aliyeh.heybatii
دنبال کننده
75
پست
691
کمک می کنم رابطه بهتری با فرزندت داشته باشی روانشناس و درمانگر تخصصی کودک و نوجوان مشاور والدین /نویسنده کتاب فرزندپروری آگاهانه مشاوره ۰۹۱۵۷۵۵۳۶۲۶
پست های مشابه
aliyeh.heybatii
. در #اتاق_درمان بسیار دیده ام پدر و مادرهایی که خود را زیر بار فشار زندگی له و مچاله کرده اند و #خستگی، #دلمردگی،#تنش و #ترس و #اضطراب در نگاه و رفتار آنها موج میزند😕 همه وهمه ی این کارها را برای برآورده کردن خواسته های فرزندان وهمسر خود و برای براوردن رفاه و آسایش آنها انجام میدهند.😓 جای تحسین و تقدیر دارد همه ی این تلاش ها اما از این نکته غافلیم و ان اینکه فرزندان ما به پدر و مادری نیاز دارند که شاد ،راضی،پرانرژی،سرحال و امید بخشند👌 #خانواده#روابط_عاطفی #خانواده_شاد#سواد_رابطه #کودک#فرزندپروری#فرزند_پروری#تربیت#عالیه_هیبتی#روانشناسی#بیرجند #عشق_ورزیدن#عاشق#امید#سبک_تربیت#رابطه_مطلوب#سلامت_روان
31 فروردین 1399 05:27:50
0 بازدید
aliyeh.heybatii
. ▪️خواهش میکنم ترسهای کودکان را جدی بگیرید و برای درمان اضطراب اقدام کنید مثل ترس از آسانسور ترس از هیولا،حیوان تاریکی،تنهایی،ترس از عروسک آنابل و.... چون آنها برای او بسیار واقعی و جدی هستند. از دید کودک ترس از فلان چیز اصلاً شوخی و کم اهمیت نیست پس لطفاً از جملاتی مانند "تو که دیگه بچه نیستی، این کارها مال کوچولوهاست" اجتناب کنید. اگر ترس او را کم اهمیت بیانگارید کودک احساس میکند که دارید او را مسخره میکنید و در نتیجه دیگر در مورد ترسهایش با شما صحبت نخواهد کرد. در عوض، گفتن جملاتی مانند این که "میفهمم، چیزهایی هم هست که من را میترسونه. مهم این است که اجازه ندهیم ترس ما را شکست بده" به کودک کمک میکند تا احساس کند که شرایط او را درک میکنید و او تنها نیست. #ترس#روانشناسی_کودک#روانشناسی_سلامت#روانشناسی_خانواده#عالیه_هیبتی
03 بهمن 1398 06:06:31
1 بازدید
aliyeh.heybatii
. تلنگر مبتلا بودن به تردید ،رنج عمیقی ست. تردید در ماندن یا رفتن..... تمام کردن یا ادمه دادن..... تردید در دل دادن یا دل کندن ....همه ی ما دو راهی های سختی را در زندگی تجربه کرده ایم وگاهی برای اینکه تصمیم نگیریم بر کردیم تا زمان گذر کند وفکر کرده ایم اگر زمان بگذرد میتوانیم تصمیم بگیریم . در ابتدای تصمیم گیری ها ودیدن دوراهی ها شاید گذر زمان کمکمان کند اما زیادی منتظر گذر زمان بودن میتواند مارا مبتلا کند. مبتلا به تردید!! واین تردید آرام آرام بخشی از ما میشود. همراه تمام لحظات میشود ودر کوچکترین تصمیم هاهم وارد میشود. زندگی هرچه که باشد خاموش خواهد شد اگر حسش نکنیم وتردید تمام حس های ما را تحت تاثیر قرار میدهد. تردید شما را در برزخی بی انتها قرار میدهد نه کاملا دل میدهید ونه کاملا دل می کنید . لذت عمیق حس کردن زندگی را با نشستن بر سر دو راهی از خودمان نگیریم.
27 آذر 1398 19:21:57
6 بازدید
aliyeh.heybatii
تا حالا بچههایی رو دیدین که بچگی نمیکنن و زود بزرگشون میکنن؟ یه نمونه آشکار، ویلیام جیمز سیدیسه. مادر ویلیام، پزشک و پدرش روانشناس بود و معتقد بودن که مغز انسان رو هم مثل عضلات بدن میشه پرورش داد و تقویت کرد. واسه همین از همون روزهای اول تولدش، به شکل بیرحمانه و گستردهای روزانه چندین ساعت شروع به یاد دادن حروف الفبا بهش کردن. توی ۱۸ ماهگی میتونست نیویورکتایمز بخونه. به جای شعرها و قصهها و بازیهای کودکانه، بهش جغرافیا و هندسه و زبان یاد میدادن. تا سن ۸ سالگی ۸ تا زبان زنده یاد گرفت. توی همین سن بعضی وقتها به طور ناگهانی و بدون دلیل میخندید و واکنشهای عصبی از خودش نشون میداد. توی ۱۱ سالگی وارد دانشگاه هاروارد شد. ۱۲ سالگی شروع به تدریس توی همون دانشگاه کرد. توی ۱۴ سالگی میتونست برای دانشمندان اون موقع درباره مفاهیم پیچیده علم مثل امکان زندگی در مریخ سخنرانی کنه. کمکم فهمید بلد نیست با مردم ارتباط برقرار کنه و همه دارن ازش فرار میکنن. از پدر و مادرش به خاطر روش تربیتیشون متنفر و خودش رو گم و گور کرد تا اینکه سال ۱۹۴۴ توی یه مسافرخونه و در سن ۴۶ سالگی و در اوج فقر مالی به خاطر ذاتالریه از دنیا رفت. این قدر از پدر و مادرش که زندگی و مغزش رو نابود کرده بودن، متنفر بود که حتی به ارثیه هنگفتی که براش باقی گذاشته بودن، دست نزد. خیلی از پدر و مادرهای امروز هم شاید نه به این شدت، ولی اینجوری هستن. دوست دارن بچهشون نخبه و دانشمند بار بیاد؛ مخصوصاً اگه ببینن یه نیمچه استعدادی داره، بچه بدبخت رو میبندن به این کلاسهای جمع و تفریق ذهنی و محاسبه با چرتکه و بچه رو از اون دنیای کودکانهش محروم میکنن. بعضی پدر و مادرها هم آرزوهای برآورده نشده خودشون رو میخوان از طریق بچههاشون برآورده کنن. مثلاً چون خودشون دوست داشتن ساز زدن یاد بگیرن و نتونستن، بچهشون رو بدون اینکه هیچ علاقهای داشته باشه، میفرستن آموزشگاه موسیقی. چند وقت پیش یه دختر ۵ ساله رو تلویزیون نشون میداد که پدر و مادرش بهش شاهنامه یاد میدادن! آخه اون بچه از «خروش از خم چرخ چاچی بخاست» چی میفهمه؟! بذاریم بچهها از بازیهاشون لذت ببرن و شاد باشن. وقت واسه رشد کردن و یاد گرفتن و دانشمند شدن و کارآفرین شدن و ثروتمند شدنشون زیاده. بذاریم بچهها فقط بچگی کنن. با من موافقین؟ از این جور پدر و مادرها توی اطرافیانتون دارین؟ #ویلیام_جیمز_سایدیس#انتظار_بیش_از_حد_صدمه_زننده_هست #کودک#نوجوان#والدین_سختگیر #شاهنامه_خوانی #فرزند_پروری #تربیت_سالم #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده
10 بهمن 1400 06:54:32
72 بازدید
aliyeh.heybatii
. رابطه های خوب با حرفای قشنگ شروع میشه ولی با رفتارای درست دوام پیدا میکنه بیشترادما اولش رو خیلی خوب بلدن ولی درادامه پراز اشتباهن .... . #رابطه_عاطفی #حرفای_قشنگ #حرفای_دل #حرفایقشنگ #رفتار #رفتار_درست
27 آذر 1398 04:05:04
24 بازدید
aliyeh.heybatii
شما چه خاطراتی ساختین؟ یا دوست دارین بسازین؟ تا حالا به این موضوع فکر کردین?🤔 #خاطرات_کودکی #خاطرات #خاطرات_شاد_کودکی#بهترین_هدیه #کودک#نوجوان#خانواده#والدین_آگاه #فرزند_پروری #تربیت #حال_خوب #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده
08 آذر 1400 18:49:08
58 بازدید
عالیه هیبتی
0
0
نمی دانم وقتی غذایی که پیک موتوری رستوران برایتان می آورد سرد است، چه می کنید. نمیدانم وقتی سوار تاکسی می شوید و می بینید کولر را روشن نکرده، چه می کنید. نمیدانم وقتی کتابی را میخرید و میبینید که جلد آن تا شده یا صفحه ای از آن کثیف است چه می کنید. نمی دانم وقتی از سوپرمارکت خرید می کنید و متوجه می شوید که یکی از اقلام، اشتباه ارسال شده چه می کنید. نمی دانم وقتی در کافی شاپ، کمی از چای در نعلبکی ریخته یا نانی که می آورند کمی مانده است، چه می کنید. من معمولا چیزی نمی گویم مگر این که مجبور شوم (مثلاً کفشی بخرم و کفش دیگری تحویلم شود که در آن جا هم تا حد امکان، ایراد را گردن می گیرم و مثلاً میگویم ظاهراً من در توضیح مشخصات کفش اشتباه کردهام یا خوب بیان نکردم). قدیم ها چنین اخلاقی نداشتم. اما چند سال پیش، دوستی من را با مفهوم "مهمانی دنیا "آشنا کرد. و گفت: بعضی در دنیا، مثل صاحب خانه اند و برخی مثل مهمان. وقتی به عنوان مهمان جایی میرویم، توقعات کمتری داریم. به طعم غذا، کهنه بودن میوه، به رنگ در و دیوار، اعتراض نمی کنیم. انگار " پیچپذیرش" مان را چرخانده اند و روی سطح دیگری تنظیم کردهاند. در دنیا میتوان دو جور زیست. مثل صاحبان دنیا و مثل مهمان های دنیا. یادم هست به او گفتم: اگر هیچ کس اعتراض نکند، هیچ چیز بهتر نمی شود. همه چیز بد می ماند. این نسخه ی تو، نسخه ی سقوط و قهقراست. اما او پاسخ داد: همیشه کسی هست که اعتراض کند. دنیا، صاحبان فراوان دارد. چیزی که کم است، مهمان است. نگاه طلبکارانه- حتی وقتی حق با توست- بر روی روش و منش تو تاثیر میگذارد و از تو انسان دیگر می سازد و تو از جمع "اقلیت مهمان "به " اکثریت صاحب خانه" میراند. دوستم دیگر بین ما نیست. از مهمانی دنیا رفته است. اما حرفش هنوز گوشه ذهنم مانده . دنیا، بازی بزرگی است که من، در چند صحنه از آن، مهمان هستم. همین و نه بیشتر. این روزها که اینجا و آنجا برخوردهای طلبکارانه را می بینم، با خودم می گویم شاید محروم شدن ما از بسیاری از حقوق طبیعی مان در عرصه های عمومی، ما را به سمت طلبکاری افراطی در قلمرو های خصوصی سوق داده باشد. شاید هم، چنین نباشد. نمی دانم. #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده