پست های مشابه

aliyeh.heybatii

رسم سوسیسی به همسر گفتم:" همیشه برای من سوال بوده که چرا تو همیشه ابتدا سر و ته سوسیس را با چاقو میزنی، بعد آن را داخل ماهیتابه می اندازی!" او گفت:" علتش را نمی‌دانم. این چیزی است که وقتی بچه بودم، از مادرم یاد گرفتم." چند هفته بعد وقتی خانواده همسرم را دیدم، از مادرش پرسیدم که چرا سر و ته سوسیس را قبل از تف دادن، صاف می‌کند. او گفت:" خودم هم دلیل خاصی برایش نداشتم هیچ وقت، اما چون دیدم مادرم این کار را می‌کند، خودم هم همیشه همان را انجام دادم." طاقتم تمام شد و با مادر بزرگ همسرم تماس گرفتم تا بفهمم که چرا سر و ته سوسیس را می زده. او وقتی قضیه را فهمید، خندید و گفت:" در سال های دوری که از آن حرف میزنی من در آشپزخانه فقط یک ماهیتابه کوچک داشتم و چون سوسیس داخلش جا نمی شد مجبور بودم سر و ته آن را بزنم تا کوتاه تر شود ... همین!" ما گاهی به چیزهایی آداب و رسوم می‌گوییم که ریشه آن اتفاقی مانند این داستان است!!! #آداب_و_رسوم # باورها#اعتقادات_کورکورانه #رسم_و_رسوم #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #تربیت_فرزند #تربیت_کودک#بیرجند

06 آذر 1399 16:15:07

0 بازدید

aliyeh.heybatii

#عشق#شادی#آموختن_برای_زیستن #عاشقانه_ها #دل #بیرجند_شهر_من

05 دی 1398 14:06:01

3 بازدید

aliyeh.heybatii

#طلاق#جدایی_والدین#کودکان_طلاق#طلاق_عاطفی#مداخله_در_طلاق#والدین_سمی #والدین#احساس_گناه#بدگویی#انتقام#جاسوسی#خاطرات_تلخ #طلاق_توافقی #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده

24 مهر 1400 16:52:39

17 بازدید

aliyeh.heybatii

. مشاوره و درمان روانشناختی #کودک ، #نوجوان و #خانواده مرکز مشاوره راه نو

14 مرداد 1399 13:20:59

0 بازدید

aliyeh.heybatii

#نوجوان موقع صحبت کردن بر سر کار اشتباهی که نوجوانتان انجام داده، ابتدا اجازه دهید تا نوجوان صحبت کند بعد خودتان. والدینی که اول شروع به صحبت کردن و امرونهی کردن میکنند فرزندشان را کر و لال می کنند چرا نوجوانی که روزی 10 ساعت با دوستانش حرف می زند چندثانیه هم با پدر ومادرش حرف نمیزند، چون والدینش رابطه شان را با او قطع کرده اند به ازای هر چند جمله ای که نوجوان می گوید والدین باید سعی یک جمله بگویند. #ارتباط_موثر #نوجوانی#بلوغ#ارتباط_با_نوجوانان#دوستان_نوجوان #خانواده#عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

19 آذر 1399 18:17:13

0 بازدید

aliyeh.heybatii

مادر دست دختر دانش‌آموزش را محکم کشید: «بذار برسیم خونه.» دختر گریه می‌کرد ملتمسانه مادر را نگاه می‌کرد. هی می‌گفت ببخشید. مقنعه‌اش روی شانه‌اش افتاده بود. صورت دخترک غرق اشک بود. حتی گفت غلط کردم. مادر بلندتر گفت: بذار برسیم خونه. هم‌مدرسه‌ای‌های دخترک که داشتند از مدرسه برمی‌گشتند خانه، نگاه می‌کردند و رد می‌شدند. کشاکش دختر و مادر ادامه داشت و‌ دور شدند. از ماجرایشان چیزی نفهمیدم. فقط چندثانیه بود و رد شدند. خیلی جا خوردم و به‌فکر فرو رفتم: اگر تلاش اصلی پدرومادرها و فعالان دلسوز کودکان است که برای دخترک «خانه» امن‌تر از خیابان باشد، یعنی الان مادر دارد برایش خیابان را امن‌تر می‌کند؟! خیابان برای دخترک امن‌تر بشود، به همین سادگی؟ خداخدا کند خانه نرسند؟ این یعنی دخترک بی‌پناه از حالا حس کند خیابان امن‌تر از خانه است؟ خیابان می‌تواند برایش چقدر امن باشد؟ اگر خانه آغوش امن دخترک نباشد. #مرتضی_توکلی #دختر#آرامش #خانواده #والدین_آگاه #تهدید_والدین #آغوش #آغوش_امن_پدر #آغوش_مادر #خوشبختی#طرحواره #خانه#خانه_ی_آرام #محبت_به_فرزند #فرزندپروری_مثبت #تربیت_صحیح_فرزند #آموزش_فرزند_پروری #عالیه_هیبتی_روانشناس_کودک_نوجوان_خانواده #بیرجند

19 اردیبهشت 1400 16:43:12

1 بازدید

عالیه هیبتی

0

0

برشی از دوره ی آرامم

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

aliyeh.heybatii

عالیه هیبتی

0

0

برشی از دوره ی آرامم

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن