chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
تاریخچه ۱۳ آبان رو برای بچه ها بگیم؟ چه جوری؟🤔👆🏻 . حالا که نزدیک ۱۳ آبان هست.... لزومی داره بچه ها علت این روز ویژه رو بدونند⁉️ . .✅نکته ای که باید بهش توجه کنیم اینه که دونستن تاریخچه ی این روز بزرگ به شکل گیری هویت ملی_میهنی بچه ها کمک میکنه و در کنار جشن و هدیه دادن بهشون، خوبه که تاریخ هم با زبان ساده و کودکانه و البته با استفاده از قصه برای بچه ها تعریف کنیم😇 . ⭕این پست رو ذخیره کنید و منتظر پست های بعدی باشید که پیشنهاد فعالیت داریم😉 . 🌱راستی برای معلم ها و والدین دغدغه مند هم بفرستید تا از برنامه هامون جا نمونند🤗 . #۱۳آبان #روز_دانش_آموز #انقلاب_اسلامی #تاریخ_وطن#تاریخچه_انقلاب#دانش_آموز #میهن_دوستی#هویت_ملی_میهنی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
09 آبان 1400 17:58:15
0 بازدید
chamran_kids
. پسرهاى كلاس اول هر هفته يك شهردار دارند. مسئوليت شهردار تميز كردن كلاس و مرتب كردن آن است... البته بچه هاى كلاس هم به شهردار در تميز كردن كلاس كمك مى كنند. . #مسئوليت_پذيرى #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
21 آبان 1397 11:20:30
0 بازدید
chamran_kids
🇮🇷 📖 یک روز اتفاق عجیبی در سرزمین گُلان افتاد. گل های گلستان آرام آرام زرد شدند و بویشان کم و خشک شدند. به جای بوی خوب گُلبوها، بوی بدی همهی جنگل را پر کرد، جوری که دیگر حیوانات نمی توانستند تحمل کنند . گُلبان، هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. خیلی فکر کرد تا اینکه فهمید هر چه هست باید زیر گلستان باشد. زیر گلبو ها را گشت و یک سر نخ هایی پیدا کرد. راه افتاد و رفت دنبال آن سر نخ ها... ❓دوست دارید بقیه ی داستان رو بخونید و از سرنوشت گل دهان و گلان با خبر بشید؟ 📚 کتاب گل دهان روایت تمثیلی از انقلاب اسلامی در قالب داستان کودکانه ✅ اگر دوست دارید از تخفیف ۵۰ درصدی استفاده کنید، به سایت مون سر بزنید: chamraniha.com این پست رو برای کسانی که آینده ی فرزندانشون براشون مهمه، ارسال کنید. #من_یار_انقلابم #دهه_فجر #هویت_ملی #هویت_ملی_برای_کودکان #هویت_سازی #چمرانی_ها #انقلاب #انقلاب_اسلامی
15 بهمن 1398 18:31:21
0 بازدید
chamran_kids
چه کارهایی باعث علاقمند شدن بچه ها به نماز میشه⁉️🤔 . چندتا نکته کاربردی که از تجربیات خود چمرانی ها در این زمینه بوده براتون در این پست آماده کردیم☺️ . . بفرست برای معلم ها و مسئولین مدارس‼️ . و از تجربیاتتون و کارهایی که برای علاقمن کردن بچه ها انجام دادین برامون توی کامنت ها بنویسید☺️🌹 . #نماز #تربیت #کودک #معلم #مربی #ترفند #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
01 مرداد 1401 07:21:44
1 بازدید
chamran_kids
💡 #یک_معلم_چمرانی برای راهپیمایی روز قدس، یک تابلو آماده کردم. تعداد زیادی تابلوی خام هم آماده کردهام، تا با کمک بچه ها تکمیلشان کنم. شعار راهپیمایی نحو القدس است. ❓ میدانید معنیِ نحو القدس چیست؟ در کنار یک سازهی قشنگ نشستم و شروع کردم به کشیدن نقّاشی مسجد قبّه الصّخره و نوشتنِ شعارِ " نحو القدس ". مسجد قبّه الصّخره نمادی از قدس شریف است. این مسجد مقدّس برای مسلمانان بسیار مهم است. وقتی بچّهها دیدند دارم چهکار میکنم، دورم جمع شدند. پرسیدم میخواهید شما هم نقّاشی بکشید؟ تحریکشان کردم، که دستبهکار شوند.اوّل بچّهها درخواست کردند، نقّاشیهایی را که خودم کشیدهبودم، به آنها بدهم؛ ولی شعار ادبستانیِ ما این است: ما برای کسی نقّاشی نمیکشیم؛ یادش میدهیم، که خودش بکشد. اگر بخواهیم پشتِ اسراییل را بهخاک بمالیم، نباید از کسی بخواهیم برایمان نقّاشی بکشد؛ بلکه باید خودمان بکشیم. سعی کردم به بچّهها انگیزه بدهم، خودشان بکشند. هرچه را که میکشیدند، تشویق میکردم. چرا؟ چون اوّل راه بودند و میترسیدند. نگران بودند، که نقّاشیشان قشنگ نباشد. من هم هرچه میکشیدند، میگفتم: آفرین؛ قشنگ کشیدی!بعد از کاملشدن نقّاشی شعارمان را نشانشان میدادم و میگفتم: میتوانید شعارمان را هم پایینش بنویسید: #نحو_القدس #روز_قدس #راه_پیمایی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
11 خرداد 1398 05:36:53
0 بازدید
chamran_kids
. جنسشان سادگى ست پر از رنگ سفيد پر از بوى ناب آسمان ... وقتى حرف از دوست داشتنت مى زنند يقين دارى كه مهرتان را در گوشه اى از قلبشان جا داده اند. ساده اند و صميمى .. بهشت ميشود جايي كه صداى خنده هايشان فضا را پر كند ... . #چمرانى_هاى_كوچك_دوست_داشتنى #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
05 آبان 1397 15:40:55
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📖 برادرلی چاکرز، پشت میزش، ته کلاس...ردیف آخر...صندلی آخر نشست.هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود.برادلی جزیره بود. اگر میشد میرفت و تو کمدِ کلاس جا خوش میکرد. در آن صورت دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود. گمان نمیکرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد.شاید او هم دلش میخواست برادلی جلوی دیدش نباشد، بقیه ی کلاس هم همینطور. برادلی در کلُ فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد، اما افسوس که صندلی اش در کمد جا نمیشد.... برادلی همچین پسری بود.پسری که به معلم کار نداشت. به هم کلاسیهایش هم همینطور. تمام زنگ جغرافیا مشغول قیچی کردن نقشه اش بود، تکلیف نمی نوشت و به دروغ در خانه گفته بود جزء شاگردهای ممتاز کلاس است... پدری سختگیر دارد که تهدیدش میکند اگر خوب درس نخواند او را به مدرسه شبانه روزی نظامی میفرستد و مادری دارد که میداند برادلی در مورد خودش در مدرسه، راست نمیگوید ولی نمیداند دقیقا اوضاع او چطور است چون پسرش هر بار به بهانه ای نمیگذارد او را به مدرسه برود و نامه ها را به دستش نمیرساند... ولی این بار خانم ایبل، معلم برادلی، دست به کار شده و به خانه شان زنگ میزند و مادرش را رسما به مدرسه دعوت میکند. بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره ملاقات صورت میگیرد... ادامه دارد... پ.ن: هیچ وقت در زمان تحصیلتان برادلی بودید یا یک برادلی را از نزدیک دیدید؟ #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد