پست های مشابه

chamran_kids

اساتید دوره والدگری چمرانی رو میشناسید؟🤔👆🏻 . ورق بزنید و بخونید⬆️ چون دیگه وقتشه بدونید که دوره ی والدگری رو قراره با کدوم اساتید بگذرونید🤗 . ✅دوره ی والدگری چمرانی، یه فرصت ویژه برای شما مادر و پدرهایی هست که دغدغه تربیت فرزندتون رو دارید؛ مخصوصا با رویکرد مذهبی_ علمی و تجربی😎 . ✔دوره ی والدگری شامل ۱۶ کارگاه تربیتی آنلاین و آفلاین هست!!!😊 راستی🧐 ✅بسته ابزار ✅اردوی مادر و کودک ✅اردوی پدر و کودک ✅مشاوره رایگان راهچه رو هم اضافه کنید🤩 ⭕برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام، به هایلایت دوره والدگری سر بزنید یا بهمون دایرکت بدید❗🤗 . ❗❗❗❗والدینی که می‌شناسید رو به این دوره دعوت کنید تا کنارهم مسیر صحیح تربیت فرزند رو یادبگیریم😊 . #دوره_والدگری_چمرانی #والدگری #والدین_آگاه #والدگری_آگاهانه #دوره_تربیت_کودک #دوره_تربیتی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

24 آبان 1400 15:37:39

0 بازدید

chamran_kids

💳 فردا آخرین #بازارچه_چمرانی پسرهای ادبستان است. چمرانی ها این بار، فروشنده محصولات هاچین و غاچ (غذای اصیل چمرانی) هستند. از شما دعوت می شود در این بازارچه شرکت کنید. ‌ یکشنبه ۱۵ ازدیبهشت ساعت ۱۰:۴۵ الی ۱۲ میدان خراسان، جنب مجتمع تجاری خراسان. پ ۳۱. دبستان پسرانه حمزه دوران. ‌ #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

14 اردیبهشت 1398 05:23:10

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 این روزها چیزی که زیاد است حرف است...می خواهیم با حرف کودک را مودب کنیم، می خواهیم با حرف او را دانشمند کنیم. با حرف زدن به جانشان غر می زنیم. تشویق و تنبیه مان هم فقط شده حرف. اما کی می خواهیم عمل کنیم؟ ‌ کی می خواهیم الگوی عملی باشیم برای آنها. در مسائل کلان تر هم، همین شده ایم. حرف و حرف و حرف. گله و شکایت و از وضعیت جامعه و ایران، اما پای عمل که می رسد، نیستیم. برای رشد هرکسی و هرچیزی، حرف کافی نیست. ‌ این هم نمونه ای کامل شده از پروژه ی ساخت موشک در نیروی هوایی ارتش شهید چمران. پروژه ای که به حرف ختم نشد، پای کار آمدند. ‌ به امید ساخت ایران به دستان این سربازان کوچک و پر امید. ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

20 بهمن 1398 18:00:26

0 بازدید

chamran_kids

. چه جوری میشه یک دختر هنرمند تربیت کرد؟ . یکی دیگه از پروژه های ادبستان دخترانه، پروژه هنره. فعالیت های هنری به رشد خلاقیت بچه ها کمک میکنه. باعث میشه بچه ها استعدادها و توانایی هاشون رو بشناسن، اعتماد به نفسشون بالا بره و انگیزه و علاقه شون زیاد میشه. . هنر چمرانی ها هم مثل خیلی از درس های دیگه، غیر مستقیم آموزش داده میشه یعنی ما به بچه ها الگو نمیدیم، فقط ابزار و بستر رو فراهم میکنیم و اون ها تصمیم میگیرن چه چیزی رو،چطور درست کنن! . پروژه های هنر دخترهای ما؛ با ابزارهای ساده مثل پاستل و گواش و آبرنگ شروع شد. . کم کم متناسب با سن دخترها تو هرپایه پیچیدگی کارهاشون بیشتر شد. با انواع کلاژ آشنا شدن، حتی نقاشی موجودات زنده تو طبیعت رو تجربه کردن. . تو پروژه های هنر، دخترهای چمرانی با قاتی کردن رنگ های مختلف، ترکیب رنگ های جدید رو کشف کردن، انواع تکنیک های چاپ رو با ابزارهای متنوع امتحان کردن، با سفال کار کردن، عروسک ساختن و کلی آثار قشنگ خلق کردن. . هنر یه بسترعالی برای آموزش دروس مختلف هم هست. به نظرتون چه درس هایی رو میشه با هنر، تدریس کرد؟🤔 . #پروژه_هنر#هنرمندان_کوچک#هنر #دختران_چمرانی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور

12 شهریور 1399 19:07:33

0 بازدید

chamran_kids

💻 به فروشگاه #چمرانی_ها سر زدید؟ ‌ یکی از دغدغه هایمان ارائه رویکرد آموزشی به گونه ای است که همه، در سراسر ایران، بتوانند آن را اجرا کنند. فروشگاه سایت چمرانی ها، شروعی برای تحقق این هدف است. ‌ در تلاشیم با ارائه ی کارگاه های مجازی، و محتوای آموزشی در قالب فیلم و ای-بوک، سهم کوچکی در توسعه روش های آموزشی و تربیتی داشته باشیم. ‌ هر هفته با یک محصول جدید، در خدمتتان هستیم. ‌ chamraniha.com/shop ‌ #تربیت #سایت #کارگاه_مجازی #رویکرد_آموزشی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #فروشگاه_اینترنتی

26 آذر 1398 17:21:17

0 بازدید

chamran_kids

. برای علاقه مند شدن بچه ها به نماز چیکارکنیم؟ . ما راهکارهایی رو برای ایجاد علاقه مندی و حس خوب نسبت به نماز تجربه کردیم؛ . چیزی که همیشه سعی کردیم حسابی بهش پایبند باشیم، برگزاری نماز به صورت مستمر از پایه ی اول هست، البته بدون هیچ اجباری! فقط همینکه از همون اول زمان و ساعت خاصی برای این کار درنظر گرفته بشه، توذهن بچه ها میمونه و بزرگتر که بشن برای انجام اون آماده تر هستند. . تو ساعت نماز، بچه ها هرکدوم مسئولیت های مختلفی مثل جمع کردن میزها برای نماز، گفتن اذان، پهن کردن جانماز ها و مکبری و ... رو به عهده میگرفتند. . دخترها دوستانشون رو با کارت دعوت های دست ساخته خودشون که با جمله و حدیثی تزئین شده بود به کلاس دعوت می کردند. برای نماز نوبتی مهمون کلاس های هم میشدیم.😊 . بعضی روزها عمواعلایی در ساعت نمازجماعت حضور پیدا میکردن، برای بچه ها قصه میگفتند یا خاله ها میومدن و درباره خاطرات سن تکلیفشون برای بچه ها حرف میزدند. . اصولا بین دونماز برنامه داشتیم؛ مثلا ۲۰ سوالی بازی میکردیم، کتاب قصه میخوندیم، خاله از احکام مختلف برای دخترها میگفتن. بعد مدتی عروسک گل پنبه هم به جمعمون اضافه شد که با اجرای نمایش،شنیدن احکام از زبون عروسک برای بچه ها شیرین میشد. یه روزهایی هم ساعت نماز با خورا‌کی هایی که خود بچه ها تو پروژه ی آشپزی درست میکردند خوشمزه تر میشد. . پای ثابت برنامه های نماز این بود که هفته ای یکبار باهم به مسجدهای محل بریم و تو نماز جماعت شرکت کنیم. حتی یه بار بچه ها برای خادم مسجد که بهشون تذکر میداد، هدیه درست کردن و این اتفاق قشنگی رو رقم زد تا از رفتن به مسجد خاطره ی بدی پیدانکنند و علاقه شون حفظ بشه.🙃 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #نماز_و_کودکان#تربیت_دینی #نماز_جماعت#مسجد

03 مهر 1399 15:46:56

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن