chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
دوست های عروسکیِ گل پونه اینجان!!!؟😳 . تو این فیلم دوست های گل پونه به خونه ی دخترها ی ۴ ساله سفر کردن اما مشکلشون اینه که نه چشم دارن، نه دهن،نه مو... پس بچه ها باید اون هارو درست کنند😊 . درست کردن عروسک انگشتی یا دستی علاوه بر این که میتونه یه دست ورزی خوب برای بچه ها باشه، اجرای نمایش و گفت و گو با اونها به رشد مهارت های اجتماعی و هیجانی کمک میکنه و باعث میشه بچه ها رابطه ی صمیمی تری باهمدیگه و با خاله شون برقرار کنند😇 . پ.ن: خانم فاطمه مزارعی با کارشناسی علوم تربیتی، سه سال تجربه ی کار در حسینیه کودک شهید چمران رو دارند. سابقه ی شرکت در یک دوره ی تربیت مربی در پیش دبستان و دبستان رو دارند، ایشون در حال حاضر مربی حسینیه کودک شهید چمران، مهد تعاملی و در بخش راهچه(مشاوره ی چمرانی) مشغول به فعالیت هستند. . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهدتعاملی #مهد_مجازی #مهدکودک #معلم_های_چمرانی #بازی_نمایشی #عروسک_نمدی
25 بهمن 1399 13:13:34
0 بازدید
chamran_kids
سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد. همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه
12 اسفند 1399 13:48:10
0 بازدید
chamran_kids
💡 اردو همیشه پارک نیست، گاهی می توان مکان های مختلف را مقصد اردو قرار داد. چرا که بچه ها به دنبال کشف و تجربههای جدید هستند که این تجربه ها را می توان در مکان های دیگر به دست آورد. اردوی این هفتهی چهارساله های چمرانیها، یک امام زاده بود. تعدادی آجر در حیاط امام زاده، توجه بچه ها را جلب کرد. با همراهی مربیان، تصمیم گرفتند یک خانهی آجری بسازند. مربی: مائده جهانگیری، فاطمه فیض آبادی، مریم صادق پور، زهرا صحتی چه بازی ها و فعالیت های دیگری می توانیم در یک امام زاده انجام دهیم؟ #چهار_ساله_ها #اردو #اردو_مهد_کودک #مهد_کودک #ایده_اردو #ایده_فعالیت #حسینیه_کودک_شهید_چمران #چمرانی_ها
28 بهمن 1398 18:35:13
0 بازدید
chamran_kids
. رنگ بازیِ شگفت انگیز🤩 . رنگ بازی به خصوص رنگ انگشتی، از اون فعالیت های فوق العاده برای بچه هاست که کلی فایده ی پنهان داره اما خیلی ها ازش غافلن...🧐👇🏻 . 🔸️حواس بچه هارو تحریک و تقویت میکنه🧐 . 🔹️ باعث رشد خلاقیت و تخیل میشه🤯 . 🔸️اگر همراه با گفت و گو و تعامل باشه باعث رشد مهارت های ارتباطی و زبانی میشه🗣 🔹️مهارت های حرکتی و دست ورزی بچه هارو تقویت میکنه🖐 . 🔸️از همه مهم تر! حسابی بچه ها ازش لذت میبرن و باعث تخلیه هیجانی شون میشه🤗 . ❇خلاصه رنگ بازی یه عالمه فایده داره که وقتی به تدریج با بچه ها انجام بدین متوجه شون میشید...😉 . ⭕این پست رو سیو کنید و یادتون باشه حتما با بچه ها امتحان کنید😇 . #مهد_تعاملی #مهد_مجازی #مهد_آنلاین #مهد_کودک#رنگ_بازی#دست_ورزی #حسینیه_کودک_شهید_چمران#پنج_ساله_ها
15 فروردین 1400 12:41:08
1 بازدید
chamran_kids
. ❗️می دونین تو مهد تعاملی چه خبره؟🤔 . قراره هرهفته با اسکایپ مهمون خونه هاتون بشیم و با بازی های جالب، این روزهای کرونایی رو حسابی هیجان انگیز کنیم😊 . فقط بدووووییید که چندتا ظرفیت بیشتر باقی مونده!!!!😱 . همین الان برای دوستان بچه دارتون بفرستید، یه وقت جا نمونن...🤗 . تا پر نشده عجله کنید و برای ثبت نام به سایت چمرانی ها مراجعه کنید👇 . CHAMRANIHA.COM . #مهد_تعاملی#چمرانی_ها #حسینیه_کودک_شهید_چمران
07 مهر 1399 10:40:52
0 بازدید
chamran_kids
🖑 یه بازی برای آشنایی با اعداد یک رقمی، دو رقمی و حتی سه رقمی. دست بازی یک بازی دونفره است. اول دست را روی کاغذ می گذاریم و دور تا دور آن رل می کشیم. بعد یک سری اعداد را مثلا ۱ تا ۷۰ را داخل آن، به صورت پراکنده می نویسیم. بعد برگه ها را جا به می کنیم. نفر اول یک عدد را اعلام میکند. مثلا ۲۳. نفر دوم باید بگردد و عدد را پیدا کند. در همین زمان نفر اول باید دورتا دور دست را رنگ کند. تا زمانی که نفر دوم عدد را پیدا کند. این بازی ادامه دارد تا کل دور دست رنگ شود. #بازی_ریاضی #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
10 دی 1397 10:34:28
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🇮🇷 برای #جشن_تولد_انقلاب چی کار می تونیم انجام بدیم: ⚀ داستان هایی از زندگی قهرمانان انقلاب بگیم: داستانی از کودکی شهید مرتضی مطهری👇 🐱گربه ی گرسنه 🔸 یکی بود، یکی نبود. 👦یک روز یک پسر کوچولوی مهربان و شیرین زبان به نام آقا مرتضی، تصمیم گرفت برای بازی به پارک برود. همین طور که مشغول بازی بود، یک گربه ای را دید که میو میو می کرد. ولی چشمهایش بسته بود. آقا مرتضی رو به گربه کوچولو گفت: من که زبون گربه ها رو نمیدونم، نمیفهمم چی میخوای. بعد کمی با خودش فکر و گفت: شاید گرسنه باشه. بعد سریع به سمت خانه دوید و مقداری 🍗گوشت آورد. گربه را صدا کرد و گوشت را جلوی گربه گذاشت. گربه کوچولو کمی چشم هایش را بازد کرد و گوشت را دید. خیلی خوشحال شد و سریع جلو آمد و گوشت را خورد. وقتی غذا خوردنش تمام شد به آقا مرتضی نگاه کرد و دمش را تکان داد. آقا مرتضی خندید و گفت: پس تو گشنت بود. از این به بعد قول میدم هر وقت پارک اومدم، برات گوشت بیارم. #قهرمان_انقلاب #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران