chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
چشماتون رو ببندید و تصور کنید... ❗🤔⬇️ بیاید برای چند دقیقه هم که شده بچه بشیم و برگردیم به دوران قشنگ ۵ سالگیمون! . به روزهای خوبی که کم کم توانایی انجام کارهامون رو به دست آوردیم و یکم مستقل شدیم.... 🤔 یه عالمه انگیزه برای انجام بازی های جدید داشتیم و ذهنمون لبریز بود از خیال پردازی هایی که با هرکدومشون میتونستیم ساعت ها زندگی کنیم🙃 وداشتیم یواش یواش راه و روش تعامل کردن با دوستامون رو کشف میکردیم... 🤩 لطفا بیاید همه ی اون لحظات شیرین رو به یاد بیاریم و خودمون رو جای بچه ها بذاریم، چون... . این موضوع به ما کمک میکنه به عنوان یه مربی حرفه ای بتونیم شناخت بهتری از دنیای بچه ها پیدا کنیم و حتی آزادی های بیشتری براشون قائل بشیم. ما اینجوری دنیاشون رو بهتر درک میکنیم و همین دقیقا اولین قدم برای ارتباط موثر با بچه هاست؛ شناخت و همدلی با دنیای رنگارنگ و جالبشون😊 . تو این فیلم چند دقیقه از نگاه ۵ ساله ها به دنیا رو نگاه کنید... ☺️😍 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای مربی هایی که میشناسید بفرستید😇 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک#آموزش_کودک#کودک #مهد#مربی #استقلال_کودک#بازی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
31 فروردین 1401 13:08:05
0 بازدید
chamran_kids
🙆 بچه قراره در مدرسه چه کار کنن؟ درس بخونن خب بعدش چی؟ درس بخونن، درس بخونن و درس بخونن و اینطوری میشه که بعد از دیپلم، دیگه غیر از دانشگاه رفتن نمیتونن کاری بکنن چون در طول ۱۲ سال یا بیشتر یادنگرفتن و تمرین نکردن کار دیگه ای بکنن. دخترهای کلاس دومی در طول هفته یک بار پروژه هنر، یک بار پروژه آشپزی، پروژه خیاطی، پروژه نویسندگی و اردو دارن. برگزاری پروژه ها نه تنها باعث نشده بچه ها از درس عقب بمونن، بلکه باعث شده درسشون روند بهتری پیدا کرده و تثبیت هم بشه. کاش این فرصت رو به تمام بچه ها بدیم، فرصت درخشان زندگی رو.... #پروژه #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مهارت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
12 آذر 1397 07:13:29
0 بازدید
chamran_kids
🎉 ⏳ #روز_شمار_غدیر 🎊 یه یا علی بگیم و شروع کنیم دیگه، دیر میشه ها...! برای جشن غدیر چی کار کنیم؟ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان
25 مرداد 1398 06:28:52
0 بازدید
chamran_kids
🏴 دهه ی دوم که از راه می رسد، قرار مان می شود هر شب ساعت ۲۰... به وقت بازی و ساخت پرچم و کاردستی در هیئت کودک به وقت لقمه های نذری که با دستان کوچک شان درست می شود. به وقت قصه های عمو و سلام بر حسین شهید خواندن به وقت هیئت کودک دانشگاه هنر و لبخند کودکانه #سرباز_حسینم #هیئت_کودک #هیئت_هنر #محرم #کودک #تربیت #هیئت
26 شهریور 1398 16:13:06
0 بازدید
chamran_kids
🧑پسرهای کلاس چهارمی چمرانی حالا کاوشگران کوچکی هستند که سعی میکنند در زمینههای مختلف تجربه کسب کنند و به عرصههای جدیدی ورود کنند. 🎥 پروژهی قرآنی تولید انیمیشن سورهی فیل توسط یکی از دانشآموزان چمرانی #ادبستان_پسرانه #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه #انیمیشن_کودکانه #انیمیشن_سازی #استاپ_موشن #تربیت_دینی #قرآن_بخوانیم #رمضان_كريم
16 اردیبهشت 1399 17:17:54
1 بازدید
chamran_kids
نمایش قاشقی؟🙄مگه داریم⁉️🤨🤔 . ماجرا از اینجا قراره که... امروز سرو کله ی قاشق قصه گو تو کلاس پنج ساله ها پیدا شد و براشون داستان گفت🤩 . بعدش خاله ها به بچه ها یه سری وسیله دادند و تصمیم گرفتند برای قاشقک، کلی دوست درست کنند که تنها نباشه😁 . و اما داستان به اینجا ختم نشد و آدمک های قاشقی باهم جلسه برگزار کردند، درباره احساساتشون باهم حرف زدند، بعدش هم یه نمایش حسابی اجرا کردند😎😊 . پ. ن: تو این فیلم چندثانیه از فعالیت قاشقی بچه ها رو تماشا کردید. میتونید از این روش ساده و کاربردی برای تقویت تعاملات اجتماعی و شناخت هیجانات بچه ها استفاده کنید✅ . ⭕این پست رو ذخیره کنید و برای مربی هایی که میشناسید بفرستید☘️ . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #شناخت_هیجانات #نمایش #کاردستی #بازی_کودک #آموزش_بازی_محور
22 اسفند 1400 18:20:29
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت دوم . جنگ تمام شد. مملکت داشت نفس راحتی می کشید. در بین نفس های بریده بریده ی مردم، ما دختران دهه شصتی به سن مدرسه رفتن رسیدیم. خانواده هایمان که با کلی زحمت ما را تا آنسن بزرگ کرده و به سرانجام رسانده بودند ماندند در چند راهیِ انتخاب مدرسه های جورواجور. مدرسه های دولتی کماکان مورد توجه بود، مدارس شاهد خیلی سر زبانها افتاده بود و کم کم زمزمه های تاسیس غیر انتفاعی ها، نمونه دولتی ها و فرزانگان هم در جامعه پیچیده بود. . من خودم دوران ابتدایی را در مدرسه شاهد گذراندم. مدرسه ای که در هر کلاس فقط چند نفر بودیم که پدر داشتیم. اینقدر تعداد بچه های شهدا زیاد بود که آدم از پدر داشتن خودش همیشه خجالت زده بود. غم های دوستانمان، زندگی متفاوتشان و خاطراتی که در عالم بچگی می شنیدیم باعث شده بود خیلی هم بچه نمانیم. هنوز هم قیافه آن بچه ها و خاطراتشان به وضوح در ذهنم مانده. ما در مدرسه قانون هایی داشتیم که لازم الاجرا بود. به طور مثال بالشت های کوچکی همراه خودمان به مدرسه برده بودیم و باید بعد از ساعت ناهار بالش را روی نیمکت گذاشته و می خوابیدیم. هرچقدر الان دنبال فرصتهای چند دقیقه ای برای خواب هستیم در کودکی از هر فرصتی که منجر به خواب میشد بیزار بودیم و در نتیجه باعث ناراحتی معلممان میشدیم. نمونه دیگری از این قانونها این بود که باید مقنعه هایمان را در می آوردیم و حتما هم تل سفید رنگی روی موهایمان میزدیم. غیر از دیدن ناخنها، چک کردن سر و وضع ظاهری هر روز تلها هم چک میشدند و اگر یادمان رفته بود توبیخ میشدیم. در حیاط مدرسه نباید خیلی می دویدیم یا کارهای عجیب و غریب می کردیم. یک بار نمیدانم چه اتفاقی افتاده بود که گفتند مدیر مدرسه حیاط رفتن را ممنوع کردند. معلمها از هر کلاس چند نماینده انتخاب کردند و در یک مدل کمی نمایشی ما را به دفتر مدیر بردند که از ایشان عذرخواهی کنیم. این افتخار را داشتم که یکی از نمایندگان باشم.من خودم قیافه مدیر را تا قبل از آن خیلی ندیده بودم و دفترش در عالم بچگی به نظرم خیلی با ابهت آمد. خلاصه با جملاتی که یادمان داده بودند عذرخواهی کردیم و ایشان بچه ها را بخشیدند. . ادامه مطلب در کامنت اول 👇