chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
💡 آیا چمران شعبه ی دیگری دارد؟ 👇 مدرسهی صحرایی علّامه اقبال لاهوری مدرسهی صحرایی، مدرسهای بدون در و دیوار و سقف و پنجره است، که در همسایگی امامزاده سهبرادران جای گرفته. دانشآموزان این مدرسه، کودکان مهاجران پاکستانی هستند. هر هفته یکیدو روز این مدرسه فعّال میشود. مربّیها میروند دنبال بچّهها. آنها را جمع و کارشان را آغاز میکنند. از بسترهای زندگی روزمرّهی آنها استفاده میکنند، تا خواندن، نوشتن و دانشها و مهارتهای گوناگون را به آنها بیاموزند. دو نفر از بچه های پاکستانی مسئول ثبت نام شدند. بعد از ثبتنام، بچّهها دو گروه شدند. گروه اوّل یعنی بچّههای بزرگتر درگیر پروژهی درستکردن شربت شدند. آنها برای درستکردن شربت به وسایلی نیاز داشتند. امّا در مدرسهی صحرایی علّامه اقبال، وسایل را بهآسانی دراختیار بچّهها نمیگذاریم. آنها برای بهدست آوردن نیازهایشان باید مسیری را طی کنند. پیش از بیان مسیر رسیدن به وسایل، نکتهی مهم، ارتباط ادبستان حمزهی دوران و مدرسهی صحرایی است. دانشآموزان ادبستان( حسین صبری، علی حیدری و محمّد قطبی ) بهعنوان مربّی( عمو ) در مدرسهی صحرایی استخدام شدند. این مربّیها، کلمات کلیدی و مهم را روی کاغذهای بلیتمانندی نوشتند، تا دانشآموزانِ مدرسهی صحرایی ازروی نوشتههای آنها مشق کنند. مسیر بهدستآوردن وسایل همین است، که هرکس نام وسیلهای را که میخواهد روی بلیت سفیدی بنویسد و به مربّیهای کوچک تحویل دهد. دانشآموزان مدرسهی صحرایی در تلاش برای بهدستآوردن موادّ شربت آموزش میبینند؛ مثلاً یاد میگیرند چهطور باید بنویسند شکر؛ چهطور باید بنویسند خاکشیر؛ چهطور باید بنویسند شربت. اگر شکل کلّی کلمهها را یاد بگیرند، در مرحلهی بعد میآموزند که این کلّیتها را به اجزایشان( حروف و نشانههای فارسی ) بشکنند. امّا تفاوت اصلی و مهمّ مدرسهی صحرایی با مدرسههای دیگر: در مدرسهی صحرایی فقط درس مهم نیست. مسئولیتپذیری هم مهم است. بچّههایی که مسئولیت درستکردن شربت را بهعهده گرفتند، پس از بهدستآوردن وسایل، کارشان را شروع کردند. #یک_مدرسه_چمرانی #شعبه_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #چمرانی_ها
11 مرداد 1398 07:51:46
0 بازدید
chamran_kids
اول کپشن رو بخون تا بدونی ماجرا چیه⁉️😳⬇️ . همه چیز از یه پیام ناشناس سر کلاس پسرهای پیش دبستانی شروع شد🤔🙋♂️ یه پیام صوتی از طرف کسی که عمو و بچه ها زبونش رو متوجه نمیشدن...🧐 . پس تصمیم گرفتند باهم دیگه یه دستگاه مترجم درست کنند تا بفهمند ماجرا از چه قراره😃 با کاموا، لیوان یه بار مصرف، کارتن، طلق و... دست به کار شدند و ساخت و ساز کردند تا بتونند این راز عجیب رو کشف کنند و البته هرکس دستگاه خاص خودش رو ابداع کرد😎 خودتون ببینید😇⬆️ . پ.ن: ماجرای پیام ناشناس آقای دلفین، یک فعالیت و برنامه خلاقانه ست که بچه ها در طی کشف و این بازی، مرحله به مرحله با چالش های مختلف رو به رو میشن و انواع پروژه ها و فعالیت های دست ورزی رو تجربه میکنند😊 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای معلم ها بفرستید❗ . ⁉️به نظرتون از چه روش های جالب دیگه ای میشه برای فعالیت بچه های پیش دبستانی استفاده کرد؟🤔 کامنت کنید⬇️ . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران#پیش_دبستان #پیش_دبستانی_ها #آموزش_پروژه_محور #آموزش_بازی_محور #دست_ورزی #بازی #معلم_خلاق #خلاقیت #کشف#هيجان
02 دی 1400 14:13:57
0 بازدید
chamran_kids
صد ثانیه با خاله های حسینیه کودک شهید چمران⬆️🤩 . این پست کپشن نداره چونکه باید این لحظات ناب رو با عمق جان ببینید و بشنوید😊☘️ . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #روز_معلم#معلم_های_چمرانی #مربی#مربی_خلاق#کودکانه #تربیت_کودک#آموزش_کودک #مربی_خوب #مربی_مهد
29 اردیبهشت 1401 16:43:01
1 بازدید
chamran_kids
✏ هر چیزی اگر در سن خودش اتفاق بیفتد، بیشترین تاثیر را دارد. پس اصرار به آموزش های زیاد و فرستادن بچه ها به کلاس های مختلف، آن هم در سال های اولیه کودکی، می تواند نتیجه عکس داشته باشد. پسرهای کلاس چهارم، نویسندگی را تمرین می کنند تا در آن به مهارت برسند. بعضیها کتابشان را چاپ کردهاند؛ بعضیها چرکنویسشان را پاکنویس میکنند؛ بعضی براساس طرحشان چرکنویس داستان را مینویسند؛ بعضی همچنان مشغول طراحی داستانشان هستند. پسرها در نویسندگی، هم باید به طراحی داستانشان توجه کنند، هم به فایدهای که برای جامعه دارد. به همین دلیل، یکی از پسرها که کتابش را چاپ کرده، داستانش را به چندین نفر معرفی کرده، تا آنها بفهمند داستان او چهفایدههایی برایشان دارد و کجا میتوانند از آن استفاده کنند. پسرها یک مهمان ویژه داشتند؛ یک عموی نویسنده که تکتک با بچهها صحبت کرد و از روند کارشان و اینکه الآن کجا هستند، پرسید. سپس با توجه به وضعیت هرکس، او را راهنمایی کرد. مربی: علی حاجی اکبری #کلاس_چهارمی_ها #طرح_درس #نویسندگی_کودکان #چمرانی_ها #مهارت_آموزی #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران
03 اسفند 1398 18:14:56
0 بازدید
chamran_kids
✒ وقتی با بچه ها میریم بیرون، ما قراره دقیقا چه کار کنیم؟ ۱- توجهشون رو در حد امکان به اطرافشون جلب کنیم ۲- در حد امکان و به شرط بالا نرفتن فشار خون😊 بکن نکن نکنیم بچه های پنج ساله چمرانی به پارکها و مغازه های اطراف حسینیه کودک، زیاد سر می زدند. فکر می کنین چند تا چیز در مسیر و در خود فضای پارک براشون جذابه ؟ و ما به خاطر هر کدومشون چقدر توقف می کنیم؟ جواب هر دو سوال: خیلی زیاد سکوی بین پیاده روها، تلفن عمومی، وسایل ورزشی پارک و هزار تا چیز دیگه توجه بچه ها رو به شدت به خودشون جلب می کنن و ما هر بار سعی می کنیم مثل یک بچه از دیدن این چیزها شگفت زده بشیم. امتحان کنین، ارزشش رو داره. #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران #پنج_ساله #کودک #مهد_کودک
29 آبان 1397 06:24:49
0 بازدید
chamran_kids
چشماتون رو ببندید و تصور کنید... ❗🤔⬇️ بیاید برای چند دقیقه هم که شده بچه بشیم و برگردیم به دوران قشنگ ۵ سالگیمون! . به روزهای خوبی که کم کم توانایی انجام کارهامون رو به دست آوردیم و یکم مستقل شدیم.... 🤔 یه عالمه انگیزه برای انجام بازی های جدید داشتیم و ذهنمون لبریز بود از خیال پردازی هایی که با هرکدومشون میتونستیم ساعت ها زندگی کنیم🙃 وداشتیم یواش یواش راه و روش تعامل کردن با دوستامون رو کشف میکردیم... 🤩 لطفا بیاید همه ی اون لحظات شیرین رو به یاد بیاریم و خودمون رو جای بچه ها بذاریم، چون... . این موضوع به ما کمک میکنه به عنوان یه مربی حرفه ای بتونیم شناخت بهتری از دنیای بچه ها پیدا کنیم و حتی آزادی های بیشتری براشون قائل بشیم. ما اینجوری دنیاشون رو بهتر درک میکنیم و همین دقیقا اولین قدم برای ارتباط موثر با بچه هاست؛ شناخت و همدلی با دنیای رنگارنگ و جالبشون😊 . تو این فیلم چند دقیقه از نگاه ۵ ساله ها به دنیا رو نگاه کنید... ☺️😍 . ✅این پست رو ذخیره کنید و برای مربی هایی که میشناسید بفرستید😇 . #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک#آموزش_کودک#کودک #مهد#مربی #استقلال_کودک#بازی #چمران_فقط_یک_مدرسه_نیست
31 فروردین 1401 13:08:05
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🎊 💡 می تونیم در شب ولادت پیامبر اکرم ص، بچه ها رو با یه قصه در مورد مهربانی ایشون خوشحال کنیم. 🍎باغ میوه و مهربانی پیامبر🍎 ✅ این داستان برای کودکان بالای پنج سال مناسب می باشد. یکی بود، یکی نبود. یه خواهر و برادر بودند که در یک خانه ی قشنگ و کوچک زندگی می کردند. خانه شان یک حیاط داشت. که بچه ها در آن بازی می کردند. یک درخت خرما از دیوار های کنار حیاط، داخل خانه شان آمده بود. بچه ها هر روز از دیوار بالا می رفتند و با خوشحالی کلی خرما از آن درخت می چیدند و می خوردند. یک روز آقای همسایه که خیلی بد اخلاق بود، به خانه ی آنها آمد. با عصبانیت به بابا گفت: بچه های تو همه ی خرماهای منو خوردن. باید کل پولش رو بدی. بابا گفت: آخه من که پول ندارم. همسایه گفت: من نمیدونم. باید پولش رو جور کنی و به من بدی. بابا خیلی ناراحت شد. پیش یک آقای مهربانی رفت که از آن کمک بخواهد. اسم آن آقای مهربان، حضرت محمد (ص) بود. بابا کل ماجرا را تعریف کرد. حضرت محمد (ص) که خیلی مهربان بود، رفت و با آقای همسایه صحبت کند تا راضی شود. ولی آقای همسایه راضی نشد. حضرت محمد (ص) گفت: من همه ی باغت رو میخرم. آقای همسایه خوشحال شد و قبول کرد. حضرت محمد (ص) هم، کل باغ را به بابا بخشید. بچه ها هم خیلی خوشحال شدند. از آن روز به بعد کلی درآن باغ بزرگ بازی کردند. #عیدتون_مبارک #قصه #قصه_کودکانه #قصه_مذهبی #پیامبر #مذهبی #کودک #هفده_ربیع #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران