chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
🏴 🏴 در هیئت کودک چه کار هایی می توانیم انجام دهیم؟ #پیشنهادی_برای_هیئت_کودک 🎤 *شعر خوانی و نوحه خوانی جمعی* 📖 کودکان به شعر ها و نوحه های ساده، خصوصا شعر هایی که آهنگین است و بیت های تکراری دارد، بسیار علاقه دارند. 🎼 می توانید یک یا دو شعر کوتاه با این ویژگی ها را انتخاب کنید. (می توانید از بچه ها در این مورد نظر سنجی کنید) ✨هر شب به صورت دسته جمعی باهم بخوانید تا بچه ها حفظ شوند. ⚠️ اصرار و اجباری بر حفظ کردن نداشته باشید. 👦🏻 می توانید هر شب مسئولیت خواندن مداحی را به یکی از بچه های بزرگتر بسپارید. ✅ می توانید هرشب هیئت کودک تان را با سلام بر امام حسین به پایان برسانید. سلام بر حسین شهید سلام بر علی اکبر شهید سلام بر کودکان کربلا سلام بر یاران با وفا #سرباز_حسینم #هیئت #هیئت_کودک #محرم #کودک
17 شهریور 1398 15:40:13
10 بازدید
chamran_kids
این یه ماموریت مهم برای شماست🤗❗ . ماه رمضون بچگی های من، همیشه با خاطرات شیرین همراه بوده. سفره های خوش مزه افطار، مهربونی بزرگتر ها، هدیه هایی که برای روزه گرفتن هام گرفتم، بازی هایی که شب های احیا می کردیم و حتی زود تعطیل شدن مدرسه مون، ماه رمضون رو برای من شیرین می کرد.... . و اما حالا نوبت ماست که به عنوان یه مادر، پدر یا معلم، ماه رمضون رو برای بچه ها خاطره انگیز کنیم.🙃 . ⁉️خب حالا قراره چی کار کنیم؟ قراره باهم یه بازی انجام بدیم. ایده و طرح بازی از ما😊، انجام بازی و فرستادن عکس از فعالیت هاتونم با شما😍 . ⭕بازی مون این جوریه که ما هر روز تو استوری یه ایده فعالیت میگیم. شما باید به سلیقه ی خودتون اون ایده رو تو یه نامه بنویسین یا نقاشی کنین و یه جای خونه قایم کنین.😎 . به بچه ها یه نقشه راه یا چندتا سرنخ بدین تا اون نامه رو باز کنن و فعالیتش رو انجام بدن. به همین سادگی☺️ . راستی نزدیک عید فطر یه غافلگیری هم برای شمایی که باما همراه بودین و نامه ها رو به بچه ها رسوندین داریم.😉 . ⭕این پست رو سیو کنید و همین الان برای مامان، باباهایی که بچه دارن و همینطور معلم ها بفرستید😇 . 🌸راستی شما چه خاطرات قشنگی از بچگی تون تو ماه رمضان دارید؟🤔 . #ماه_بندگی #ماه_رمضان #چمرانی_ها #نامه_های_آسمانی #نامه_بازی #بازی #فعالیت_ماه_رمضان #کودک#کودکانه
25 فروردین 1400 15:06:25
2 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره . 📝قسمت ششم . تابستان پنجم/کاوه آهنگر . پدربزرگم، خدا رحمتش کند، یک مغازه چراغسازی داشت. چند سال تابستان برای شاگردی به مغازهاش رفتیم. ساعت 6صبح میرفتیم شوش و 6 عصر برمیگشتیم. اوایل که بچه بودیم، کار کردن برایمان بیشتر بازی بود. ولی بزرگتر که شدیم، کارمان سنگین شد. یادم است اولین املت زندگیام را در مغازه بابا حاجی پختم. تا مدتها در خانه برای بقیه املت میپختم. اره کردن آهن، جوشکاری، تراشکاری و کار با دریل میزی را هم در نوجوانی تجربه کردم. بعد از کنکور، یک مدت رفتم مغازه پدربزرگم. همان روزهای اول مرا با شاگردش به یک بلورفروشی فرستاد و گفت کل این مغازه را ویترین بزنید. از بس اره کردم، تمام دستم تاولزده بود. بدتر از آن جوشکاری بدون ماسک بود که باعث شد تمام شب از چشمدرد نخوابم. چند سال بعد که در دانشگاه تهران دانشجو شده بودم، به بچههای رشته مکانیک تئاتر درس میدادم. یک مسابقه ماشینهای فنری در دانشگاه برگزار شد و بچههای مکانیک سخت مشغولش بودند. کارشان خوب پیش میرفت ولی برای کامل کردن ماشینها جوشکاری بلد نبودند. کل کارهای جوشکاریشان را برایشان انجام دادم. خیلی از من تشکر کردند. من هم خیلی خوشحال شدم کاری بلدم که بقیه شاگرداولها هم بلد نیستند. البته بازهم چون بدون ماسک جوش دادم، چشمانم را برق زد. این تجربهها بخشی از تابستانهای زندگی من بود. بخشی که با حمایت پدر و مادرم، خانواده، همسایهها و انسانهای مهربان برایم ایجاد شد و توانستم از آن استفاده کنم. دوست دارم رازهایی را به شما بگویم تا شما هم بتوانید تابستانهای درخشانی را تجربه کنید. قسمت بعدی تابستانهای مرد هزارچهره را بخوانید. . پ.ن: این مطالب که به قلم کارشناس تربیتی، حجت الاسلام احمدرضا اعلایی نوشته شده است برای اولین بار درصفحه ی: @nojavan_khamenei منتشر شده است!🙏🌸 #تابستانه #چمرانی_ها #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها
31 تیر 1399 17:40:38
0 بازدید
chamran_kids
. پسرهاى كلاس اول هر هفته يك شهردار دارند. مسئوليت شهردار تميز كردن كلاس و مرتب كردن آن است... البته بچه هاى كلاس هم به شهردار در تميز كردن كلاس كمك مى كنند. . #مسئوليت_پذيرى #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران
21 آبان 1397 11:20:30
0 بازدید
chamran_kids
. زمانی که ما خودمون درس میخوندیم از مقطعِ راهنمایی و بیشتر از اون دبیرستان، بحث درس خیلی جدی میشد و خانواده ها در تکاپو بودند مدرسه ای پیدا کنند که تضمین کننده ی قبولیِ ما در دانشگاه باشه. کم کم سطح آگاهی ها به طرز عجیبی بالا رفت و مقطعهای تحصیلی پایینتر مهم و مهمتر شدند. و بعد از چند سال چشم باز کردیم دیدیم همه دارن راجع به انتخاب مهد چند زبانه، مهارت محور، ورزشکار پرور، استعداد سنج و خیلی صفتهای دهن پر کنِ دیگه صحبت می کنند. 📝به نظر شما ارتباط مهدکودک و آموزش چیه؟ و اگر این آموزش قوی یا ضعیف باشه واقعا چه تاثیری در آینده ی دورِ بچه ها داره؟ ⭕لطفا این پست رو ببینین و برای همه ی والدین و مربی ها بفرستید🤗 #مهد_کودک#مهد#مهد_مناسب #سن_مناسب_مهدکودک #سن_مناسب_مهد#آموزش #آموزش_کودکان
09 تیر 1400 16:50:16
0 بازدید
chamran_kids
سلام بر طیب حاجی رضایی! مردی که هشت سال ما را مهمان خانه اش کرد. اولین روزی که آقای بنگاه دار کلید را داخل قفل کوچکی چرخاند، ما وارد دالان تنگ و تاریکی شدیم. چند ثانیه بعد تاریکی رفته بود و حیاطی باصفا جلوی ما ظاهر شده بود. انگار دالان ما را انداخته بود داخل یک بهشت کوچک. وسط حیاط حوض داشت و گوشه کنارش درختهایی قد کشیده بودند. خیلی از خانه خوشمان آمد ولی گفتند شاید صاحبخانه با راه اندازی کار در خانه اش موافقت نکند که نکرد.همان اول کار یک نه آمده بود. آقای اعلایی با صاحبخانه صحبت کردند، از شهید چمران گفتند و از مدرسه شان در لبنان و اینکه ما آنجا را دیدیم و دوست داریم مدرسه راه بندازیم. صاحبخانه راضی شد. همان اول بسم الله فهمیدیم خانه مال طیب حاجی رضایی بوده که فروخته به پدر صاحبخانه ی فعلی. اصلا شاید خود شما ما را برای این خانه انتخاب کرده بودید. ما را که نه بچه هایی پاک و شیطان را. ما این سالها از تمام سوراخ سنبه های خانه تا جایی که توان داشتیم استفاده کردیم. بچه ها از درختها بالا رفتند، در راه پله ها دویدند، باهم بازی کردند، غذا خوردند، درس یاد گرفتند و خلاصه هر کاری از دستشان برمیامد کردند.شما کدام گوشه از حسینیه کودک می ایستادید و بچه ها را نگاه می کردید؟ راستی دیدید دخترهایمان همانها که خیلی بازیگوش بودند و پسرهایی که از در و دیوار بالا میرفتند دبستانی شدند؟ حواستان هست پسرها رفتند خانه ی بغلی که صاحبخانه اش کس دیگری بود و آنجا هم تا توانستند بازی کردند و درس خواندند و باز هم از درختها بالا رفتند؟ آقای طیب روزی که دخترها به سن تکلیف رسیدند شما کجای ساختمان داشتید بزرگ شدنشان را می دیدید؟ راستی وقتهایی که خیلی تحت فشار بودیم و آمدیم حرم حضرت عبدالعظیم سرقبرتان و حسابی گریه کردیم شما همان طرفها بودید یا داشتید با بچه های حسینیه کودک سر و کله میزدید؟ راستی دیدید ما پنج نفر از تیم دخترانه باهم بچه هایمان به دنیا آمدند؟ بالاخره شما نوزادها را هم با مهربانی در خانه تان جا دادید. من امروز میخواستم از شما تشکر کنم. شنیده بودم روایتی است که میگوید زمینها هم مثل آدمها سرنوشت دارند. شما آدم خوبی بودید هم خودتان عاقبت بخیر شدید و هم زمینتان. هشت سال زمینتان میزبان بچه های کوچکی بود و حتما خودتان هم حواستان به تک تک بچه ها بوده.. ما بابت مهمان نوازیتان از شما ممنونیم. بابت تمام لحظه های خوش و ناخوشی که کنار شما داشتیم.. دعایمان کن و همین نزدیکیها خودت یک میزبان مهربان دیگر برایمان پیدا کن... #خانه_با_صفا#خانه_حیاط_دار #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #آموزش_پروژه_محور#مدرسه
12 اسفند 1399 13:48:10
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📏 مغازه بازی یکی از بازی های مورد علاقه ی بچه ها خصوصا پسرهاست. یکی از راه های آموزش، استفاده از همین علاقه مندیهاست. کلاس اولیها مغازه بازی کردند و داستان کارخانهی شکلاتسازی را شنیدند. بعد قرار شد هرکس برای مغازه اش، از چرتکههایی که در داستان بود، بسازد. هرکس با دو لگو، سیخ چوبی و مقداری چسب و یک ماژیک این کار را انجام داد. بعد از ساختن چرتکه و کار با آن، قرار شد هرکس تصویر کالاهای مغازهاش را با ماژیک روی میزش بکشد و قیمت آن را زیرش بنویسد. با این ملاحظه که قیمت باید عددی دورقمی باشد؛ یعنی عددی باشد بزرگتر از ده. مربی هم به مغازهها سر زد. قیمت کالایی را که می خواست می پرسید. ولی قبل از پرداختن پولش، صاحب مغازه باید آن عدد را روی چرتکهاش نشان می داد؛ می نوشت و بهزبان شکلاتی ترسیم می کرد. #کلاس_اولی_ها #ریاضی #آموزش #آموزش_ریاضی #ریاضی_کلاس_اولی_ها #بازی_ریاضی #طرح_درس #چرتکه #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران