پست های مشابه

chamran_kids

. 📝قسمت سوم . "مدیر مدرسه۱" . شاید تصور بیشتر ما از مدیر مدرسه، یک خانم یا آقای نسبتا سن بالای جدی باشد که بیشتر اوقات در موضوعات مهم حاضر میشود و مارا ساعت ها در صف مدرسه نگه میدارد تا حرف های مهمش را توام با سرزنش و نصیحت به ما بگوید؛ اما بیایید اینبار با یک مدیر متفاوت و البته مطلوب آشنا شویم که میتواند تاثیر فوق العاده ای روی بچه ها داشته باشد😊 . فکرش را کنید! همان خانم یا آقای مدیر خیلی مهربان باشد،در بیشترشرایط کنار بچه ها فعالیت کند، حرف های آن هارا با جان و دل بشنود، به هرکس توجه و محبت کافی داشته باشد، درحقیقت مدیری که با بچه ها دوست باشد میتواند تاثیر خوبی روی آن ها بگذارد و چه بسا به یک الگوی دوست داشتنی تبدیل شود. مثلا آقای کوبایاشی،مدیر مدرسه توموئه که طبیعت را خیلی دوست داشت، شاگردان را برای گردش و قدم زدن می برد و می گفت: "بیایید در طبیعت دنبال هماهنگی بگردیم." او بچه ها را کنار درخت بزرگی می برد و به آن ها نشان می داد که چگونه برگ ها و شاخه ها در مقابل نسیم می لرزند و به آن ها اجازه میداد خودشان باتمام وجود طبیعت و واقعیت هارا تجربه کنند‌ و به نظرات و تفکرات آن ها بها میداد. . تصور شما از یک مدیر مدرسه چیست؟ شما در دوران مدرسه چه مدیرهایی داشتید؟🤔 . برای تهیه ی کتاب به: @chamran_gifts مراجعه بفرمایید🌸 . #مدرسه_رویایی #کتاب_خوب_بخوانیم #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره

23 تیر 1399 17:42:29

0 بازدید

chamran_kids

🌱امامِ دلها🌱 در راستای زیر و رو کردن هویت گذشته مان دنبال نسبتمان با امام خمینی میگشتم. خیلی فکر کردم که ما چه نسبتی میتوانیم باهم داشته باشیم. 🔸️اولین نسبتم با او از یک روز صبح شروع شد. ۵ ساله بودم، از خواب بیدار شدم و دیدم مامانم، بابام، مادربزرگم و خاله ام که مهمان ما بود همه باهم دارند گریه می کنند. خیلی ترسیدم و فکر کردم چه اتفاقی افتاده. و تمام خاطرات بعدش خیلی مبهم در خاطرم مانده. تصویرهایی از مردم در تلویزیون که بر سر و صورتشان میزدند، خانواده ام که چند روزی مشکی پوشیده بودند و قیافه ناراحت آدمها. 🔸️🔸️دومین نسبتم با امام، از زمان ورودم به دبستان شکل گرفت. از همان لحظه ای که وارد کلاس اول شدم، روی نیمکت نشستم و دیدم امام از بالای تخته سیاه، همینطوری چشم در چشم مرا نگاه میکند.و این قصه ادامه داشت. کلاس دوم و سوم و ....تا پایان دبستان، تا وقتی فارغ التحصیل شدم، دانشگاه رفتم و درسم تمام شد. امام تمام این سالها داشت من را مستقیم نگاه میکرد. یکسال لبخند میزد، یکسال جدی بود، یکسال اصلا اخم کرده بود ولی حداقل ۱۶ سال داشت مرا نگاه می کرد و مواظب کارهای من بود. 🔸️🔸️🔸️سومین نسبتم با امام، وقتی شکل گرفت که به اردوهای جهادی رفتیم. دورافتاده ترین منطقه ها. جاهایی که آب آشامیدنی و خیلی چیزها به اندازه کافی نداشتند، به سختی زندگی میکردند ولی امام را میشناختند و برایش احترام زیادی قائل بودند. در یکی از روستاهای خراسان جنوبی بودیم. طبیعتا در محل اسکان تلویزیون هم نداشتیم و از اخبار بیخبر بودیم. برای درس دادن به خانمهای روستا وارد خانه ای شدم. تعداد زیادی پیرزن و خانمهای جوان نشسته بودند. تا وارد شدم از من پرسیدند: حال خانم امام‌خوبه؟ و من از همه جا بیخبر اصلا نمیدانستم از چه حرف میزنند. فکر می کنم در همان سفر بود که شنیدیم همسر امام فوت کردند و چقدر همان پیرزنها گریه کردند. باید خانه و زندگیشان را از نزدیک میدیدید تا بتوانید نسبت زندگیشان با عمق ارادتشان به امام که هیچ با خانم امام را مقایسه کنید. و همینطور نسبت من با امام خمینی در حال بیشتر شدن بود. هر وقت که سخنرانیش از تلویزیون پخش میشد، وقتی در سخنرانیهای بقیه چیزی از او میشنیدم، وقتی به جماران و مرقد امام میرفتم و خیلی وقتهای دیگر تا اینکه حسینیه کودک را راه انداختیم.... 🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️🔸️ ادامه دارد... #نسبت_ما_با_امام_خمینی #هویت_ملی #نگاهِ_خاص #حسینیه_کودک #امام_جون #دهه_شصتی_ها

13 خرداد 1399 20:26:52

0 بازدید

chamran_kids

🌱 🤔 در #تعطیلات_نوروزی چه کارهایی می توانیم انجام دهیم؟ ‌ 🌱 یکی از کارهایی که می توانیم انجام دهیم 👈 دوستی با طبیعت و #طبیعت_گردی است ‌ 💡 کافی است همراه بچه ها، به نزدیک ترین پارک اطرافمان برویم. ✨بازی هایی که می توانیم در پارک انجام دهیم: ‌ 🔸یک کیسه همراه خود ببریم. اسم این کیسه، کیسه کشف است. ‌ 🔹در پارک می گردیم و چیزهای جالبی را که کشف می کنیم، در کیسه کشف جمع می کنیم. چیزهایی مثل سنگ، چوب، پر پرنده و ... . ‌ 🔸می توانیم با کشفیاتمان، کاردستی های مختلف درست کنیم. کافی است یک زیر انداز، مقداری رنگ، چسب و کاغذ همراه خود ببریم. ‌ #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

03 فروردین 1398 17:36:52

4 بازدید

chamran_kids

چهل چراغ: چراغ دوم هیئت کودک #هیئت_دانشگاه_شریف . چند روزی به محرم مانده بود و خیلی دلمان میخواست برای بچه ها کاری در این دهه انجام دهیم. چند جا هم برای کار با کودک، کنار هیاتهای مختلف رایزنی کردیم که به نتیجه نرسید. تقریبا داشتیم ناامید میشدیم که به واسطه یکی از دوستان از هیات دانشگاه شریف، با ما تماس گرفتند. صحبتهای اولیه انجام شد و قرار بر این شد ما ۱۳ شب، کنار هیات، برای بچه ها فعالیتهای مختلف داشته باشیم. یکی دو شب مانده به شروع هیات هم تصمیم گرفتیم قسمت پسرانه را از دخترانه جدا کنیم. و به سختی تعدادی خاله و عمو جور کردیم که هر سیزده شب نیرو داشته باشیم. قرار شد با دانشجویان دانشگاه شریف هم تعامل داشته باشیم. طراحی اصلی و عمده ی اجرا با ما باشد و آنها هم در آماده کردن فضا و کار با کودکان به ما کمک کنند. خیلی فشرده برنامه ریزی کردیم، ابزار خریدیم و رسیدیم به اولین شب برای برگزاری هیات کودک. قبل از آمدن بچه ها، با چند تا از دانشجوهای شریف جلسه توجیهی گذاشتیم. دوستان ما که از قبل باهم همکاری کرده بودیم و قرار بود در این کار هم همراهمان باشند اکثرا فارغ التحصیل رشته های هنر بودند. دور هم نشستیم و به اصطلاح جلسه معارفه ای گذاشتیم برای آشنایی بیشتر. شریفیها از سر تواضع گفتند شما اول خودتان را معرفی کنید و دوستان ما شروع کردند به گفتنِ رشته های تحصیلیشان: طراحی لباس، طراحی پارچه، گرافیک، نمایش، نگارگری و ... قیافه بچه های شریف دیدنی بود. با خجالت پرسیدند: مگه اینارو هم تو دانشگاه میخونن؟؟؟؟ و وقتی نوبت به معرفی خودشان رسید فهمیدیم بنده های خدا برای چه اینقدر تعجب کردند. دوستانی که متواضعانه و بی صدا محل هیات کودک را با ماتمیز کرده بودند، با دقتی عجیب رول های کاغذ به دیوار زده بودند و به صورت مهندسی شده گلوله های گِلیِ کاملا یکسان در قطرهای مشابه برایمان درست کرده بودند دانشجوهای عمران، برق، هوافضا، مکانیک و ... بودند. همکاری دو گروه هنری و فنی در سیزده شب برای خود ما تجربه بسیار جالبی بود. از آن زمان به بعد هر وقت اسم دانشگاه یا دانشجویان دانشگاه شریف می آید در ذهنم تصویر دانشجویانی کاری، کم حرف و کم ادعا مرور میشود که تمام شبها، خالصانه و با علاقه بدون اینکه چیزی از کودک و علاقه هایش بدانند پابه پای ما فعالیت کردند و سعی کردند افکار مهندسی شان را در برخورد با بچه ها کنار بگذارند. ما درسهای بزرگی در این شبها از آنها گرفتیم از بچه های کاملا شریفِ دانشگاه شریف.... . ادامه دارد... . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران #حسینیه_کودک #حسینیه_کودک_شهید_چمران

26 خرداد 1399 17:22:02

0 بازدید

chamran_kids

. #مدرسه_آرزوها (این قسمت: مدرسه ی توتوچان) . انگار همین دیروز بود که برای تحقیق کردن راجع به مدل مدرسه ها،در خانه یکی از دوستانمان که معلم مدرسه مفید بود نشسته بودم و اسم #کتاب توتوچان را شنیدم. . وقتی کتاب را خواندم به نظرم مدرسه ی رویایی، مدرسه ای بود که توتوچان در آن درس میخواند. بعد که مدرسه مان را با سختی راه انداختیم به نظرمان مدرسه ی ما به مدرسه ی رویایی نزدیک شده بود، چون برای تک تک اجزایش زحمت کشیده و فکر کرده بودیم.😊 . سالهاست در کتاب ها، بین فیلم ها و انیمیشن ها، در بازدیدهایمان از مدرسه ها و خلاصه هر جایی که سراغ داشتیم دنبال نشانی از مدرسه رویایی بودیم؛ بارها به این نشانه ها برخوردیم. بعضی نشانه ها کوچکتر و کم نورتر و بعضی بزرگتر و پرنور تر بودند. . این روزها که مدرسه در معنای ظاهری اش در حال محو شدن است و البته در معنای واقعی اش که بستری مناسب برای #رشد و یادگیری بچه هاست در حال پررنگ شدن است به نظرم بهترین فرصت است که نشانه های مدرسه ی رویا و آرزوهایمان را هر چقدر هم کوچک باهم مرور کنیم. چه بهتر بچه های مدرسه ای را هم در این رویاپردازی شریک کنیم!🙃 . یک روزی که خیلی دور نیست کل دنیا پر میشود از مدرسه ی آرزوها، از معلم های رویایی، از دانش آموزان علاقه مند به #یادگیری و از مسیری که خیلی روشن است خیلی زیاد....😇 . پ.ن: بیاید قرار بگذاریم هر هفته خودمون رو مهمون یک نشانه از مدرسه ی آرزوها کنیم...🤗 . ✅برای تهیه ی کتاب توتوچان میتونید به هاچین دایرکت بدید:👇😊 @chamran_gifts . #مجموعه_شهید_چمران#چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آموزش#آموزشی #مدرسه_رویایی #توتوچان_دخترکی_آنسوی_پنجره

09 آذر 1399 16:20:29

0 بازدید

chamran_kids

. چهل چراغ: چراغ سوم #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران . . ❓چه شد تصمیم گرفتیم مدرسه پسرانه تاسیس کنیم؟ . چند سالی از فعالیتمان در #حسینیه_کودک، می گذشت. بچه ها بعد از دوره فعالیتشان در کنار ما، برای پیش دبستانی و دبستان وارد مدارس دیگری می شدند. خیلی دلمان میخواست آینده ی بچه ها را که آن همه کنارشان خاطره داشتیم از نزدیک ببینیم. البته دورادور روند بچه ها را بررسی می کردیم ولی خب خیلی فایده نداشت. از طرفی تعدادی از خانواده ها هم اصرار داشتند مدرسه داشته باشیم و بچه ها را در این مدرسه ثبت نام کنند. با پیگیری و حسن نیت یکی از خانواده ها، با اینکه مجوزمان هنوز آماده نشده بود و در حال پیدا کردن فضای مناسب بودیم تصمیمان برای تاسیس مدرسه جدی تر شد. روند گرفتن مجوز را طی کردیم. مراحلی سخت، پیچیده و بعضا طاقت فرسا، به خصوص جلسه های عجیب گزینش. هنوز راجع به نماز جمعه، مدل هیات رفتن، مدل پوششمان که با جلسه آمدنمان متفاوت است یا نه سوال می پرسیدند. و من تمام مدت گزینش، داشتم به این قضیه فکر می کردم چطور مدارسی کاملا غیر مذهبی و با مدلهای بسیار متفاوت با فرهنگمان داریم اگر همه مدیران این مراحل سفت و سخت را پشت سر می گذرانند. گزینشی که چند ماه طول میکشد و به قول خودشان تمام ابعاد شخصیتی فرد را زیر و رو می کردند.... بالاخره جواب گزینشمان آمد. باید اسمی برای مدرسه انتخاب می کردیم. مصر بودیم اسم شهیدچمران را انتخاب کنیم. قانونهای خاص و دست و پاگیری دراین باره وجود داشت. اسم شهیدخاص را اجازه نمیدادند انتخاب کنیم و در موارد خاص تر، اگر اجازه خانواده شهید را می گرفتیم بعد از طی مراحلی، شاید این اجازه صادر میشد. خلاصه یک سری قانون هایی وضع شدند که تمام تلاششان را بکنند تا آدم از خیرِ اسم شهدا، امامان و ... بگذرد و بعد به صحبتی از امام خمینی برخوردیم که در ماجرای پاوه به شهیدچمران لقب"#حمزه_دوران" را داده بودند. بالاخره ما از مرحله طاقت فرسای راضی کردن آدمها، برای اسم مدرسه مان نجات پیدا کردیم. اسم شناسنامه ایِ مدرسه مان شد حمزه دوران و اسمی که همه ما صدایش می کنیم همان " #شهید_چمران" . #ما_که_هستیم #تاریخچه_چمرانی_ها #تاریخچه_چمران

27 خرداد 1399 17:33:42

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

شما به نمایشگاه کتاب سر زدین⁉️😊 . کم کم داریم به روزهای آخرش نزدیک میشیم‼️ چه ملاک هایی برای انتخاب کتاب دارید؟ کتاب مناسب باید چه ویژگی هایی داشته باشه؟ امشب براتون چندتا نکته آوردیم که با در نظر گرفتنش قطعا میتونید انتخاب های بهتری داشته باشید…📚 شما هم توی کامنت نظراتتون رو برامون بنویسید🌹 #نمایشگاه_کتاب #کتاب #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

شما به نمایشگاه کتاب سر زدین⁉️😊 . کم کم داریم به روزهای آخرش نزدیک میشیم‼️ چه ملاک هایی برای انتخاب کتاب دارید؟ کتاب مناسب باید چه ویژگی هایی داشته باشه؟ امشب براتون چندتا نکته آوردیم که با در نظر گرفتنش قطعا میتونید انتخاب های بهتری داشته باشید…📚 شما هم توی کامنت نظراتتون رو برامون بنویسید🌹 #نمایشگاه_کتاب #کتاب #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن