پست های مشابه

chamran_kids

🏴 🚌 در اتوبوس، با کودکان چه کنیم؟ ‌ اگر از راه زمینی عازم کشور عراق هستید، مسیری را از شهر خود تا نجف با اتوبوس یا ماشین شخصی خود طی خوهید کرد. ‌ 📝 می توانیم بازی ها یا فعالیت هایی را برای این زمان در نظر بگیریم: ‌ ‌ ‌ 👊 ۱. بازی های بدون ابزار: ‌ گل یا پوچ، پانتومیم، بیست سوالی، معما بازی، پیدا کردن اشیا مختلف در جاده، تعریف کردن قصه، شعر خوانی، گوش کردن به قصه های صوتی. ‌ ‌ ‌ 🎨 ۲. بازی با ابزار: ‌ 🖍 چسباندن كاغذهاى كوچك به وسيله چسب كاغذى روى شيشه ماشين یا اتوبوس و کشیدن نقاشی. ‌ ‌ خميربازی. ‌ ‌ 📞ساخت کاردستی ساده بدون نیاز به قیچی: مثلا دو ليوان هاى كاغذى را به وسيله نخ كاموا به هم وصل می کنیم و تلفن بازی می کنیم. ‌ ‌ 🗒درست كردن اوريگامى هاى ساده و بازى با كاغذ. ‌ 💡اگر با اتوبوس سفر می کنید، می توانید مسئولیت پخش برخی خوراکی ها مثل میوه و کیک بین زائران را به کودکان بسپارید. ‌‌‌‌ ✅یادمان نرود کودک برای مدت زیادی نمیتواند روی صندلی بنشیند. همراه او کمی در اتوبوس قدم بزنید. و در توقف های بین راه، حتما اجازه دهید راه برود و بدود. ‌ ‌‌‌‌ ⏳#روز_شمار اربعین 👈🏻 ۱۷ روز مانده ‌ #سرباز_حسینم #پیاده_روی_اربعین

10 مهر 1398 16:54:59

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 ‌ هویت ملی در چه سنی شکل می گیرد؟ و چه تاثیری در کودکان دارد؟ ‌ ❓تا حالا به این سوال فکر کردین؟ #تربیت #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

06 بهمن 1397 09:02:28

0 بازدید

chamran_kids

✅ امام علی علیه السلام: هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیبهایش آگاه شود. عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 435 ، ح 7512 ‌ خود ارزیابی یکی از کارهایی است که هر فرد مسلمانی باید انجام دهد. حتما از آثار و فواید آن هم با خبر هستید. مسئولیت پذیر شدن کودکان یکی از مهم ترین نتایج خود ارزیابی است. دخترها در ادبستان، یک پوشه ی خود ارزیابی دارند و روزانه عملکرد خود را در انجام فعالیت ها، پروژه ها و مسئولیت هایی که به عهده دارند، ارزیابی می کنند. رنگ سبز به معنای فعالیت کامل، رنگ زرد به معنای فعالیت نصفه و قرمز به معنای آن است که فعالیت مورد نظر انجام نشده است. مربی هم در انتهای هفته برگه های خود ارزیابی را نظارت می کند و با هر کودک به صورت جداگانه در مورد انجام کارهایش گفتگو می کند. ‌ #خود_ارزیابی #ارزیابی #مسئولیت_پذیری #کلاس_سومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

26 تیر 1398 05:03:51

0 بازدید

chamran_kids

. "دستچین لیوانی" رو از دست نده 😎👇🏻 . ماجرای فیلم، از این قراره که در یکی از اردوهای حضوری، دخترهای کلاس چهارمی و خاله شون باهم یه بازی ریاضی جالب و هیجان انگیز انجام میدن🤩 بله "دستچین لیوانی"😇؛ حالا چه جوریه؟؟؟🤔⬇️ . ✔بچه ها به دو گروه تقسیم میشن و هر گروه دو دست لیوان دارند😊 . ✅خاله یک کارت عدد به هردو گروه میده و اینجاست که سرعت عمل و دقت بچه ها حرف اول رو میزنه 😉 . ✅دخترها باید سریع عدد روی کارت رو با لیوان هاشون درست کنند. . ⭕مثلا کارت عدد ۷۶۵۳ رو در نظربگیرید، شامل ۷۰۰۰، ۶۰۰ ، ۵۰ و ۳ هست و باید اینها رو پیدا کنند و بچینند🙃 . 🔴این بازی ریاضی ساده و جذاب برای دقت، سرعت و تمرین اعداد بچه ها فوق العاده است😊 . 🌹ین پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها و والدین بفرستید تا حتما ببینند و با بچه ها انجام بدند😍 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #بازی_ریاضی #بازی_درسی #ریاضی #کلاس_چهارم #کلاس_چهارم_دبستان #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست

05 آبان 1400 15:37:53

0 بازدید

chamran_kids

شش سال تمام یا هفت سال تمام؟!؟ . . . اول کپشن رو بخونید بعد عکس رو ورق بزنید👆🏻🤗 . . مدرسه که می رفتم حرف هایی میشنیدم که فلان مدرسه بچه ها را ۷ سال تمام ثبت نام می کند و اگر درست خاطرم باشد حاج آقایی بودن که در مدرسه های منطقه ۱۲ از بچه ها تست می گرفتند و بیشتر اعتقادشان این بود که بچه ها، هفت سال شان که تمام شد، کلاس اول بروند‌.😇 . البته خودم طبق حرف مرسوم، دیر به مدرسه نرفتم ولی جهشی خواندن را خیلی دوست داشتم و مثل بقیه آن را افتخاری می دانستم چون پسر یکی از اقوام هم جهشی خوانده بود.😅 البته جهشی خواندن هم قسمتم نشد.🥺 . از وقتی مدرسه را راه انداختیم، خیلی بیشتر درگیر این عقب افتادن و جلو افتادن بچه ها شدم.🤔 . با تمام بررسی هایی که کردیم، واقعا دلیلی بر این همه حرف و حدیث پیرامون سن، در بچه های دبستانی ندیدیم.😶 یعنی واقعیتش بچه ها در دبستان آنقدر بچه هستند و آنقدر درگیر بازی و همان چهارتا کتاب درسی، که نمیدانم از آنها انتظار چه آپولو هوا کردنی داریم که نگرانیم دیرتر هوا شود یا زودتر.🙃 به خصوص که بچه های الان به معنای واقعی کلمه خیلی بچه تر از زمان ما هستند. نظارت والدین و تمرکزشان روی بچه ها، زندگی آپارتمانی، آموزشهای زیاد، محتاط بارآوردن فوق العاده زیاد، سر و کار داشتن بیش از اندازه با موبایل تبلت و ‌... از بچه ها ملغمه ای ساخته عجیب و غریب.🤯 این بچه ی سردرگمِ با اطلاعات که هیچ جوره در مدرسه نشیمن ندارد و اتفاقا به گفته ی پدر و مادر خیلی هم به کسب اطلاعات و بزرگ شدن علاقه دارد، احتیاج دارد سرِ صبر از دنیای هفت سال اول فاصله بگیرد و وارد دنیای متفاوت هفت سال دوم شود. از هیچ کجای این بدوبدوهای سنگین و مسابقه ای هم جا نمی ماند، مطمئن باشید!🤗 . 🔴این پست رو برای والدین و معلم ها بفرستید شاید به کارشون بیاد🌱😉 . . #مدرسه #معلم #تربیت #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست #کودک #آموزش #کتاب #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران

05 تیر 1401 14:26:33

0 بازدید

chamran_kids

💻 ❗️شما فرزند مستقل را ترجیح می دهید یا وابسته؟ چگونه یک فرزند مستقل داشته باشم؟ در ‌ 💡کارگاه مجازی و غیر حضوری استقلال کودک (هفت سال اول کودکی) ‌ مدرس: زهرا شاه حسینی ‌ 💳هزینه ی کارگاه 👈🏻 ۱۹ هزار تومان ‌ 📲 خرید و دانلود از سایت #چمرانی_ها chamraniha.com/shop ‌ #کارگاه #استقلال_کودک #کودک_مستقل #تربیت #مادر #کارگاه_آموزشی #کارگاه_مجازی #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران

30 آذر 1398 17:43:08

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن