chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
"بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟ " . اردوی مشاغل یکی دیگه از اردوهای چمرانی هست که باتوجه به روحیات و علاقه ی بچه ها و پروژه هایی که تو مدرسه انجام میشه، تو برنامه هامون قرار داره. . قبل از کرونا روزهایی بود که با بچه ها به کارگاه خیاطی، سفالگری، نونوایی، شیرینی پزی و حتی پرورش ماهی سرزدیم. مثلا دیدن کار و ابزار یه خیاط برای دخترها، خیلی جالب و هیجان انگیز بود یا فرهای بزرگ و پختن اون همه نان و شیرینی خوشمزه حسابی اون هارو به وجد میاورد.🤗 . ما همیشه قبل از اردو هماهنگ میکردیم و وسایل لازم برای فعالیت رو با خودمون میبردیم یا از خود صاحب شغل میگرفتیم تا بچه ها بعد از مشاهده ی دقیق و گرفتن جوابِ سوال هاشون دست به کار بشند و همونجا درست کردن عروسک، شیرینی و ... تجربه کنند.😊 . این اردوها علاوه براینکه باعث آشنایی بیشتر با مشاغل مختلف میشد، به بچه ها کمک میکرد که به علاقه هاشون پی ببرند و فکر کنند که در آینده دوست دارند چیکاره بشند؟🤔 . 🌸این پست رو سیو کنید 😉 🌸بچه های شما دوست دارند چیکاره بشند؟ . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مشاغل#اردو #اردو_های_چمرانی #دختران_چمرانی
07 آبان 1399 19:13:07
0 بازدید
chamran_kids
. خوابگاه دختران . 📝قسمت آخر . "ما دهه شصتیها چه کاره هستیم؟" . بالاخره ما دخترهای دهه شصتی، به #دانشگاه رسیدیم. بعضی ها در ابتدا یا میانه دانشگاه ازدواج کردند، و بعضی هم نه. در زمان ما خیلی رایج بود که به خاطر درس دختری ازدواج نکند یا ازدواجش را به تاخیر بیندازد. و البته خیلی مرسوم تر این بود که همزمان با درس خواندن بچه دار نشد چون قرار نبود نسل ما بچه های زیادی به دنیا بیاورد پس وقت به اندازه کافی داشتیم. ما نسلی بودیم که هم زمان کودکی خودمان و هم زمانی که قرار بود مادر شویم، جمله" فرزند کمتر زندگی بهتر" را روزی چند بار شنیده بودیم و کاملا ملکه ذهنمان شده بود. خیلی از ما بین ادامه تحصیل، ازدواج و بچه دار شدن معلق مانده بودیم. دانشگاه هم هیچ کمکی به مصمم تر شدن ما در هیچ مسیری نمی کرد و حتی ما را در برهه هایی سردرگم تر کرد. خودم در کلاسی از یکی از اساتید شنیدم که با جدیت هر چه تمام تر داشت میگفت بهترین سن برای ازدواج دخترها، ۳۵ و پسرها ۴۰ سالگی است. همان موقع از ذهنم گذشت که احتمالا دو تکه سنگ قرار است باهم ازدواج کنند. هیچ کدام ذره ای از موضعش کوتاه نخواهد آمد. و حالا به همه این سردرگمی ها اضافه کنید که بالاخره ما باید کار کنیم یا خانه دار باشیم. و این جمله که : درس خوندی که چی بشه بالاخره باید یه استفاده ای بکنی، هر روز در گوشمان زمزمه میشد. من خودم در برهه های مختلف چرخ های زیادی خوردم و تجربه های زیادتری کسب کردم تا بالاخره رسیدم به راه انداختن حسینیه کودک شهیدچمران.... . شما چقدر در گذر زندگی پیچ و تاب خوردید و چه تجربه هایی کسب کردید؟؟؟:) . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #فرزند_کمتر_زندگی_بهتر #دختران_دهه_شصتی #دهه_شصت #دهه_شصتیها
20 تیر 1399 07:52:10
0 بازدید
chamran_kids
《چرا پرندهها را در قفس دوست داریم؟》 این تیتر از فصل چهارم کتاب «من دیگر ما» موضوع #چالش روزِ والدین پیشدبستانی بود. تفاوت زیادی در شرایط زندگی از گذشته تا به امروز به وجود آمده و بچهها در دنیای جدیدی در حال زندگیکردن هستند...🤔 گاهی تعاریف ذهنی ما از فعالیت و #آزادی فرزندانمان آنقدر محدود میشود که ناخودآگاه آنها را در قفس و چارچوبهای شکلگرفته در ذهن خودمان محصور میکنیم. شما چه برداشتی از تصویر انتخاب شده برای این بخش دارید؟!🤔 #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #من_دیگر_ما #آزادی_کودک #تربیت_دینی #خانواده_چمرانی #ادبستان_پسرانه #فرزند_پروری
25 فروردین 1399 17:51:20
0 بازدید
chamran_kids
✒ چمرانی ها برای خانه، تکلیف دارند، اما کمی متفاوت! پسرهای کلاس سومی، تکلیف بازاریابی دارند... به نظر شما چه مهارت هایی در این تکلیف، تمرین و تقویت می شود؟ #کلاس_سومی_ها #مشق_شب #تکلیف #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
08 اردیبهشت 1398 03:40:48
0 بازدید
chamran_kids
دوست های عروسکیِ گل پونه اینجان!!!؟😳 . تو این فیلم دوست های گل پونه به خونه ی دخترها ی ۴ ساله سفر کردن اما مشکلشون اینه که نه چشم دارن، نه دهن،نه مو... پس بچه ها باید اون هارو درست کنند😊 . درست کردن عروسک انگشتی یا دستی علاوه بر این که میتونه یه دست ورزی خوب برای بچه ها باشه، اجرای نمایش و گفت و گو با اونها به رشد مهارت های اجتماعی و هیجانی کمک میکنه و باعث میشه بچه ها رابطه ی صمیمی تری باهمدیگه و با خاله شون برقرار کنند😇 . پ.ن: خانم فاطمه مزارعی با کارشناسی علوم تربیتی، سه سال تجربه ی کار در حسینیه کودک شهید چمران رو دارند. سابقه ی شرکت در یک دوره ی تربیت مربی در پیش دبستان و دبستان رو دارند، ایشون در حال حاضر مربی حسینیه کودک شهید چمران، مهد تعاملی و در بخش راهچه(مشاوره ی چمرانی) مشغول به فعالیت هستند. . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهدتعاملی #مهد_مجازی #مهدکودک #معلم_های_چمرانی #بازی_نمایشی #عروسک_نمدی
25 بهمن 1399 13:13:34
0 بازدید
chamran_kids
. 📝قسمت دوم . "فضای مدرسه" . در دوران مدرسه، به خصوص سالهای بالاتر، هربار خبر تعطیلی مدارس را می شنیدیم خیلی خوشحال می شدیم. همیشه منتظر برف یا بهانه ای برای مدرسه نرفتن بودیم. درحالی که به نظرم، مدرسه ی رویایی مدرسه ای ست که بچه ها برای حضور در آن لحظه شماری میکنند چون فضای دوست داشتنی و جالبی دارد که بستر مناسبی برای بازی و فعالیت بچه ها فراهم میکند . . در مدرسهی توموئه، مدرسه ای که کلاس های آن در واگن های قطار در میان گل و گیاه تشکیل می شد هیچکس دلش نمیخواست پس از پایان درس به خانه برود. صبحها هم انتظار کشیدن برای وقت رفتن به مدرسه، سخت و طولانی بود. . یکی از ویژگی های جالب مدرسه ی توموئه این بود که هرروز بچه ها به فعالیت های مورد علاقه خود می پرداختند و هرکس برنامه ی خودش راداشت! . راستی اگر شما در انتخاب برنامه و فعالیت های کلاس خود آزاد بودید چه میکردید؟ اصلا فکر کنید اگر مدرسه تان جایی غیر از کلاسهای درس بود چه کار می کردید؟ . برای تهیه ی کتاب به: @chamran_gifts مراجعه بفرمایید😊 . #مدرسه_رویایی #کتاب_خوب_بخوانیم #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره
22 تیر 1399 19:37:22
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغسازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازهاش رفتیم. ساعت 6صبح میرفتیم شوش و 6 عصر برمیگشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگتر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگیام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدتها در خانه برای بقیه املت میپختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاولزده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشمدرد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچههای رشته مکانیک تئاتر درس میدادم. یک مسابقه ماشینهای فنری در دانشگاه برگزار شد و بچههای مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش میرفت ولی برای کامل کردن ماشینها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاریشان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداولها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد. این تجربهها بخشی از تابستانهای زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایهها و انسانهای مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستانهای درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستانهای مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها