پست های مشابه

chamran_kids

. خیلی از ما بزرگترها تصاویر تکراری از مدرسه داریم و فکر میکنیم همینکه بچه ها پشت میز و نیمکت بشینند، با هر شیوه ای درس هارو از بر بشن و آخر سال هم یه کارنامه پر از ۲۰ تحویلمون بدن، تو مدرسه ی خوبی تحصیل و رشد کردند اما....❗ . از نظر ما مدرسه ی مطلوب و خوب جایی هست که ... . ورق بزنید و بخونید 😊👆🏻 . ⭕ برای بقیه ی مامان، باباها هم بفرستید🤗 ✅به نظر شما مدرسه ی خوب کجاست؟؟؟ چه جوریه؟؟؟🤔 . #مدرسه #مدرسه_خوب #مدرسه_مطلوب #ثبت_نام_مدرسه #ملاک_مدرسه_خوب #آموزش_پروژه_محور#آموزش_چند_بعدی # برنامه_انعطاف_پذیر#تسهیلگر #معلم_خوب

04 فروردین 1400 11:50:38

0 بازدید

chamran_kids

. همه ما از اول دبستان و حتی مهد و پیش دبستانی لباس فرم داشتیم. حتی پسرها هم از این قاعده مستثنا نبودند. لباس هاى فرم هم معمولا رنگهای روشن نبود. یه مقنعه هم داشتیم که همیشه خدا باهاش مشکل داشتیم. وقتی بزرگ شدیم دوست داشتیم رنگی باشیم، جلب توجه کنیم و خیلی چیزهای دیگه... در چمران علاقه داشتیم و داریم بچه ها متفاوت باشن و رنگی رنگی. چون این سن مناسبه رنگها و تفاوتهاست. یک نمونه لباس مناسب برای دخترهای ادبستان بهشون هدیه دادیم. قرار نیست همیشه تنشون باشه. فقط برامون مهمه که اگر چیز دیگه ای هم می پوشن کوتاه و تنگ نباشه. امروز دخترها کلی خوشحال شدن از گرفتن هدیه های رنگیشون😍😊 مخصوصا از اسمی که عمو اعلایی زمان هدیه دادن، براشون گذاشتن: "پروانه های رنگی" . #پروانه_هاى_رنگى_دخترهاى_چمرانى #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

20 آبان 1397 07:08:36

0 بازدید

chamran_kids

جشن عبادت چمرانی ها چه شکلیه⁉️🤔😇 . جشن عبادت و بندگی، یعنی زمانی که خدا بنده اش را برای عبادت آماده دیده، این اتفاق بزرگ ترین و با شکوه ترین اتفاق زندگی هفت سال دوم بچه هاست. . ما هم در ادبستان میخواستیم این جشن با شکوه هرچه تمام تر برای دخترهای ۹ ساله و پسرهای ۱۱ ساله اتفاق بیفتد. تا یک خاطره ی خوب و به یادماندنی در ذهنشان به یادگار بماند. . سال های پیش، جشن عبادت دخترهای کلاس دومی در پارک برگزار شد. مامان ها مهمان ویژه ی این جشن بودند. پارک را تزیین کردیم، همراه مامان ها کلی بازی کردیم. نمایش اجرا کردیم و عکس یادگاری انداختیم. نماز جماعت خواندیم و دخترها هدیه هایشان که چادر و جا نماز بود را از عمو اعلایی هدیه گرفتند. بعد هم در جشن مان مهمان سفره ای بودیم که مامان ها و دخترها غذاهایش را درست کرده بودند. پسرها هم در کلاس پنجم برنامه ی مشابهی دارند. عمو برایشان از بزرگ شدن و کارهایی که باید انجام دهند می گوید و هدیه شان عبایی است که با آن نماز جماعت می خوانند. . امیدواریم این تلاش مان مورد رضایت معبود قرار گیرد. . #جشن_تکلیف #جشن_عبادت #سن_تکلیف #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #نذر_فرهنگى #جشن_بندگی #تربیت_دینی #تربیت_کودک

25 اردیبهشت 1401 16:34:07

0 بازدید

chamran_kids

🎨 خیلی ها فکر می کنند، هرچی کاردستی و نقاشی بچه ها قشنگ تر و تمیز تر باشد، بهتره و مدام به بچه ها امر و نهی میکنند. از خط نزنی بیرونا. مراقب باش رنگا قاطی نشه. و حتی یک جاهایی خودشان دست به کار می شوند و خودشان به جای بچه ها نقاشی می کشند و رنگ میکنند. اما این را یادمان می رود که آنها فقط یک کودک هستند. باید بکشند، ببرند و آنقدر تجربه کنند تا بتوانند خلق کنند. پروژه ی دخترهای پیش دبستانی، نقاشی با دوتا لکه ی رنگی تو زیپ کیف بود. رنگ هایی که فقط باید با انگشت قاطی پاتی بشه، تا بشه باهاش نقاشی کرد. #نقاشی #پروژه #هنر #هنر_برای_کودک #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

20 آذر 1397 10:21:29

0 بازدید

chamran_kids

💪🏻 یکی از چالش های پدر و مادر، درگیر نشدن بچه ها در فعالیت هاست. اینکه فرزند من انگیزه ای برای انجام کار ندارد. یک راهکار ساده، ورود شما و درگیر شدن خودتان در انجام فعالیت است. وقتی بچه ها ببینند که کاری را پدر یا مادر انجام می‌دهند، خواه ناخواه بیشتر علاقه مند به انجام آن می‌شوند. پسرها پروژه ی برشکاری کارتن با ارّه را داشتند، در این کار قرار شد طرح اصلی را روی کارتن چسب بزنند و رنگ کنند، این کار مجوزی می‌شود برای تحویل گرفتن ارّه. بعد نوبت می‌رسد به برش با ارّه، این قسمت جزء پرهیجان ترین قسمت کار است که البته نیاز به توانایی هایی هم هست: 1.حفظ تعادل 2.دقت 3.قدرت دست 4.سعی برای نگهداری و له نشدن کارتن و... همه و همه، در این کار به ظاهر ساده نهفته است. وقتی مربی خودش اولین نفر دست به اره شود، انگیزه کودک بیشتر می شود. مربی: سید محمد یزدان شناس #کلاس_دومی_ها #انگیزه #دانش_آموز #کودک #نجاری #پروژه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

18 آذر 1398 16:07:51

0 بازدید

chamran_kids

🤹 خیلی ها فکر می کنند زمان بازی بچه ها در حیاط یا پارک، زمان بیهوده ای است که بچه ها را باید رها کنیم تا خودشون بازی کنند. حیاط بهترین جایی است که بچه ها مقاومت و سخت کوشی را یاد بگیرند. نوبت گرفتن، شکست خوردن، آسیب دیدن، کار گروهی و ... . ‌ بسکتبال، گرگ و قلعه، شیر و پلنگ، هفت سنگ، الک دولک و ... همه بازی هایی هستند که ما در ادبستان بازی می کنیم، برای اینکه بچه ها علاوه بر نشاط و هیجان تجربه های متفاوتی داشته باشند. ‌ چقدر خوب است که در محیط خانه، مهمانی ها، گردش های دسته جمعی هم این بازی ها را انجام دهیم و بچه ها را به این بازی ها تشویق کنیم. ‌ #کلاس_اولی_ها #بازی_هیجانی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #حمزه_دوران

20 اسفند 1397 07:07:53

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

📖 برادرلی چاکرز، پشت میزش، ته کلاس...ردیف آخر...صندلی آخر نشست.‌هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود.برادلی جزیره بود. اگر میشد میرفت و تو کمدِ کلاس جا خوش میکرد. در آن صورت دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود. گمان نمیکرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد.شاید او هم دلش میخواست برادلی جلوی دیدش نباشد، بقیه ی کلاس هم همینطور. برادلی در کلُ فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد، اما افسوس که صندلی اش در کمد جا نمیشد.... برادلی همچین پسری بود.پسری که به معلم کار نداشت. به هم کلاسیهایش هم همینطور. تمام زنگ جغرافیا مشغول قیچی کردن نقشه اش بود، تکلیف نمی نوشت و به دروغ در خانه گفته بود جزء شاگردهای ممتاز کلاس است... ‌ پدری سختگیر دارد که تهدیدش میکند اگر خوب درس نخواند او را به مدرسه شبانه روزی نظامی میفرستد و مادری دارد که میداند برادلی در مورد خودش در مدرسه، راست نمیگوید ولی نمیداند دقیقا اوضاع او چطور است چون پسرش هر بار به بهانه ای نمیگذارد او را به مدرسه برود و نامه ها را به دستش نمیرساند... ‌ ولی این بار خانم ایبل، معلم برادلی، دست به کار شده و به خانه شان زنگ میزند و مادرش را رسما به مدرسه دعوت میکند. بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره ملاقات صورت میگیرد... ‌ ادامه دارد... ‌ پ.ن: هیچ وقت در زمان تحصیلتان برادلی بودید یا یک برادلی را از نزدیک دیدید؟ ‌ #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

📖 برادرلی چاکرز، پشت میزش، ته کلاس...ردیف آخر...صندلی آخر نشست.‌هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود.برادلی جزیره بود. اگر میشد میرفت و تو کمدِ کلاس جا خوش میکرد. در آن صورت دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود. گمان نمیکرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد.شاید او هم دلش میخواست برادلی جلوی دیدش نباشد، بقیه ی کلاس هم همینطور. برادلی در کلُ فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد، اما افسوس که صندلی اش در کمد جا نمیشد.... برادلی همچین پسری بود.پسری که به معلم کار نداشت. به هم کلاسیهایش هم همینطور. تمام زنگ جغرافیا مشغول قیچی کردن نقشه اش بود، تکلیف نمی نوشت و به دروغ در خانه گفته بود جزء شاگردهای ممتاز کلاس است... ‌ پدری سختگیر دارد که تهدیدش میکند اگر خوب درس نخواند او را به مدرسه شبانه روزی نظامی میفرستد و مادری دارد که میداند برادلی در مورد خودش در مدرسه، راست نمیگوید ولی نمیداند دقیقا اوضاع او چطور است چون پسرش هر بار به بهانه ای نمیگذارد او را به مدرسه برود و نامه ها را به دستش نمیرساند... ‌ ولی این بار خانم ایبل، معلم برادلی، دست به کار شده و به خانه شان زنگ میزند و مادرش را رسما به مدرسه دعوت میکند. بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره ملاقات صورت میگیرد... ‌ ادامه دارد... ‌ پ.ن: هیچ وقت در زمان تحصیلتان برادلی بودید یا یک برادلی را از نزدیک دیدید؟ ‌ #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن