پست های مشابه

chamran_kids

🎁 خیلی وقت بود که دوست داشتند همراه هم به #هاچین بروند و خرید کنند. اعیاد شعبانیه این فرصت را ایجاد کرد که هرکس مقدار مشخصی پول از خانه به همراه خودبیاورد تا یک عیدی از هاچین به انتخاب خودشان، بخرند. معلم کلاس اولی ها یک پیشنهاد به دخترها داد...پیشنهاد این بود که می توانند کمی بیشتر پول همراه خود بیاورند تا برای بچه های سیل زده هم هدیه بخرند و برایشان ارسال کنند... بچه ها با اشتیاق قبول کردند و هم برای خودشان عیدی خریدند و هم برای بچه های سیل زده... ‌ #کلاس_اولی_ها #سیل #کودک #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها #حمزه_دوران

27 فروردین 1398 05:04:10

0 بازدید

chamran_kids

محمدعلی پیش دبستانی ما پر کشید...🖤 . به بچه های هم کلاسی اش چه بگویم؟ به همبازی هایش چه بگویم؟ به خودم چه بگویم؟😭 . مگر باور نداریم بهشت جای قشنگیست؟! مگر باور نداریم این دنیا پل است و محل عبور؟! پس چرا اینقدر از آن می ترسیم؟! راستش را بخواهید، ما خودمان از مرگ می ترسیم و هنوز معاد را نپذیرفته ایم.😔 اما بچه ها مرگ را زیباتر می بینند و راحت تر می پذیرند. . محمدعلی به جایی رفت که قوی باشد و دیگر مریضی نباشد. به راحتی پرواز کند و هیچ وقت درد نکشد. او همه ی ما را می بیند. ما هم می توانیم او را ببینیم. فقط کافیست چشمانمان را ببندیم و صدایش کنیم. . خدایا به همه ی ما صبر بده، به خصوص به پدر و مادرش که عید سختی را گذراندند و سال سختی را در پیش دارند. . صلوات و فاتحه ای تقدیم به روح بزرگ شهید چمران، مادر حسین کوچولو، مادربزرگ ها و پدربزرگ ها و ... که به تازگی از دست دادیم. و محمد علی کوچولو که اعضای کوچکش را به دوستان کوچکش تقدیم کرد. . پ.ن: درفیلم صدای محمدعلی کوچک ما را میشنوید، پسر چمرانی که طی یک سانحه از بین ما رفت و اعضای بدنش برای زندگی دوستان دیگرش، اهداشد💔 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #پسران_چمرانی #بهشت#مرگ#پیش_دبستانی

14 فروردین 1400 08:03:32

0 بازدید

chamran_kids

قصه ی پدر بخشنده و سفره ی آسمونی رو بشنوید🤗👆🏻 . تو این قصه از بخشندگی اهل بیت به خصوص ماجرای توجه ویژه ی امام علی (ع) به فقرا و اسرا و ... به زبان کودکانه حرف میزنیم🌹 . گفتن از خوبی ها و مهربونی های امامان باعث میشه محبت شون تو دل های کوچیک بچه ها بزرگ و بزرگتر شه و تو مناسبت ها و شهادت ها وقتی رفتن و ازدست دادنشون پررنگ تر میشه، بچه ها دلیل غم و ناراحتی ما رو بهتر درک کنند🖤 . #شهادت_امام_علی #ماه_رمضان #شب_قدر #امیرالمومنین #قصه_کودکانه#امام_بخشنده #قصه_مذهبی_کودکانه #چمرانی_ها

12 اردیبهشت 1400 18:00:51

83 بازدید

chamran_kids

🌼 خیرین گرامی مجموعه ی شهید چمران ‌ این پیام، پنجمین پیام از طرف ادبستان شهید چمران می باشد. خوشحال می شویم چند دقیقه ای را به خواندن این پیام اختصاص دهید. ‌ ۹ سال پیش که انتخاب کردیم در زمینه آموزش کودکان کار کنیم، دنبال چند مدرسه متفاوت گشتیم. یکی از مدرسه هایی که سر راهمان قرار گرفت و لطف هایش تا امروز همراهمان بوده مدرسه غیر دولتی مفید منطقه ۳ بود. در رفت و آمدهایمان به مدرسه نکات خوبی را یاد گرفتیم و یکی از بزرگترین یافته هایمان" سیستم مستندسازی" مدرسه مفید بود. برگه ای خیلی بزرگ که به دیوار زده بودند و تمام فرآیند مستندسازی را در آن توضیح داده بودند. با تاکیدهای کادر مدرسه مفید، تصمیم گرفتیم از روز اول همه چیز را ثبت کنیم حتی اگر نمی دانیم بعدا به درد می خورد یا نه و حتی اگر روش درست آرشیو کردن را یاد نگرفتیم. امروز ۹ سال از اولین ورود ما به مدرسه مفید می گذرد. بخش مستند سازی مجموعه ما شامل چند همکار تمام وقت و چند مادر است که به صورت پاره وقت به این بخش کمک می کنند. "بخش مستند سازی مجموعه شهیدچمران" تمام مشاهدات، عکس، فیلم و هر آنچه مربوط به کودکان است را جمع آوری و دسته بندی می کنند. تمام طرح درس های مربیان و نکات آموزشی از سال های قبل دسته بندی شده کارگاهها و دوره های آموزشی ما آرشیو می شوند و کل کار حالت منظمی به خود گرفته دو سال قبل با مشورت هایی که کردیم متوجه شدیم برای مستند سازی بهتر احتیاج به" سرور مرکزی" است. سرور این امکان رو ایجاد می کند که دسترسی به آرشیوها راحت تر انجام شود، فضای بیشتری برای آرشیو ایجاد می شود و خیلی مزیتهای دیگر. فعلا مرحله اول این کار انجام شده، و منتظر تامین بودجه برای تهیه "هارد سرور " و بقیه امکانات هستیم. ‌ نتیجه تمام تلاشها بعد از چند سال، آرشیو بودن هر آنچه در چمران گذشته است، می باشد. هر مربی یا هر گروهی که از بیرون به مجموعه مراجعه کنند و درخواستی داشته باشند می توانیم به راحتی موارد مورد نیاز را در اختیارشان قرار دهیم ‌ ‌ خدارو شکر می کنیم بابت راهنمایی های درستی که به ما شد و تیم خوب و توانمند "مستندسازی مجموعه شهیدچمران" ‌ بابت تمام حمایتهایتان، دعاهایتان و پشتیبانی هایی که از کار یک سری جوان تازه کار انجام دادین، از شما ممنونیم. ‌ قطعا اگر حمایتهای شما نبود، امروز دو مدرسه کنار هم با ۱۲۰ دانش آموز نبود. و احتمالا ما خروجی های مفیدی از کارهای سالهای قبل نداشتیم. نه برای استفاده خودمان و نه استفاده مجموعه های دیگر. ‌ #نذر_فرهنگی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

29 بهمن 1397 06:16:38

0 بازدید

chamran_kids

املای قطاری؛ مگه داریم؟🤩🤔 . قطار قطار، یه فعالیت ساده و جالب درسی هست که میتونید برای تثبیت حروف الفبا ازش استفاده کنید؛ چه طوری؟👇🏻 . ✔فقط کافیه بچه ها پشت سر هم قطار بشن، اونوقت فرد جلویی یک کلمه با حرف مورد نظر میگه و نفر پشتی باید نقاشی اون رو بکشه و به همین ترتیب تا آخر قطار ادامه پیدا میکنه😊 . ✅تو این فیلم هم دخترهای کلاس اولی چمران با خاله شون املای قطاری داشتن تا حرف آ براشون تثبیت بشه! 😇 . 🟢این فعالیت درسی علاوه بر اینکه باعث میشه بچه ها فکر کنند و بارش لغات رو تجربه کنند، به مرور کمک میکنه تا با تکرار و تمرین، اون نشانه خاص ملکه ذهنشون بشه😎 . ⁉️شما چه راه های دیگه ای برای تثبیت حروف الفبا در زنگ فارسی سراغ دارید؟🤔 برامون کامنت کنید👇🏻 . #فارسی #فارسی_اول_دبستان #کلاس_اول #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #خلاقیت #املاء #بازی_فارسی #کلاس_اولی_ها

04 آذر 1400 12:37:12

0 بازدید

chamran_kids

با کتاب، روخوانی بچه ها رو تقویت کن🤩 . این فیلم بخش کوتاهی از زنگ کتابخوانی دخترهای کلاس دومی چمران هست که با خاله شون، گروه بندی شدند و دو تا انتخاب برای کتاب خوندنشون داشتند...🙃📚⬆️ . حالا این دو انتخاب چه فایده ای دارن؟🤔👇🏻 . ✅کتاب خوندن با روش اول باعث میشه بچه ها با دقت بیشتری مطالعه کنند تا بتونند داستان رو بهتر برای دوستانشون تعریف کنند.😊 . ✅و کتابخوانی نمایشی، باعث ایجاد تنوع و شوق بیشتر بچه ها برای خوندن داستان و البته افزایش خلاقیتشون میشه🤩 . ⁉️شما چه راه های دیگه ای برای کتاب خوندن با بچه ها و تقویت روخوانی، سراغ دارید؟ 🌸این پست رو ذخیره کنید و برای معلم هایی که می‌شناسید بفرستید😇 . #کتاب_کودک #کتابخوانی #مطالعه #تقویت_روخوانی #فارسی_دبستان #روخوانی_کتاب #نمایش #آموزش_فارسی #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

15 آبان 1400 16:48:17

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباب‌بازی تا تابلوی دیواری . پسرعمه‌ام اره‌مویی و تخته سه‌لا گرفته بود، وسایل مختلف درست می‌کرد و بین اقوام و دوستان می‌فروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار می‌کنیم و پول درمی‌آوریم، هم می‌توانیم با چوب همه‌چیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمه‌ام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم می‌شدند. بعد از اتمام ساخت، آن‌ها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را می‌شد با تخته سه‌لا اجرا کرد. یادم است پیچیده‌ترین پروژه‌ای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسه‌مان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من می‌ساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید می‌کنند، محدود به فامیل و همسایه‌ها هستند و آن‌هم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایه‌ها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمه‌ای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوب‌ها را روغن جلا می‌زدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژه‌های آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتاب‌های معماری پدرم، الگوی کتیبه‌ها، گِره‌ها و اسلیمی‌ها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایه‌هایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز می‌کردم و می‌بستم. یک‌بار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه‌السلام برد. فوق‌العاده بود. درهای حرم را درست می‌کردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم می‌داد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام می‌دادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرم‌ها را درست کنم. جایی که زائرها آن را می‌بوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن