پست های مشابه

chamran_kids

#ورق_بزنید . خوابگاه دختران . 📝قسمت سوم . دوران ابتدایی ما دختران دهه شصتی، باهمه فراز و نشیب هایش به پایان رسید و ما وارد دوره راهنمایی شدیم. دوره ای عجیب و پیچیده.خیلی از بحران های جسمی و روحی برای ما در این دوران اتفاق افتاد. بحران هایی که معمولا بدون آگاهی های قبلی بود. همین قضیه خیلی از بچه ها را دچار مشکل کرد و باعث شد دوستان همسن، در حل این بحران ها به هم کمک کنند که اکثرا این کمکها موفقیت آمیز نبود و حتی مشکل ساز هم بود. در این دوران بود که نماز جماعت، لباس مدرسه و خیلی چیزهای دیگر به راحتیِ دبستان، برای بچه ها قابل هضم نبود و طغیان ها داشت یکی یکی در وجود بچه ها شکل می گرفت معلم‌های پرورشی کماکان یکی از نقطه قوت های مدارس بودند. در دوران راهنمایی صبحگاه های متفاوت تری را تجربه می کردیم. حفظ قرآن برای ما معمولا از این دوران شروع شد و اتفاق خیلیِ مبارکِ اردوهای یک روزه و حتی اردوهایی که شب جایی بمانیم. فقط نمیدانم چرا مدرسه کمترین تلاش را برای راضی کردن خانواده ها انجام میداد. ما را با یک برگه به خانه می فرستادند و خودمان باید با هر ترفندی که بلد بودیم خانواده مان را راضی میکردیم تا به ما اجازه دهند به اردو برویم. دوستانی داشتم که یک هفته به طور مستمر بابت اردو گریه می کردند شاید دل خانواده شان نرم شود. خاطره ی اولین اردوهای قم جمکران در این سن برای ما ماندگار شد و حالا که فکر می کنم واقعا سن خوبی بود برای تجربه های جدید کنار آدمهایی که خانواده ات نیستند ولی میتوان بهشان اطمینان کرد. یکی از چالش های ما در دوران راهنمایی، تنوع مربی ها بود. ما که در ابتدایی با یک معلم اصلی و نهایتا دو سه تا معلم ورزش، خط و ...سر و کار داشتیم یکدفعه وارد محیطی شدیم که برای هر درس یک معلم داشتیم. با روحیات و سلیقه های متفاوت. خود من‌تا مدت ها سردرگم‌ بودم که هر مربی برای کدام درس بود، چه تکلیفی داد و چه توقعی از ما سر کلاس دارد. باز این مسئله هم جزء چیزهایی بود که بعضی مدارس برایش فکری کرده بودند و بعضی نه. فلسفه وجودی معلم راهنما از همین جا نشات گرفته بود،کسی که بتواند با بچه ها ارتباط بگیرد و بین این همه معلم جورواجور، دانش آموزان را راهنمایی کند. مثل معلم‌های پرورشی معلم راهنماها هم توانمدی های مختلف داشتند. بعضی در انجام ماموریت مهمشان موفق بودند و بعضی نه. ارتباط نداشتن یا کم داشتن همه معلم های یک پایه باهم، خودش کار را خیلی سخت کرده بود. ادامه مطلب در کامنت اول 👇

12 تیر 1399 18:45:39

0 بازدید

chamran_kids

. همیشه تصویر کارتنهای بچگی ما پر بود از دخترهایی که یک عالمه مهارت داشتند و کمترین کاری که بلد بودند، خیاطی بود. تصویر حنا( دختری در مزرعه) که همیشه با استفاده از پارچه و کارگاههای چوبی، گلدوزی می کرد .👧🏻 هنوز هم اين تصاوير برايمان خیلی شفاف است. و حالا خیلی از ما در ۱۲ سال تحصیليمان فرصت یاد گرفتن اين مهارتها رو پیدا نکردیم، فرصتی که خیلیهايمان هنوز هم به دستش نیاوردیم. دخترهای ۷ ساله شهیدچمران، دیگه این روزها تقریبا در گلدوزی مهارت پيدا كرده اند و مى توانند اسمهايشان را هم روى پارچه بدوزند.😊 . چقدر خوب ميشود اگر به بچه ها فرصتى بدهيم براى كسب لذت هاى زندگى ... . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

15 آبان 1397 11:29:37

0 بازدید

chamran_kids

چند سال قبل مربی هفت تا دختر بودم ،هفت تا دختر پنج ساله .چهار تا از بچه ها اولین سالی بود که به مجموعه ما اومده بودن و دوست داشتن همراه ماماناشون تو فعالیت ها شرکت کنن . 🤯حالا بشنویم از مامانهایی که کلی برنامه ریزی کرده بودن برای ساعت هایی که بچه ها مهدن ،اما همه ی برنامه هاشون بهم خورده بود 🧩حدود یکماه همه کنار هم فعالیت میکردیم تا ... ⭕این پست رو ببینین و برای مامان باباهایی که بچه ی وابسته دارن بفرستین . #مهد#مهد_مناسب #مهد_کودکها #وابستگی #وابستگی_کودک#وابستگی_کودک_به_مادر

15 تیر 1400 06:38:45

3 بازدید

chamran_kids

"بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟ " . اردوی مشاغل یکی دیگه از اردوهای چمرانی هست که باتوجه به روحیات و علاقه ی بچه ها و پروژه هایی که تو مدرسه انجام میشه، تو برنامه هامون قرار داره. . قبل از کرونا روزهایی بود که با بچه ها به کارگاه خیاطی، سفالگری، نونوایی، شیرینی پزی و حتی پرورش ماهی سرزدیم. مثلا دیدن کار و ابزار یه خیاط برای دخترها، خیلی جالب و هیجان انگیز بود یا فرهای بزرگ و پختن اون همه نان و شیرینی خوشمزه حسابی اون هارو به وجد میاورد.🤗 . ما همیشه قبل از اردو هماهنگ میکردیم و وسایل لازم برای فعالیت رو با خودمون میبردیم یا از خود صاحب شغل میگرفتیم تا بچه ها بعد از مشاهده ی دقیق و گرفتن جوابِ سوال هاشون دست به کار بشند و همونجا درست کردن عروسک، شیرینی و ... تجربه کنند.😊 . این اردوها علاوه براینکه باعث آشنایی بیشتر با مشاغل مختلف میشد، به بچه ها کمک میکرد که به علاقه هاشون پی ببرند و فکر کنند که در آینده دوست دارند چیکاره بشند؟🤔 . 🌸این پست رو سیو کنید 😉 🌸بچه های شما دوست دارند چیکاره بشند؟ . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مشاغل#اردو #اردو_های_چمرانی #دختران_چمرانی

07 آبان 1399 19:13:07

0 بازدید

chamran_kids

📐 شاید فکر کنیم الان با وجود کتاب های جور واجور کمک آموزشی و ابزار های شیک و جذاب، یادگیری ریاضی باید خیلی برای بچه ها آسون تر و البته عمیق تر بشه. ولی یه جورایی به جای یاد دادن ماهی گیری، ماهی فقط به بچه ها می دیم. ‌ تو ادبستان چمرانی ها، ابزار کمک آموزشی توسط خود بچه ها ساخته میشه. این درگیر کردن بچه ها در فرایند ساخت ابزار آموزشی، یادگیری رو عمیق تر می کنه. ‌ همونطور که می بینید این ابزار با ساده ترین وسایل ساخته شده، پس شما هم به راحتی می تونید توی خونه یا مدرسه تون همراه بچه ها بسازید. ‌ #کلاس_سومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ریاضی #آموزش_ریاضی #ابزار_کمک_آموزشی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

24 مهر 1398 17:51:55

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 دی ماه سال نود و پنج بود که جرقه ی راه انداختن پویش من یار انقلابم به ذهنمان رسید... فرصت کمی داشتیم و می خواستیم کار بزرگی کنیم. قطعا تنهایی از پس کار برنمی آمدیم... خانواده های چمرانی مثل همیشه به کمک مان آمدند... خاطره نویسی و خاطره گویی قصه ی قهرمان های انقلاب اردو های انقلابی پخش گل و نذری بازی و فعالیت و در آخر هم، همراه هم در جشن تولد انقلاب شرکت کردیم. #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #دهه_فجر #انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

02 بهمن 1397 09:32:45

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر می‌کردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا می‌شد و سخت‌تر در اینچنین کاری ماندگار می‌شد. هرروز با شنیدن نکته‌ای به جلو رفتن در مسیر امیدوار می‌شدیم و روز بعد، با حرفی دیگر می‌فهمیدیم مدرسه‌داری جزو سخت‌ترین کارهاست و ناامید می‌شدیم‌. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمان‌ها با ما همکاری می‌کرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختی‌ها، مسیر زندگی‌مان و جریان جوانی‌مان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچه‌ها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختی‌های زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچه‌ها یه لبخند بزنن و یکی از این بچه‌ها، فقط یکی از اون‌ها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچه‌ها گذاشتیم؟» امام زمان‌مان! امشب شب تولد شماست. می‌شود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... ‌ ‌ اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچه‌های چمرانی روشن می‌شود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... ‌ .‌ ‌ ‌ #چمرانی_ها #نیمه_شعبان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

روزهای اولی که تصمیم گرفته بودیم کاری راه بندازیم و به مدرسه فکر می‌کردیم، خیلی همه چیز را بالا و پایین کردیم؛ از کارهای اجرایی و پیگیری گرفته تا پیداکردن ملک و نیروی انسانی که سخت پیدا می‌شد و سخت‌تر در اینچنین کاری ماندگار می‌شد. هرروز با شنیدن نکته‌ای به جلو رفتن در مسیر امیدوار می‌شدیم و روز بعد، با حرفی دیگر می‌فهمیدیم مدرسه‌داری جزو سخت‌ترین کارهاست و ناامید می‌شدیم‌. دوستی داشتیم که تقریبا فقط همان زمان‌ها با ما همکاری می‌کرد ولی در همان مدت کوتاه حرفی زد که باعث شد ما بیشتر فکر کنیم، بیشتر امیدوار شویم و انتخاب کنیم با تمام سختی‌ها، مسیر زندگی‌مان و جریان جوانی‌مان را در این راه عجیب و غریب و پرفراز و نشیب بگذاریم و در ادامه مسیر هر وقت ناامید شدیم، این نکته را برای خودمان مرور کنیم. و آن حرف این بود: «فکر کنیم ما بالاخره مدرسه بزنیم. بچه‌ها بیان درس بخونن و خلاصه زندگی جدیدی رو تجربه کنن. قبوله که سختی‌های زیادی داره ولی فکر کنیم یک روز امام زمان با دیدن بچه‌ها یه لبخند بزنن و یکی از این بچه‌ها، فقط یکی از اون‌ها سرباز امام زمان بشن اون وقت واقعا همین برای ما بس نیست؟ برای کل زندگی ما و عمری که برای همه این بچه‌ها گذاشتیم؟» امام زمان‌مان! امشب شب تولد شماست. می‌شود امشب یا فردا به مدرسه ما سری بزنید. البته الان خالی است... ‌ ‌ اگر شما آنجا بروید نور حضورتان در قلب تک تک بچه‌های چمرانی روشن می‌شود و مطمئنم تا آخر عمرشان خاموش نمیشود. آدرسمان را که بلدید؟ میدان خراسان..... ‌ .‌ ‌ ‌ #چمرانی_ها #نیمه_شعبان

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن