chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🎈 هفت سال اول زندگی، زمانی است برای بازی کردن. بچه ها با بازی کردن، یاد می گیرند، تجربه می کنند و زندگی می کنند. اگر شما به یک صندلی، به جایی برای نشستن نگاه می کنید، برای کودکان جایی است برای قایم شدن در قایم باشک، سکوی پرش شان است، دیوار خانه ی شان می شود و صدها بازی دیگر... ما اصراری به یادگیری زبان دوم، حفظ شعر و قرآن نداریم. چرا که زبان کودکان هم بازی است و آموزش مستقیم با زبان کودکان همخوانی ندارد. اگر از بچه های حسینیه کودک سوال کنید، که امروز در چمران چه کردین؟ پاسخ شان معمولا این است: فقط بازی کردیم... #چهار_ساله_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران #بازی #هفت_سال_اول #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
01 آبان 1398 15:32:34
0 بازدید
chamran_kids
. زمانی که ما خودمون درس میخوندیم از مقطعِ راهنمایی و بیشتر از اون دبیرستان، بحث درس خیلی جدی میشد و خانواده ها در تکاپو بودند مدرسه ای پیدا کنند که تضمین کننده ی قبولیِ ما در دانشگاه باشه. کم کم سطح آگاهی ها به طرز عجیبی بالا رفت و مقطعهای تحصیلی پایینتر مهم و مهمتر شدند. و بعد از چند سال چشم باز کردیم دیدیم همه دارن راجع به انتخاب مهد چند زبانه، مهارت محور، ورزشکار پرور، استعداد سنج و خیلی صفتهای دهن پر کنِ دیگه صحبت می کنند. 📝به نظر شما ارتباط مهدکودک و آموزش چیه؟ و اگر این آموزش قوی یا ضعیف باشه واقعا چه تاثیری در آینده ی دورِ بچه ها داره؟ ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها بفرستید🤗 #مهد_کودک#مهد#مهد_مناسب #سن_مناسب_مهدکودک #سن_مناسب_مهد#آموزش #آموزش_کودکان
09 تیر 1400 16:50:16
0 بازدید
chamran_kids
. داشتم با دوستم که مامان یه دختر دبستانی هست صحبت میکردم...🧕 بحث مون درباره ثبت نام مدرسه ی بچه ها گل کرد و سر دردو دلش بازشد...😪 . برام از روزهایی گفت که دنبال مدرسه ی خوب میگشتن و کلی جلسه ی ثبت نام و مصاحبه شرکت کردن تا بتونن مدرسه ی مطلوب شون رو انتخاب کنند.😇 . میگفت بعضی مدرسه ها تو مواجهه ی اول، بلافاصله دخترش رو ازش جدا کردن که این مورد برای بچه های وابسته خیلی اذیت کننده ست...👨👩👧🤕 . یا با آزمون های سخت هوش و سوال های پی در پی، اون رو کلافه کردند😥 بعدش هم با جملاتی مثل اینکه "تومدرسه ما باید درس دانش آموز ها خیلی خوب باشه و توقع نمره های عالی داریم" یا با گفتن "دخترشما با معیارهای هوشی و درسی ما همخونی نداره" به راحتی انگ کم هوشی و بازیگوشی بیش از حد به بچه زدن... . یه مورد دیگه که خیلی ناراحت کننده بود....👇🏻😓 . تعریف میکرد که مدیر از دخترش پرسیده:" دوست داری بیای مدرسه؟" و به خاطر اینکه دخترش در پاسخ به سوال خانم مدیر، به جای "بله"، گفته "آره" بهش برچسب بی ادب زدن و کلی سرزنش و نصیحتش کردن که: یه دختر نباید اینجوری صحبت کنه، باید سنگین و رنگین باشه!!! 😳 . خلاصه انقدر موارد عجیبی رو برام گفت که شاخ درآورده بودم ...🤯 . ⭕شما تاحالا برای ثبت نام فرزندتون چنین تجربیاتی داشتین؟ 🤔 همین جا برامون تعریف کنید👇🏻 . #ثبت_نام_مدرسه #مصاحبه_مدرسه #مدارس #ثبت_نام #استرس_مصاحبه #دبستان #کودک#انتخاب_مدرسه
18 فروردین 1400 14:46:41
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت دوم . تابستان اول/ در جستوجوی یخچالهای ایسلند . یکی از رؤیاهای بزرگم، نوشتن یک رمان بلند بود. 11سالم بود، چند تا برگه کوچک A6 در کمد پیدا کردم، همه را باهم منگنه و یک دفترچه درست کردم. یک نقاشی روی جلدش کشیدم و یک عنوان دهانپُرکن برایش گذاشتم. «در جستوجوی یخچالهای ایسلند». حالا یکی نبود بگوید: چرا این اسم رو گذاشتی؟! یخچال به درد کی میخوره که بره دنبالش. ولی من در همان عالم نوجوانی فکر میکردم کلاً جستوجو جالبترین کار دنیاست، حالا جستوجوی چیزهای عجیبتر، جالبتر هم هست. اسمهای خارجی برای شخصیتهای داستانم گذاشته بودم که رمانم جذابتر بشود. اسمهایی مانند تام، جیم، سام و .... خواهرم دست به نوشتنش خیلی بهتر از من بود. سرعتش هم بیشتر بود. یک روز قصهای که در ذهنم بود را برایش تعریف کردم و او هم نوشت. 16صفحه شد. به همه پز میدادم که «من یه داستان 16صفحهای نوشتم، تازه هنوزم تموم نشده.» . بعد از این تجربه خوب، به خاطر علاقهای که به داستان داشتم، کتاب داستانهای خواهر و خالهام که خیلی کتابخوان بودند را میگرفتم و میخواندم. کلاً معروف شده بودم به اینکه در هر حالتی کتاب میخوانم، حتی در خیابان. سالها بعد که دانشجو شدم استاد دانشگاهمان چند بار به من گفت که در خیابان مرا در حال کتاب خواندن دیده و هرچه برایم دست تکان داده و سلام کرده، من متوجه نشدم. خواندنم خیلی کند بود، ولی در همان تابستانهای کودکی، تعداد زیادی کتاب و فیلمنامه از نویسندههای مختلف را خواندم. کتابی خواندم که در آن چند نوجوان، یک انجمن مخفی درست کرده و اشعارشان را برای هم میخواندند و این کار برایم همیشه یک آرزو بود. در دانشگاه از همان سال اول سعی کردم نمایشنامه و داستان بنویسم. الآن چند تا کتاب داستان و شعر کودک نوشتم. نوشتن برایم دوستداشتنی است. همین مهارت نوشتن، در پایاننامه، نامهنگاریهای اداری، ارائه گزارش کار، تدریس و تدوین کتابهای علمی پژوهشی کلی کارم را راه انداخته و باعث شده محتاج کسی نباشم. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 . #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
26 تیر 1399 18:26:32
1 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 و جشن تولد چهل سالگی انقلاب...بیست و دو بهمن نود و هفت #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها
27 بهمن 1397 11:50:13
0 بازدید
chamran_kids
🏴 🛣 در مسير پياده روى چه بازی هایی انجام دهیم؟ مسير پياده روى اربعين بستر مناسبى براى فعاليت و بازى كودكان است. از جمله فعاليت ها و بازى هاى كه مى توان در مسير پياده روى انجام داد: 🥄 خاك بازى و گل بازى در مسير خاكى جاده با یک لیوان و قاشق پلاستیکی 🏃🏻♂بازى هاى هيجانى مثل دنبال بازی ها (البته بهتر است در جاهای خلوت این بازی ها انجام شود) 🎈بازى با بادكنك 🐄 تماشاى حيوانات در مسير و گفتگو درباره آنها ( گفتگو مى تواند درباره شكل و ابعاد ظاهرى حيوانات، غذاى آنها، رنگ پوست و... باشد. ) 🖍نقاشی چیزهایی که در مسیر میبینیم و درست کردن یک دفتر خاطرات از سفر اربعین ✅ یادمان باشد، کودکان نمیتوانند زمان زیادی در کالسکه بمانند، پس بهتر است زمانی را به بازی در بیرون کالسکه اختصاص دهیم . ⏳ #روز_شمار اربعین 👈🏻 ۱۴ روز مانده #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین
13 مهر 1398 16:41:52
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📏 بیشترین انتظار خانواده از ما وقتی مدرسه می رفتیم، این بود که باید ریاضیت خوب باشه. اول از همه نمره ی ریاضی تو کارنامه دیده می شد و تو فامیل هم با نمره ی ریاضی مون پز می دادیم. البته برای رسیدن به نمره ی خوب هم کلی سختی می کشیدیم. اما الان فهمیدم که ریاضی، علمیه که بین مفاهیم انتزاعی و مفاهیم ملموس قرار گرفته. ذهن بچّهها هنوز مهارتهای تفکّر انتزاعی رو پیدا نکرده. بنابراین نمیتونند مسایل رو آنگونه که ما میبینیم، تحلیل کنند. برای همین این ریاضی را برای فرزندانمان دشوار میکند. حالا چی به شکستن این سختی کمک میکند؟ محسوسکردن و ملموسکردن مفاهیم و مسایل. برای همین، تو کلاس چهارم، تصمیم گرفتیم ریاضی رو برای بچه ها ملموس کنیم. پسرها، می خواستند شربت هایی که درست کرده بودند را بفروشند. برای همین نیاز داشتند قیمت هر بطری را به دست آورند. هر بطری را یک خانه درنظر گرفتیم و هر ۱۰۰ میلیلیتر را یک آدم. این کمی مسئله را ملموس کرد. بعد به این فکر کردیم، که بطری ۳۰۰میلیلیتری خانهای چندنفره است. تعداد همهی بطریها را هم که میدانستیم؛ یعنی تعداد همهی خانهها را میدانستیم. پس میتوانستیم تعداد کلّ آدمها را حساب کنیم. با این کار میتوانستیم، کلّ پولی را که هزینهکردهبودیم، بین آدمها تقسیم کنیم. معنی این حرف: میتوانستیم بفهمیم هزینهی هر ۱۰۰ میلیلیتر چهقدر شده. تا اینجا فهمیدید چه شد؟ با این بیانها سعی کردیم، از پیچیدگی تقسیم هزینه بر بطریهایی با حجمهای متفاوت و واحد اندازهگیریِ سختی مثل میلیلیتر کم کنیم. امّا این تازه یک گردنه از مسیر پیچدرپیچمان بود! بعد از پیداکردن تعداد آدمها( ۱۰۰میلیلیترها ) تازه پیچیدگی دیگری سر راهمان سبز شد. این که چگونه ۲۸۰۰۰( کلّ هزینه ) را بر ۴۷( تعداد آدمها( میلیلیترها ) تقسیم کنیم. از درنظرگرفتن ۲۸۰ بهجای ۲۸۰۰ بگیر تا نشاندن پنجاه بهجای ۴۷( گفتیم ۴۷ تقریباً میشود ۵۰ ). و خلاصه پیچیدگی پشت پیچیدگی. یکی پس از دیگری، سختیها را پشت سر میگذاشتیم. درنهایت، پس از تلاش فراوان، فهمیدیم، قیمت هر ۱۰۰ میلیلیتر، تقریباً میشود ۶۰۰ تومان، که با اضافهشدن یک سود درست و عادلانه( ۱۰ درصد ) درمیآید ۶۶۰ تومان. #کلاس_چهارمی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #ریاضی #حساب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران