chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
💡 توقع مان که از کودک بالا می رود، دیگر فرقی نمی کند فرزندمان یک ساله است یا ده ساله. از کودک یک ساله توقع استقلال داریم و از کودک هفت ساله توقع کامل خوب خواندن و خوب نوشتن...گاهی یادمان می رود که با این توقع ها چه بر سر کودکانمان می آوریم. همه چیز، به جایش و در سن خودش، خوب است. مدتی است که پروژهی نویسندگی را آغاز کردهایم. تفاوت پروژهی نویسندگی کلاس چهارم با پروژهی نویسندگی سالهای قبل چیست؟ کلاس اول که بودیم نمیتوانستیم بنویسیم. با راهنماییهای بسیار زیاد مربی و بهکمک تصاویر، کلمات را به هم وصل میکردیم و جمله مینوشتیم. کلاس دوم، از روی کتابها رونویسی میکردیم و خودمان داستانی نمینوشتیم. کلاس سوم، باید داستانی را که مربی ساختهبود، مینوشتیم. فرقش با کلاس دوم این بود، که میتوانستیم جاهایی از داستان را با خلاقیت خودمان تغییر دهیم. اما امسال میخواهیم طرح داستان خودمان را بریزیم؛ یعنی خودمان داستانی را طراحی کنیم و بهوجود آوریم. براساس آنچه از کتاب خودت داستان بنویس خواندهبودیم، شروع کردیم به طراحی داستان. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارم #کودک #توقع #آموزش #فارسی #نویسندگی #چمرانی_ها #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
06 آذر 1398 16:13:53
0 بازدید
chamran_kids
🍀 معلم برادلی به مادرش میگوید شرایط پسرش طوری است که باید حتما با مشاورِ مدرسه صحبت کند. بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره مجبور میشود به اتاق مشاور برود. چند دفعه اول از هیولاهای فضایی، وارد شدن اشتباهِ برادلی، به دستشویی دخترها، قانونهای عجیب ریاضی و خیلی جیزهای دیگر صحبت کردند. خانم مشاورِ جوان، پا به پای برادلی جلو می آید. نقاشی کج و معوج او را به دیوار می زند، ناهارش را با برادلی تقسیم میکند و او را تشویق میکند هیولا نباشد. چیزی که همه به آن اعتقاد دارند. پسری عجیب که با کسی ارتباط نمیگیرد، یک هیولای وحشی. بالاخره برادلی به خانم مشاور اطمینان میکند، با تشویق او، کتاب امانت می گیرد، برای درسش گزارشی مینویسد اگرچه آن را پاره کرده و به معلمش نشان نمیدهد. مشاور جوان، آنقدر با برادلی سر و کله میزند تا بالاخره برادلی دوستانی پیدا میکند، تکالیفش را انجام میدهد و مهمتر از آن به دنیای بچه های هم سنش بر می گردد خانم مشاور از مدرسه میرود ولی برادلی دیگر به دنیای عجیبش برنمی گردد.... چقدر جای این مشاوران جوان در بعضی مدارسمان خالی است...! #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد #ته_کلاس #ردیف_آخریا #صندلی_آخر
06 بهمن 1399 18:40:26
0 بازدید
chamran_kids
🎊 ❓ کسی رو میشناسین که جشن و جشن گرفتن رو دوست نداشته باشه؟ مخصوصا اگه جشن تولد باشه و بدونید جشن تولد مهربون ترین بابای دنیا، و میلاد پیامبر ص باشه... 🤔برای این جشن بزرگ چه کارهایی می تونیم همراه بچه ها انجام بدیم؟ 🎊خونه هامون رو تزیین کنیم. 🍲نذری بدیم. 🎁عیدی بدیم. 🎢پارک بریم و برای بچه ها وقت بذاریم. می دونستین با همین کارهای به ظاهر ساده، میشه گرایش های دینی رو تو بچه ها تقویت کرد و به دیندار شدن شون کمک کرد؟ دختر های کلاس دومی،از امروز شروع کردند و ادبستان رو برای جشن میلاد پبامبر ص تزیین کردند. مربی: منیره سادات امامی دوست دارید بازم در مورد راهکار های دیندار شدن بچه ها بدونید؟ #تربیت_دینی #هفده_ربیع #میلاد_پیامبر #کلاس_دومی_ها #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
20 آبان 1398 16:51:14
0 بازدید
chamran_kids
ماجرای ماموریت ویژه پنگوئن ها از این قراره که...😎👇 . پسرهای پیش دبستانی ما، هرروز بعد شنیدن یه قصه و ماجرای جالب با یه حیوون آشنا میشن و همه ی فعالیت های اون روزشون به همراه اون انجام میشه. مثلا اینجا، پسرهای چمرانی با یه پنگوئن همراه میشند. اون ها ماموریت دارندکه باهم یه گنجی رو پیدا کنند، بعدم باید خوب به اطرافشون نگاه کنند و برای کاردستی، وسایل و ابزاری که میشه باهاش یه پنگوئن خونگی بامزه درست کرد رو شناسایی کنند😊 . پ.ن: این انیمیشن توسط یکی از عموهای ادبستان پسرانه ی شهید چمران صداگذاری شده:) . 🔹️برای دیدن انیمیشن ها و آشنایی با فعالیت ها، به هایلایت کانال سربزنید و وارد چمدان های چمرانی بشید. . 🟢این پست رو سیو کنید تا تو این روزها که توخونه قرنطینه ایم،یادتون باشه با بچه ها این فعالیت رو انجام بدید🤗 #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #پسران_چمرانی #پیش_دبستان #پیش_دبستانی_ها #پیش_دبستان_پسرانه #پنگوئن #کاردستی
01 آذر 1399 17:15:01
0 بازدید
chamran_kids
🖋 🖊 تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک
07 شهریور 1398 16:56:05
1 بازدید
chamran_kids
. جنسشان سادگى ست پر از رنگ سفيد پر از بوى ناب آسمان ... وقتى حرف از دوست داشتنت مى زنند يقين دارى كه مهرتان را در گوشه اى از قلبشان جا داده اند. ساده اند و صميمى .. بهشت ميشود جايي كه صداى خنده هايشان فضا را پر كند ... . #چمرانى_هاى_كوچك_دوست_داشتنى #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
05 آبان 1397 15:40:55
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
💡 #یک_معلم_چمرانی برای راهپیمایی روز قدس، یک تابلو آماده کردم. تعداد زیادی تابلوی خام هم آماده کردهام، تا با کمک بچه ها تکمیلشان کنم. شعار راهپیمایی نحو القدس است. ❓ میدانید معنیِ نحو القدس چیست؟ در کنار یک سازهی قشنگ نشستم و شروع کردم به کشیدن نقّاشی مسجد قبّه الصّخره و نوشتنِ شعارِ " نحو القدس ". مسجد قبّه الصّخره نمادی از قدس شریف است. این مسجد مقدّس برای مسلمانان بسیار مهم است. وقتی بچّهها دیدند دارم چهکار میکنم، دورم جمع شدند. پرسیدم میخواهید شما هم نقّاشی بکشید؟ تحریکشان کردم، که دستبهکار شوند.اوّل بچّهها درخواست کردند، نقّاشیهایی را که خودم کشیدهبودم، به آنها بدهم؛ ولی شعار ادبستانیِ ما این است: ما برای کسی نقّاشی نمیکشیم؛ یادش میدهیم، که خودش بکشد. اگر بخواهیم پشتِ اسراییل را بهخاک بمالیم، نباید از کسی بخواهیم برایمان نقّاشی بکشد؛ بلکه باید خودمان بکشیم. سعی کردم به بچّهها انگیزه بدهم، خودشان بکشند. هرچه را که میکشیدند، تشویق میکردم. چرا؟ چون اوّل راه بودند و میترسیدند. نگران بودند، که نقّاشیشان قشنگ نباشد. من هم هرچه میکشیدند، میگفتم: آفرین؛ قشنگ کشیدی!بعد از کاملشدن نقّاشی شعارمان را نشانشان میدادم و میگفتم: میتوانید شعارمان را هم پایینش بنویسید: #نحو_القدس #روز_قدس #راه_پیمایی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران