد، متن هم به آن اضافه شود. ‌ #هفت_ساله_ها #کلاس_اولی_ها #سواد_آموزی #طرح_درس #فارسی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

18 تیر 1398 04:56:41

0 بازدید

chamran_kids

. بچه ی سه تا شش سال دارین ؟ ⁉️دیگه نمی دونین باهاش چی بازی کنین ؟ 🤯دنبال کلاس تابستونی هستین ؟ 🎞️این ویدئو رو ببینین و با برنامه های پایگاه تابستانه ی چمران برای بچه های سه ، چهار و پنج سال آشنا بشین . 💻چطوری ثبت نام کنین ؟ وارد سایت چمرانیها بشین و ثبت نام کنید 👇🏻 chamraniha.com/ ✔️راستی یادتون نره این پست رو برای همه ی مامان باباهایی که بچه ی سه تا شش سال دارن بفرستین . #چمران#مهد_کودک#مهد#حسینیه_کودک #سه_سال#چهار_سال#پنج_سال#اردو #مهد_مجازی#مادر_و_کودک

06 تیر 1400 17:20:22

0 بازدید

chamran_kids

✏ در دانشگاه که درس می خواندم، همیشه این ایراد را به نظام آموزشی وارد می کردند که روش تدریس معلم ها یکی از بدترین روش هاست. اینکه معلم صرفا گوینده باشد و دانش آموز صرفا شونده. نمی‌دانم چرا با اینکه همه می گویند بد است بازهم روش غالب آموزش، همین است!! در ادبستان شهید چمران، چندین روش برای آموزش مطالب درسی وجود دارد. یکی از آنها معلم شدن خود بچه هاست. یکی از دخترهای کلاس سومی، معلم آموزش یکی از دروس فارسی شد. او از بچه ها خواست که دو گروه شوند و بر اساس متن درس، فعالیت طراحی کنند. بچه ها فعالیت های طراحی شده را بین دو گروه رد و بدل کردند و آنها را انجام دادند. مربی: مهری حدادی #کلاس_سومی_ها #روش_تدریس #آموزش #کودک #فارسی #تربیت #آموزش_فارسی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران

25 دی 1398 15:56:43

0 بازدید

chamran_kids

💡 آیا چمران شعبه ی دیگری دارد؟ 👇 مدرسه‌ی صحرایی علّامه اقبال لاهوری مدرسه‌ی صحرایی، مدرسه‌ای بدون در و دیوار و سقف و پنجره است، که در هم‌سایگی امام‌زاده سه‌برادران جای گرفته. دانش‌آموزان این مدرسه، کودکان مهاجران پاکستانی هستند‌. هر هفته یکی‌دو روز این مدرسه فعّال می‌شود. مربّی‌ها می‌روند دنبال بچّه‌ها. آن‌ها را جمع و کارشان را آغاز می‌کنند. از بسترهای زندگی روزمرّه‌ی آن‌ها استفاده می‌کنند، تا خواندن، نوشتن و دانش‌ها و مهارت‌های گوناگون را به آن‌ها بیاموزند‌‌. دو نفر از بچه های پاکستانی مسئول ثبت نام شدند. بعد از ثبت‌نام، بچّه‌ها دو گروه شدند.‌ گروه اوّل یعنی بچّه‌های بزرگ‌تر درگیر پروژه‌ی درست‌کردن شربت شدند. آن‌ها برای درست‌کردن شربت به وسایلی نیاز داشتند‌. امّا در مدرسه‌ی صحرایی علّامه اقبال، وسایل را به‌آسانی دراختیار بچّه‌ها نمی‌گذاریم. آن‌ها برای به‌دست آوردن نیازهایشان باید مسیری را طی کنند. پیش از بیان مسیر رسیدن به وسایل، نکته‌ی مهم، ارتباط ادبستان حمزه‌ی دوران و مدرسه‌ی صحرایی است. دانش‌آموزان ادبستان( حسین صبری، علی حیدری و محمّد قطبی ) به‌عنوان مربّی( عمو ) در مدرسه‌ی صحرایی استخدام شدند‌. این مربّی‌ها، کلمات کلیدی و مهم را روی کاغذهای بلیت‌مانندی نوشتند، تا دانش‌آموزانِ مدرسه‌ی صحرایی ازروی نوشته‌های آن‌ها مشق کنند.‌ مسیر به‌دست‌آوردن وسایل همین است، که هرکس نام وسیله‌ای را که می‌خواهد روی بلیت سفیدی بنویسد و به مربّی‌های کوچک تحویل دهد. دانش‌آموزان مدرسه‌ی صحرایی در تلاش برای به‌دست‌آوردن موادّ شربت آموزش می‌بینند؛ مثلاً یاد می‌گیرند چه‌طور باید بنویسند شکر؛ چه‌طور باید بنویسند خاک‌شیر؛ چه‌طور باید بنویسند شربت. اگر شکل کلّی کلمه‌ها را یاد بگیرند، در مرحله‌ی بعد می‌آموزند که این کلّیت‌ها را به اجزایشان( حروف و نشانه‌های فارسی ) بشکنند. ‌ امّا تفاوت اصلی و مهمّ مدرسه‌ی صحرایی با مدرسه‌های دیگر: در مدرسه‌ی صحرایی فقط درس مهم نیست. مسئولیت‌پذیری هم مهم است. بچّه‌هایی که مسئولیت درست‌کردن شربت را به‌عهده گرفتند، پس از به‌دست‌آوردن وسایل، کارشان را شروع کردند. ‌ #یک_مدرسه_چمرانی #شعبه_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #چمرانی_ها

11 مرداد 1398 07:51:46

0 بازدید

chamran_kids

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

28 تیر 1399 18:32:34

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌‌ 🎊 تو این عید، می خوایم بچه ها کارهایی که دوست دارند رو انجام بدن. برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر ‌‌ 🎊 تو این عید، می خوایم بچه ها کارهایی که دوست دارند رو انجام بدن. برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن