chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. دیروز که خبر رو شنیدم، پرت شدم تو ۹ سالگی و دوباره شیرینی خاطراتی که آقای راستگو برام ساخته بودند، مرور شد. . برای جشن عبادت تو مدرسه مون حسابی ذوق و شوق داشتم. چادرهامون رو سر کردیم و تو نماز خونه نشستیم. یهو دیدیم عمو راستگو اومد تو. خیلی خوشحال شدیم.🙃 . عه این همونه که تو تلویزیونه! همون که با بچهها مهربونه! همون که با دوتا دستش بسم الله مینویسه! . آخه چندبار تو تلویزیون دیده بودیمش. برامون حرف زد، بازی کرد، معما گفت... کلی خندیدیم و یه خاطرهی خوب از جشن عبادت تو ذهنم موند. . با خودم فکر کردم چقدر بازی کردن و ارتباط با بچه ها اونم به زبون خودشون میتونه تو نگاه مون به دین موثر باشه که حتی بعد بیست سال، حس خوبش برام موندگار شده.😇 . خدا رحمتت کند عموی مهربان بچه های دهه شصت و هفتاد...🖤 . #عمو_راستگوی_تلویزیون #حاج_آقا_راستگو #عمو_راستگوی_بچه_ها #عمو_راستگو #خاطرات_کودکی #بچه_های_دهه_شصت#دختران_دهه_شصتی
03 آذر 1399 10:31:40
0 بازدید
chamran_kids
🌈 خیلی ها می گویند اگر هفت سال اول به کودک آموزش ندهیم، قانون ندهیم، امر و نهی نکنیم؛ عادت می کنند!!! دیگر یاد نمی گیرند. قانون گریز می شوند و به قول معروف، به هیچ صراطی مستقیم نیستند. پس هرچه در توان دارند می گذارند. خوب و بد، کلاس زبان و قرآن و چرتکه، آداب دانی و هر آنچه را خودشان طی سی و چند سال یاد گرفته اند را به کودک پنج ساله و شش ساله می خواهند یاد بدهند. ما با قاطعیت می گویم، عادت نمی کنند. بچه هایی که دیروز مدام دنبال بازی بودند و خیلی پای فعالیت نمی نشستند، امروز یک نمایشگاه برگزار کردند. دخترهای کلاس اولی که فقط چند ماهی از هفت سالگی شان را پشت سر گذاشتند، امروز دست سازه هایشان را در نماچه به نمایش گذاشتند. دست سازه هایی که نتیجه ی خلاقیت، حوصله، الگوگیری، دقت، صبر، تمرکز و ده ها ویژگی دیگر بود که اگر قرار بود به آزادی هفت سال اول، عادت کرده باشند، نمی توانستند آن را انجام دهند. آنها به آزادی های کودکانه، عادت نکرده بودند. مربی: زهرا عامری #کلاس_اولی_ها #دست_سازه #نمایشگاه #نماچه #آزادی #آزادی_کودکان #هفت_سال_اول #هفت_سال_دوم #اعتماد_به_نفس #مهارت #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران
09 دی 1398 17:50:53
0 بازدید
chamran_kids
از جذاب ترین بخش های درس علوم برای بچه ها، آزمایش های علمیِ هیجان انگیزه!🧐🤯 . آزمایش های علمی به بچه ها فرصت کشف و تجربه میده و چیزی که اون رو جالب تر میکنه، نتیجه ی غیر قابل پیش بینیش هست 🤔 . تو این فیلم، عمو با دوتا ابزار مثل بادکنک و شمع چند تا آزمایش ساده انجام میده👆😎 . ⭕شماهم همین حالا با بچه ها دست به کارشید و امتحان کنید😉 . ✅این پست رو سیو کنید و یادتون باشه با فرزند یا دانش آموز کلاس چهارمی تون انجام بدید🤗 . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #آزمایش_علوم #آزمایش_علمی#بادکنک_و_شمع#علوم_چهارم #علوم_چهارم_ابتدایی #آزمایش_علوم_دبستان #کلاس_چهارمی_ها #چمرانی_ها#علوم
02 اسفند 1399 13:12:52
0 بازدید
chamran_kids
💡 #یک_معلم_چمرانی برای راهپیمایی روز قدس، یک تابلو آماده کردم. تعداد زیادی تابلوی خام هم آماده کردهام، تا با کمک بچه ها تکمیلشان کنم. شعار راهپیمایی نحو القدس است. ❓ میدانید معنیِ نحو القدس چیست؟ در کنار یک سازهی قشنگ نشستم و شروع کردم به کشیدن نقّاشی مسجد قبّه الصّخره و نوشتنِ شعارِ " نحو القدس ". مسجد قبّه الصّخره نمادی از قدس شریف است. این مسجد مقدّس برای مسلمانان بسیار مهم است. وقتی بچّهها دیدند دارم چهکار میکنم، دورم جمع شدند. پرسیدم میخواهید شما هم نقّاشی بکشید؟ تحریکشان کردم، که دستبهکار شوند.اوّل بچّهها درخواست کردند، نقّاشیهایی را که خودم کشیدهبودم، به آنها بدهم؛ ولی شعار ادبستانیِ ما این است: ما برای کسی نقّاشی نمیکشیم؛ یادش میدهیم، که خودش بکشد. اگر بخواهیم پشتِ اسراییل را بهخاک بمالیم، نباید از کسی بخواهیم برایمان نقّاشی بکشد؛ بلکه باید خودمان بکشیم. سعی کردم به بچّهها انگیزه بدهم، خودشان بکشند. هرچه را که میکشیدند، تشویق میکردم. چرا؟ چون اوّل راه بودند و میترسیدند. نگران بودند، که نقّاشیشان قشنگ نباشد. من هم هرچه میکشیدند، میگفتم: آفرین؛ قشنگ کشیدی!بعد از کاملشدن نقّاشی شعارمان را نشانشان میدادم و میگفتم: میتوانید شعارمان را هم پایینش بنویسید: #نحو_القدس #روز_قدس #راه_پیمایی #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
11 خرداد 1398 05:36:53
0 بازدید
chamran_kids
✏ 📺 همیشه جنگ و دعوا داریم که همش پای تلویزیون نشسته و هیچ کاری نمی کنه... ❗️تلویزیونی شدن کودکان، خوب است یا بد؟ در 💡کارگاه مجازی و غیر حضوری نقش رسانه در تربیت کودک (هفت سال اول کودکی) مدرس: زهرا شاه حسینی 💳هزینه ی کارگاه 👈🏻 ۱۹ هزار تومان 📲 خرید و دانلود از سایت #چمرانی_ها chamraniha.com/shop #کارگاه #کارگاه_مجازی #تربیت #کودک #تربیت_کودک #رسانه #تلویزیون #تلویزیونی_شدن_کودکان #کارگاه_آموزشی #مادر #فرزند #اوقات_فراغت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
27 دی 1398 16:43:40
0 بازدید
chamran_kids
☀ از آسمان ها روی زمین آمدیم، جایمان شد آغوش مادرهایمان... بزرگ شدیم کم کم راه افتادیم، دویدن یاد گرفتیم و پریدن. پنج ساله شدیم وارد حسینیه کودک شهید چمران شدیم و باز هم بازی کردیم... پیش دبستانی رفتیم.... یک سال دیگر هم گذشت شدیم کلاس اولی، دیگر فقط بازی نمی کردیم کارهای مهم دیگری هم بود که باید انجام میدادیم کتابهای زیادی را باید میخواندیم حتی کتابهای زیادی را هم باید می نوشتیم. بزرگتر شدیم... و شدیم همین جمع هشت نفره بچه های کلاس دوم، بزرگترین بچه های ادبستان دخترانه حمزه دوران... چمیار شدیم گاهی به آشپزخانه رفتیم، گاهی خدمات و کتابخانه... بعضی از روزها هم باید با بچه های کوچکتر بازی می کردیم. یک شب که همه خوابیدیم خواب دیدیم بزرگتر شده ایم ولی هنوز در چمران درس میخوانیم، کارهایمان هم بزرگتر شده بود، یک روز در هفته مسئول پختن ناهار کل مدرسه بودیم، خرید مواد غذایی هم با خودمان بود. یک چرخ خیاطی بزرگ در کلاس داشتیم و برای بچه هایی که از ما کوچکتر بودند خیاطی می کردیم و لباس می دوختیم، کتابخانه بزرگی در کلاسمان بود که گاهی وقتها بعد از ظهر ها که همه رفته بودند در مدرسه می ماندیم و کتاب می خواندیم. شده بودیم معلم کوچکتر بچه های محله، بعضی از روزها را به پارک می رفتیم و به بچه ها درس می دادیم. کارهای هنری مان روز به روز بهتر می شد، کلاس ما شده بود شبیه کلاس هنرمندان انقدر که از سفال و مجسمه و نقاشی و کلاژهای مختلف در شده بود... باز هم بزرگتر شدیم انقدر که در آغوش همه ما بچه هایمان بود..... تصمیم گرفتیم مدرسه ای بسازیم مثل ادبستان حمزه دوران تا بچه هایمان آنجا به اندازه ما کودکی کنند و به وقت بزرگ شدن آنقدر بزرگ شوند که از پس هر کاری بر بیایند... پ.ن: بخشی از نمایش نامه ی کلاس دومی ها در #جشن_تکلیف و بندگی شان #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #نماز
08 اردیبهشت 1398 10:59:40
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
روزی که تصمیم گرفتیم در یکی از مناطق جنوبی تهران مدرسه بزنیم میدانستیم که در این منطقه توان مالی مردم در حدی نیست که بتوانند از پس هزینههای مدرسه غیرانتفاعی بربیایند. ازطرفی هم نمیخواستیم زیر نظر ارگان خاصی باشیم. در این میان خانوادههایی هم بودند که دلشان میخواست دو یا سه فرزندشان در مدرسه ما باشند اما خب توان مالی آن را نداشتند. ما تصمیم خودمان را گرفته بودیم و نمیخواستیم از استانداردهای آموزشی که در نظر گرفته بودیم، کوتاه بیاییم و ترجیحمان این بود آموزش ما با همان کیفیت مطلوبی که در نظر داشتیم، اجرا شود. پس تنها راه این بود که فرایند تخفیف شهریه را پایهگذاری کنیم. در این روند، خانوادهها در بخشی از فرایند اجرایی و خرید مجموعه به ما کمک می کنند و در ازای آن مقداری از شهریه را به آنها تخفیف میدهیم. این روش در طی چند سال باعث بهوجودآمدن سازوکار کامل و مناسبی شد. یکی از زمینههایی که خانوادهها در آن به ما کمک زیادی میکنند کارهای اجرایی مانند بازسازی، رنگ کردن و تعمیرات مجموعه، یا کمک در بخش آشپزخانه است. خیلی از موادغذایی اولیه مانند گوشت سبزیجات برنج و... توسط خانوادهها تأمین میشود؛ حتی گاهی اوقات بعضی از خانوادهها تامین میانوعده دانشآموزان را برعهده میگیرند. درست کردن ابزارهای بازی در مدرسه مانند نمک رنگی، خمیر و... و خانواده هایی که دو یا سه فرزند در مجموعه دارند هم موارد تخفیفی ما هستند. اگر در این میان، خانوادهها هیچکدام از این کمکها را نتوانستند به مجموعه بدهند، شهریهشان قسطبندی میشود و آنها میتوانند در چند قسط شهریه را بپردازند. در این میان چیزی که قابل توجه است این است که مبنای رابطه ما با خانوادهها مبنای اعتماد دوطرفه است که معمولاً در این میان اتفاقات خوب و خوشایندی میافتد. 👈 این رویکرد مجموعه باعث شده تا دانشآموزان ما فقط از قشر خاصی نباشند و جهتگیریهای معمول مدارس غیرانتفاعی را نداشته باشیم. ما رسالت خودمان را تغییر سبک زندگی در عرصهی تربیت و آموزش کودکان این مرزوبوم میدانیم و برای رسیدن به این هدف تلاش میکنیم.