chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
اینجوری یه معلم با نشاط باش🤩⬇️ ✅برای استراحت کافی خودت نظم و برنامه ریزی داشته باش! ✅تو حیطه ی کاری خودت و درباره تعامل با کودک اطلاعات کسب کن! ✅حواست به علاقه و انگیزه ت باشه! ✅هدفمند باش! ✅مهم تر ازهمه؛ برای تفریحت برنامه داشته باش! ⭕حالا تفریح یه معلم حرفه ای چیه و چه اهمیتی داره؟🤔 . فیلمو ببین👆🏻و سیو کن و برای معلم هایی که میشناسی بفرست❗❗❗🤗 . . #معلم_خلاق #معلم_خوب #معلم_بانشاط #تفریح#معلمی #معلم_چمرانی #معلم_حرفه_ای
27 تیر 1400 12:02:47
0 بازدید
chamran_kids
مراسم دختران سردار...❤👆🏻 . دیروز که سالگرد سردار عزیز بود، دخترهای کلاس چهارمی مراسم مجازی اما مفصلی برگزار کردند، باهم قرآن خوندند، فیلم و عکس پخش کردند، به زیارت مجازی مزار حاج ق ا س م رفتند، سرود خوندند و حسابی سنگ تمام گذاشتند...🖤🙃 . دخترهای چمرانی عشق به سردار رو با دلنوشته ها و خوندن اشعار زیباشون نشون دادند...😇 . دخترهایی که امید و انگیزه شون اینه که تا همیشه مثل ق ا سم س ل ی م ا ن ی عزیز، توراه حضرت زینب(س) باشند ....🏴 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_زینبی #دختران_چمرانی #شهید#شهادت#سربازان_کوچک_امام_زمان
14 دی 1399 13:14:06
0 بازدید
chamran_kids
. چند تا توصیه ی مهم که خوبه مدارس بهش بیشتر توجه کنند👆🏻🤗 . ⭕این پست رو سیو کنید و برای مسئولین مدارس بفرستید😇 . #مدرسه_ابتدایی #درس #تکلیف #ماه_رمضان #ماه_بندگی #توصیه_مهم #مسئولین_مدرسه #معلم#والدین
24 فروردین 1400 07:06:21
1 بازدید
chamran_kids
🦁 "شیر های کلاس آنلاین🤯" اینجارو نگاه! پسرهای پنج ساله ی مهد تعاملی، شیر شدن😳👆 بله!شیرهای قوی و گرسنه ای که رفتن تو جنگل تا دنبال غذا بگردن🤔 غذاشون چیه؟؟؟ ابزارهای فعالیت اون روز!🤗 مثلا تو این فیلم شیرها با پهلوون گشتن و گشتن تا یه دوست پیداکردن🤩 دوستشون یه لاکپشت کوچولو بود که حسابی سردش بود برای همین بچه ها با کامواهای رنگی تصمیم گرفتن براش لباس گرم درست کنن 😊 یکی از راه های ایجاد تنوع تو کلاس آنلاین و فعالیت ها اینه که، هربار بچه ها به عنوان شخصیت های مختلف راه بیوفتن دنبال ابزار فعالیتشون، اینجوری هم قبلش با خاله، با صداهای جالب بازی و گفت و گو میکنن هم انگیزه شون برای فعالیت اون روز بیشتر میشه😇 پست رو سیو کنید تا آخر هفته که دنبال ایده بازی بودین، این بازی رو انجام بدین. #ایده_فعالیت #ایده_بازی #مهد_تعاملی #مهد_کودک_آنلاین #حسینیه_کودک_شهید_چمران #پنج_سالگی_کودک_بازی #پنج_سالگی
02 بهمن 1399 17:01:29
0 بازدید
chamran_kids
🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضهخونها و مداحها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریههای مادرمون در روضه رشد کردیم و از اینجور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگیکردنهام این بود که با چنین شرایطی بچههام بزرگ میشن و یهجورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه علیاصغر گوش میکردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشمهاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا میکنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمانهام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودکهای هیات شدم و تمام دهه محرم را میدویدیم و شعر میخوندیم و نقاشی میکردیم. نه بچهها تو فضای تاریک هیات و وسط روضههای قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضهخوانیهامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونهمون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضیتریم. و مهمتر از ما، رضایت بچههاست که دیشب وقتی لباسهای مشکیشونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخجون بازم هیات! @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت
15 شهریور 1398 07:20:25
2 بازدید
ادمین چمران
0
0
📖 برادرلی چاکرز، پشت میزش، ته کلاس...ردیف آخر...صندلی آخر نشست.هیچ کس در صندلی کناری یا جلویی او ننشسته بود.برادلی جزیره بود. اگر میشد میرفت و تو کمدِ کلاس جا خوش میکرد. در آن صورت دیگر ناچار نبود صدای خانم ایبل را بشنود. گمان نمیکرد خانم ایبل کَکَش هم بگزد.شاید او هم دلش میخواست برادلی جلوی دیدش نباشد، بقیه ی کلاس هم همینطور. برادلی در کلُ فکر می کرد اگر تو کُمد می نشست، همه را خوشحال تر می کرد، اما افسوس که صندلی اش در کمد جا نمیشد.... برادلی همچین پسری بود.پسری که به معلم کار نداشت. به هم کلاسیهایش هم همینطور. تمام زنگ جغرافیا مشغول قیچی کردن نقشه اش بود، تکلیف نمی نوشت و به دروغ در خانه گفته بود جزء شاگردهای ممتاز کلاس است... پدری سختگیر دارد که تهدیدش میکند اگر خوب درس نخواند او را به مدرسه شبانه روزی نظامی میفرستد و مادری دارد که میداند برادلی در مورد خودش در مدرسه، راست نمیگوید ولی نمیداند دقیقا اوضاع او چطور است چون پسرش هر بار به بهانه ای نمیگذارد او را به مدرسه برود و نامه ها را به دستش نمیرساند... ولی این بار خانم ایبل، معلم برادلی، دست به کار شده و به خانه شان زنگ میزند و مادرش را رسما به مدرسه دعوت میکند. بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره ملاقات صورت میگیرد... ادامه دارد... پ.ن: هیچ وقت در زمان تحصیلتان برادلی بودید یا یک برادلی را از نزدیک دیدید؟ #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد