پست های مشابه

chamran_kids

🥗 به نظر شما بهترین سالاد دنیا، چه سالادی است؟ ‌ از نظر ما سالادی است که: بچه ها در خرید مواد اولیه ی آن مشارکت داشته باشند. خودشان آنها را بشویند و خورد کنند‌. با هم مخلوط کنند و چاشنی به آن اضافه کنند. ‌ حالا چرا این سالاد بهترین می شود؟ چون کودک در این پروژه با مواد اولیه، نسبت ها، مزه ها، مهارت های اقتصادی و خیلی چیزهای دیگر آشنا می شود. ‌ این سالاد محصول کار پسرهای پیش دبستانی است. آنها با کاشی (واحد پول پیش دبستانی‌ها) مواد اولیه و ابزار لازم را از مغازه ی کلاس تهیه کردند. جالب اینجا بود که بعضی ها برای ابزاری مثل چاقو کاشی ندادند و تصمیم گرفتند با دست خورد کنند. تا بتوانند با کاشی هایشان مواد اولیه ی بیشتری بگیرند. ‌ مربی: جواد روحی ‌ #پیش_دبستانی_ها #پروژه #استقلال #کودک_مستقل #مهارت #تربیت_اقتصادی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

27 آذر 1398 17:13:39

0 بازدید

chamran_kids

☀️ حتما در مورد توصیه های زیاد دین در رابطه با صله رحم شنیده اید. یکی از راه هایی که می شود کودک را دیندار کرد، عمل به همین توصیه هاست. ‌ دخترهای حسینیه کودک، ماهی یکبار، مهمانِ خانه ی یکی از دوستانشان می شوند. کودک در این رفت و آمد ها یاد می گیرد با سایر دوستانش تعامل کند، اسباب بازی هایش را با آنها شریک شود و در محیط خانه با آنها بازی کند. ‌ مربیان: حدیثه ملکی، الهام قدمیاری ‌ کارگاه تربیت دینی، برای پرورش یک کودک دیندار... به زودی!! ‌ #پنج_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #تربیت_دینی #کودک_دیندار #دین #کودک #آموزش #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

03 آذر 1398 08:57:27

0 بازدید

chamran_kids

🌼 خیرین گرامی مجموعه ی شهید چمران ‌ این پیام، پنجمین پیام از طرف ادبستان شهید چمران می باشد. خوشحال می شویم چند دقیقه ای را به خواندن این پیام اختصاص دهید. ‌ ۹ سال پیش که انتخاب کردیم در زمینه آموزش کودکان کار کنیم، دنبال چند مدرسه متفاوت گشتیم. یکی از مدرسه هایی که سر راهمان قرار گرفت و لطف هایش تا امروز همراهمان بوده مدرسه غیر دولتی مفید منطقه ۳ بود. در رفت و آمدهایمان به مدرسه نکات خوبی را یاد گرفتیم و یکی از بزرگترین یافته هایمان" سیستم مستندسازی" مدرسه مفید بود. برگه ای خیلی بزرگ که به دیوار زده بودند و تمام فرآیند مستندسازی را در آن توضیح داده بودند. با تاکیدهای کادر مدرسه مفید، تصمیم گرفتیم از روز اول همه چیز را ثبت کنیم حتی اگر نمی دانیم بعدا به درد می خورد یا نه و حتی اگر روش درست آرشیو کردن را یاد نگرفتیم. امروز ۹ سال از اولین ورود ما به مدرسه مفید می گذرد. بخش مستند سازی مجموعه ما شامل چند همکار تمام وقت و چند مادر است که به صورت پاره وقت به این بخش کمک می کنند. "بخش مستند سازی مجموعه شهیدچمران" تمام مشاهدات، عکس، فیلم و هر آنچه مربوط به کودکان است را جمع آوری و دسته بندی می کنند. تمام طرح درس های مربیان و نکات آموزشی از سال های قبل دسته بندی شده کارگاهها و دوره های آموزشی ما آرشیو می شوند و کل کار حالت منظمی به خود گرفته دو سال قبل با مشورت هایی که کردیم متوجه شدیم برای مستند سازی بهتر احتیاج به" سرور مرکزی" است. سرور این امکان رو ایجاد می کند که دسترسی به آرشیوها راحت تر انجام شود، فضای بیشتری برای آرشیو ایجاد می شود و خیلی مزیتهای دیگر. فعلا مرحله اول این کار انجام شده، و منتظر تامین بودجه برای تهیه "هارد سرور " و بقیه امکانات هستیم. ‌ نتیجه تمام تلاشها بعد از چند سال، آرشیو بودن هر آنچه در چمران گذشته است، می باشد. هر مربی یا هر گروهی که از بیرون به مجموعه مراجعه کنند و درخواستی داشته باشند می توانیم به راحتی موارد مورد نیاز را در اختیارشان قرار دهیم ‌ ‌ خدارو شکر می کنیم بابت راهنمایی های درستی که به ما شد و تیم خوب و توانمند "مستندسازی مجموعه شهیدچمران" ‌ بابت تمام حمایتهایتان، دعاهایتان و پشتیبانی هایی که از کار یک سری جوان تازه کار انجام دادین، از شما ممنونیم. ‌ قطعا اگر حمایتهای شما نبود، امروز دو مدرسه کنار هم با ۱۲۰ دانش آموز نبود. و احتمالا ما خروجی های مفیدی از کارهای سالهای قبل نداشتیم. نه برای استفاده خودمان و نه استفاده مجموعه های دیگر. ‌ #نذر_فرهنگی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #چمرانی_ها

29 بهمن 1397 06:16:38

0 بازدید

chamran_kids

👨‍👩‍👧‍👦 در یک روز بارانی می توانیم از ترس خیس شدن و مریض شدن در خانه بنشینیم و از گرفتگی آسمان گله کنیم و یا یک دورهمی خانوادگی ترتیب دهیم و از این هوای پاییزی نهایت استفاده را کنیم. ‌ محفل خانوادگی چمرانی ها، جایی است برای دور هم جمع شدن خانواده ها. یک دور همی ساده با نان و پنیر و خیار، با بازی های پدر و پسری، گفتگو های مادرانه، بازی در طبیعت، لذت بردن از بارش باران و حال خود را خوب کردن. ‌ شما کدوم رو ترجیح می دهید؟ آیا باید شش ماه پاییز و زمستان، بچه ها رو از لذت بازی در طبیعت محروم کنیم؟ ‌ #محفل_خانوادگی #کودک #خانواده #بازی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

04 آبان 1398 16:53:45

0 بازدید

chamran_kids

. #ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت پنجم تابستان چهارم/#کوه_قاف . یکی از چیزهایی که در تابستان کشف کردم، #کوه بود. نه از این کوه‌های معمولی، کوهی برای کشف، برای پیدا کردن مسیر، برای پیشرفت. جایی که باید تنهایی می‌رفتی تا خودت را اثبات کنی. صبح زود بیدار می‌شدم، کوله‌ام را روی دوشم انداخته، چند لقمه نان و قمقمه داخلش می‌گذاشتم و راه می‌افتادم. بعضی مواقع پسرعمه و پسرعمویم را هم در این کشف بزرگم همراه می‌کردم. در آن گشت‌وگذارها، گل‌ها و گیاهانی پیدا کردم که آن موقع پیش خودم فکر می‌کردم اولین نفری هستم که این گل‌ها را کشف کرده. سنگ‌ها، حشرات و حتی پرنده‌ها، توجهم را جلب می‌کرد. گاهی خاله‌ام که در کوهنوردی ید طولایی داشت و زمین‌شناسی خوانده بود، با ما می‌آمد و سنگ‌های بین مسیر را، برایمان معرفی می‌کرد. بعد از اینکه دانشگاه رفتم در یک برهه‌ای دچار روزمرگی شدم. احساس کردم مسیرم را گم کردم. نمی‌دانستم چه‌کار کنم. یکی از دوستانم مرا به #کوهنوردی دسته‌جمعی دعوت کرد. بعد از مدت‌ها دوباره یاد روزهایی افتادم که در نوجوانی به کوه می‌رفتم. در راه فکر کردم، نفس کشیدم و احساس کردم که هر از چند گاهی لازم دارم از هیاهوی جامعه فاصله بگیرم و کمی به آسمان نزدیک شوم. بعد از آن، مدتی هم تنها به کوه می‌رفتم. برنامه زندگی‌ام اصلاح شد. کتاب خواندنم بیشتر شد. روابط دوستانه‌ام خوب شد. به طرز اعجاب‌انگیزی بلندی کوه، سختی مسیر زندگی را برایم هموار کرد. بعدها از کسی شنیدم که می‌گفت شهید چمران می‌گوید کوه پیغمبر پرور است. من پیغمبر نشدم، ولی تلاش کوه را برای پیغمبر شدن حس کردم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها

30 تیر 1399 16:20:47

0 بازدید

chamran_kids

بنظر شما یک مهد کودک خوب و مطلوب چه ویژگی هایی داره ؟ 📌اصلا شما معیارتون برای انتخاب مهدکودک چیه 🤔؟ 🏫ساختمان مناسب 🖌️آموزش های مختلف (زبان دوم ، سفالگری ، موسیقی و ...) ⁉️مربی ... ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها و کسانی که دغدغه ی انتخاب مهدکودک مناسب رو دارن بفرستید🤗 #مهد#مهد_کودک#انتخاب_مهد #مهد_کودک_خوب #تاریخچه_ی_مهدکودک #مهد_مناسب#انتخاب_مهد_کودک_خوب

06 تیر 1400 07:50:45

3 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن