پست های مشابه

تجربه نگاری

مادر دریایی از عشق، از خودگذشتی و صبره! 💫 مادر اونیه که از خواسته ها و نیاز های خودش میزنه تا زندگی رو برای خانوادش زیباتر کنه. توی این مسیر ممکنه فشار های جسمی و روحی زیادی به مادر وارد بشه و باعث فرسودگیش بشه. برای همین باید در کنار رسیدگی به خانواده از خودش هم مراقبت کنه. 😣 این مراقبت ممکنه ورزش باشه، 🧘🏻‍♀️ رسیدگی به پوست و مو باشه،🧖🏻‍♀️ وقت گذروندن با دوستان باشه و ...👭🏻 حالا مادر ها، برامون بنویسین که چجوری از خودتون مراقبت میکنین؟ چه کار هایی برای سلامت روح و جسمتون انجام میدین؟ 👇🏻❤

07 دی 1401 09:47:40

2214 بازدید

تجربه نگاری

یکی از سخت ترین و دردناک ترین تجربه هایی که یه کودک میتونه داشته باشه از دست دادن یکی از نزدیکان یا عزیزانشه 😔 فوت عزیزان رو چجوری به کوچولوتون توضیح دادین؟ در جواب بچه ها به سوالایی مثل مرگ چیه و مامان بزرگ کجا رفته چی میگین؟ برامون تجربه هایی که درباره فوت یکی از نزدیکان کودک داشتین و اینکه چجوری بهشون توضیح دادین رو این پایین بنویسین 👇🏻

29 آبان 1401 14:58:13

3097 بازدید

تجربه نگاری

روز هایی که کوچولو ها مریض میشن جزو سخت ترین روز های پدر و مادر هاست... مخصوصا اگه با یه کوچولوی بدقلق روبرو باشن که هیچ جوره دارو نمیخوره 😫 این دسته از والدین، انقدر باید روش ها و ترفند های مختلف امتحان کنن تا یکیش جواب بده از قاطی کردن دارو با آب میوه و سوپ بگیر... تا فوت کردن تو صورتش که قورت بده 😅 حالا شما برامون بگین که چجوری به کوچولوی بدقلقتون دارو میدین؟ چه ترفند هایی دارین؟ این زیر تجربتون رو بنویسین تا به بقیه مامان بابا ها کمک کنیم👇🏻🤩

26 دی 1401 13:15:01

2611 بازدید

تجربه نگاری

قدیما که بچه بودیم از همون وسطای زمستون شوق اومدن عید رو داشتیم... ذوق میکردیم که قراره کلی خونه فامیلا دور هم با بچه هاشون بازی کنیم و خوراکی های خوشمزه بخوریم و سفر های جذاب بریم 🔆 لباس های نویی که خریده بودیم رو هزار دفعه تا رسیدن نوروز میپوشیدیم و باهاشون تو خونه راه میرفتیم...🥿👗 همه چی در عین سادگی خیلی قشنگ بود و حال و هوای عید ناخودگاه همه وجودمونو در بر میگرفت 😍 ولی حالا این حال و هوای عید به هر دلیلی توی کوچولوهامون به هر دلیلی کمرنگ شده... اینجا برامون بنویسین که شما چجوری حال و هوای عید رو تو بچه هاتون ایجاد میکنین؟ باهامون در میون بذارین 😊🌹👇🏻

21 اسفند 1401 10:00:17

1165 بازدید

تجربه نگاری

روز مادر نزدیکه و خیلیا دنبال بهترین کادو ها میگردن که باهاش از مادر یا همسرشون قدردانی کنن! 😍 برامون بنویسین که تا به حال چه کادویی به مادرتون دادین که خیلی باعث خوشحالیش شده؟ 🎁 یادتون نره که هدیه قرار نیست گرون باشه تا بهترین باشه 😊 ممکنه یه سنجاق سر هم باعث خوشحالی مادر بشه 💫 سایه همه مادر ها بالای سر فرزندانشون باشه و روح مادر هایی که پیشمون نیستن در آرامش باشه ❤ نطراتتون کمک میکنه که انتخاب بهتری داشته باشیم 😉

12 دی 1401 16:50:35

5395 بازدید

تجربه نگاری

یکی از هیجان انگیز ترین لحظه ها برای پدر ها لحظه ایه که خبر بابا شدنشون رو میشنون 😊 بعضی هاشون ذوق زده میشن و بعضیاشون از حجم مسئولیتی که یهو میاد رو دوششون میترسن😅😂 خیلی از مامانا تلاش میکنن که این خبر رو جوری به باباها بدن که سوپرایز بشن و اون لحظه، یه خاطره به یادموندنی بشه 😍 بعضیا آزمایش مثبت بارداریشونو کادو میکنن، بعضیا یه تیکه از وسایل نینی مثل کفش رو به بابا هدیه میدن، یه سریا با بازی و پانتومیم این خبر رو به باباها میدن، و ... حالا شما بگین که خبر بارداری رو چجوری به همسرتون دادین؟ واکنشش چی بود؟ 🤰🏻 این زیر برامون بنویسین 🤩👇🏻

14 آذر 1401 12:33:24

2417 بازدید

پشتیبان بامانو

49

19

عجیب ترین ویارت در زمان بارداری چی بوده؟

یکی از چیزایی که خانومای باردار باهاش مواجهن ویاره... که برای هر مامانی متفاوته! مورد داشتیم که از بوی شوهرش بدش میومده 😅 یا علاقه عجیبی به خوردن گچ پیدا کرده 😁 یا ساعت ۳ نصفه شب هوس غذایی رو کرده که تا به حال نخورده🍔 برامون این زیر بنویسین که ویار عجیبِ شما (یا همسرتون) چی بوده؟ یادتون نره که با اشتراک گذاشتن تجربه ها و جواب هاتون برنده جایزه های جذابی میشین 🤩 🥳🎁 جایزه این هفته یه میکروفون اسپیکر باحاله که بچه هاتون عاشقش میشن 🎁🥳 پس حتما جوابت رو توی نظرات برامون بنویس 👇🏻😁

07 آبان 1401 16:52:38

ساعت ۱۲ شب انقدر دلم قورمه سبزی می خواست که نشسته بودم گریه می کردم!

زهرا موسوی

-3 پاسخ

09 آبان 1401 15:45:17

😅

09 آبان 1401 22:40:29

الان که بهش فکر می‌کنم خیلی بی منطقه این حجم از خواستنِ قرمه سبزی! اما تو موقعیتش که باشی قشنگ احساسات و تمایلت آدم تو بارداری همینقدر شدید و بی‌منطقه!

09 آبان 1401 22:42:32

منم یه بار انقدر دلم آش رشته میخواست، تا مرز گریه کردن رفتم! خدا رو شکر آش رسید و کار به جاهای باریک نرسید😂

08 آبان 1401 15:48:57

من به شدت هوس هندونه کرده بودم و اون فصل هندونه نبود. شوهرم بنده خدا کلی گشت تا تونست پیدا کنه 😁

رضوانه سبزواری

-2 پاسخ

09 آبان 1401 10:35:04

😄 وای این هوس‌های خارج فصل

13 آبان 1401 17:11:35

اه بند خدا بیچاره

09 آبان 1401 08:57:32

من خیلی بستنی دلم میخواست که خب خدا رو شکر در دسترس بود :)

Maryam

-1 پاسخ

10 آبان 1401 08:17:42

از معدود ویاری های خوشبخت بودی 😉 😅معمولا دقیقا اونچیزی که در دسترس نیست رو آدم هوس میکنه 🙃

09 آبان 1401 09:20:27

من از بوی یخچال بدم میومد. هر دفعه در یخچالو میخواستم باز کنم نفسمو حبس می کردم 😵‍💫

یاسمین شکوهی

-1 پاسخ

11 آبان 1401 14:40:01

😄

09 آبان 1401 10:34:42

آش رشته! صبحونه؟ آش رشته ناهار؟ آش رشته شام؟ آااا.... اِ آش تموم شد؟ نیمی از قوتِ غالب من در دوران بارداری آش رشته بود!

راضیه مقدم

-2 پاسخ

10 آبان 1401 08:16:15

😂😂😂

10 آبان 1401 15:31:32

😂

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

09 آبان 1401 11:09:48

زهره اسلامی

-2 پاسخ

تجربه نگاری

پشتیبان بامانو

49

19

یکی از چیزایی که خانومای باردار باهاش مواجهن ویاره... که برای هر مامانی متفاوته! مورد داشتیم که از بوی شوهرش بدش میومده 😅 یا علاقه عجیبی به خوردن گچ پیدا کرده 😁 یا ساعت ۳ نصفه شب هوس غذایی رو کرده که تا به حال نخورده🍔 برامون این زیر بنویسین که ویار عجیبِ شما (یا همسرتون) چی بوده؟ یادتون نره که با اشتراک گذاشتن تجربه ها و جواب هاتون برنده جایزه های جذابی میشین 🤩 🥳🎁 جایزه این هفته یه میکروفون اسپیکر باحاله که بچه هاتون عاشقش میشن 🎁🥳 پس حتما جوابت رو توی نظرات برامون بنویس 👇🏻😁

ساعت ۱۲ شب انقدر دلم قورمه سبزی می خواست که نشسته بودم گریه می کردم! زهرا موسوی

07 آبان 1401 16:52:38

-3 پاسخ

😅

09 آبان 1401 15:45:17

الان که بهش فکر می‌کنم خیلی بی منطقه این حجم از خواستنِ قرمه سبزی! اما تو موقعیتش که باشی قشنگ احساسات و تمایلت آدم تو بارداری همینقدر شدید و بی‌منطقه!

09 آبان 1401 22:40:29

منم یه بار انقدر دلم آش رشته میخواست، تا مرز گریه کردن رفتم! خدا رو شکر آش رسید و کار به جاهای باریک نرسید😂

09 آبان 1401 22:42:32

من به شدت هوس هندونه کرده بودم و اون فصل هندونه نبود. شوهرم بنده خدا کلی گشت تا تونست پیدا کنه 😁 رضوانه سبزواری

08 آبان 1401 15:48:57

-2 پاسخ

😄 وای این هوس‌های خارج فصل

09 آبان 1401 10:35:04

اه بند خدا بیچاره

13 آبان 1401 17:11:35

من خیلی بستنی دلم میخواست که خب خدا رو شکر در دسترس بود :) Maryam

09 آبان 1401 08:57:32

-1 پاسخ

از معدود ویاری های خوشبخت بودی 😉 😅معمولا دقیقا اونچیزی که در دسترس نیست رو آدم هوس میکنه 🙃

10 آبان 1401 08:17:42

من از بوی یخچال بدم میومد. هر دفعه در یخچالو میخواستم باز کنم نفسمو حبس می کردم 😵‍💫 یاسمین شکوهی

09 آبان 1401 09:20:27

-1 پاسخ

😄

11 آبان 1401 14:40:01

آش رشته! صبحونه؟ آش رشته ناهار؟ آش رشته شام؟ آااا.... اِ آش تموم شد؟ نیمی از قوتِ غالب من در دوران بارداری آش رشته بود! راضیه مقدم

09 آبان 1401 10:34:42

-2 پاسخ

😂😂😂

10 آبان 1401 08:16:15

😂

10 آبان 1401 15:31:32

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن