kermaninarges_psych
دنبال کننده
53
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
چه قدر با این جمله موافقید؟ دیدید وقتی میبینیم ناراحته به جای همراهی با احساس در پی حل مسئله و طراحی راه حل هستیم! چه قدر حاضریم کنارش طاقت بیاریم؟ من هستم و میتونی آزرده ، ترسیده یا خشمگین باشی! انگار فقط و فقط احساس شادی و رضایته که از نظر ما پذیرفته شده است و احساسات دیگه برای ما معنی این را داره که حتما والد بدی بودیم! #احساسات #احساسی #والدگری #والدین_موفق #والدین_آگاه #غمگین #کنترل_خشم #توانمندسازی
21 بهمن 1400 13:24:55
14 بازدید
kermaninarges_psych
مهارت شناخت احساسات خود، درک و همدلی با دیگران و حتی همدلی با خود چیزی نیست که از فضا اومده باشه یا مثل رنگ چشم باهاش به دنیا اومده باشیم. یک مهارته که مثل خیلی از مهارتهای دیگه میتونیم یاد بگیریم ، و با تمرین در اون حرفهای بشيم. ولی وقتی به دستش بیاریم و پرورشش بدیم. احساس معجزه را میبینیم. از همین امروز شروع کنیم ابزارها را در این مسیر بشناسیم. نیازهای خودمون و نزدیکانمون را ببینیم. و بهش پاسخ بدیم. من میتونم به وضوح بگم از زمانی که با یک سری رویکردهای روانشناسی آشنا شدم. بخش هایی از زندگی ام زیر و رو شد. شما در این زمینه چه تجربه ای دارید؟ #نرگس_کرمانی_مشاوره #والدین_موفق #والد_آگاه#والدین_شاد.
23 خرداد 1400 15:47:18
2 بازدید
kermaninarges_psych
معرفی فیلم. "Tully" یک فیلم اختصاصی برای مادرهاست. با این که اگه دوبله و سانسور شده را انتخاب کنید، نکته زیاد خاصی نداره ولی به شدت توصیه میشه که بچه ها فیلم را نبینند. چون پر از جزئی نمایی و ریزه کاری های سخت روزهای اول تولد است که میتونه احساسات نامطلوبی را در درونشون نهادینه کنه. بارداری و زایمان و درگیری های روحی را طوری به تصویر کشیده که رنج عمیقش را میشه با دست لمس کرد. قهرمان داستان برای بار سوم چالش های فرزند جدید همه با هم به سمتش هجوم آوردند. بی خوابی، تغییرات جسمانی، التقاط نقش ها. کمرنگ شدن کیفیت روابط با بچه های قبلی و همسر، نیازهای نادیده گرفته شده و.... در جریان داستان طوری پیش میره که به ظاهر با کمک دیگران و با حمایت گرفتن چیز هایی که از دست داده را ترمیم میکنه. ولی نهایتا به وسیله پزشک تشخیص داده میشه! که نیاز به درمان جدی ضروری بوده و.... بهنظر شما کدوم بخش از تغییرات پس از زایمان چالش بر انگیز تره؟ #افسردگی_بعد_از_زایمان #فرزندپروری_آگاهانه #والدین_موفق #کودک_شاد #نرگس_کرمانی_مشاوره
17 خرداد 1400 19:31:00
2 بازدید
kermaninarges_psych
خیلی میپرسید که آخرش کدوم کارا میشه کنترل گری، کدومنمیشه! از کجا بفهمم که من الان اصلا کنترل گری دارم یا ندارم! زیر بنای این داستان را اگه در نظر بگیریم که خودمختاری چیه شاید راحت بشه در موردش تصمیم گرفت! اینکه جه قدر توانمند میبینیم بچه هامون را؟! #بدرفتاری_کودک #بیش_فعالی #لجبازی #باهوش #کودک_من #موفقیت #آگاهی #والدین_موفق #استقلال
20 تیر 1401 09:41:23
25 بازدید
kermaninarges_psych
من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!
30 مرداد 1399 06:41:21
0 بازدید
kermaninarges_psych
معرفی کتاب: میدونم، واقعا به عنوان یک مادر میدونم که چه قدر سر و کله زدن با نافرمانی و سرتق بازی سخته! همه احساسات بد را در آدم بالا میاره. احساس طرد، بی کفایتی، خشم. غم و تنهایی و ... ولی وسط همه ناراحتی ها و اعصاب خوردی ها و راهکارهای مقابله یه لحظه فکر کنیم عجب فکر باحالی کرده ها در مخالفت با ما! یا روشی استفاده کرده که با ذهن ما خیلی فاصله داشته! و یک احتمال کوچیک بدیم که اگر من سرکوبش نکنم و نخواهم همه چیز مطابق پیش فرض های من پیش بره شاید اتفاقات خیلی تازه ای بیفته! منبع کتاب: استعداد نافرمانی، نوشته فرانسسکا جینو، ترجمه یاسمین شاکری. " ماجراهای فوق العاده،دانش فراوان و توصیه های عالی و کاربردی درباره این که چگونه و چرا و چه وقت می توانیم قوانین را بشکنیم" #نافرمانی_کودک #لجبازی #استعداد_ویژه #والدین_موفق #کودک_شاد #والدین_آگاه
23 تیر 1400 07:58:48
0 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس میایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون میافتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق میکند.