پست های مشابه

chamran_kids

🍀 معلم برادلی به مادرش میگوید شرایط پسرش طوری است که باید حتما با مشاورِ مدرسه صحبت کند.‌ بهانه های برادلی فایده ندارد و بالاخره مجبور میشود به اتاق مشاور برود. چند دفعه اول از هیولاهای فضایی، وارد شدن اشتباهِ برادلی، به دستشویی دخترها، قانونهای عجیب ریاضی و خیلی جیزهای دیگر صحبت کردند. خانم مشاورِ جوان، پا به پای برادلی جلو می آید. نقاشی کج و معوج او را به دیوار می زند، ناهارش را با برادلی تقسیم میکند و او را تشویق میکند هیولا نباشد. چیزی که همه به آن اعتقاد دارند. پسری عجیب که با کسی ارتباط نمیگیرد، یک هیولای وحشی. بالاخره برادلی به خانم مشاور اطمینان میکند، با تشویق او، کتاب امانت می گیرد، برای درسش گزارشی مینویسد اگرچه آن را پاره کرده و به معلمش نشان نمیدهد. مشاور جوان، آنقدر با برادلی سر و کله میزند تا بالاخره برادلی دوستانی پیدا میکند، تکالیفش را انجام میدهد و مهمتر از آن به دنیای بچه های هم سنش بر می گردد خانم مشاور از مدرسه میرود ولی برادلی دیگر به دنیای عجیبش برنمی گردد.... ‌ چقدر جای این مشاوران جوان در بعضی مدارسمان خالی است...! ‌ #مدرسه_آرزوها #مدرسه #دانش_آموز #مدرسه_خوب #مدرسه_بد #ته_کلاس #ردیف_آخریا #صندلی_آخر

06 بهمن 1399 18:40:26

0 بازدید

chamran_kids

🇮🇷 خانواده دکتر ارنست رو یادتونه؟ توی دریا با طوفان رو به رو میشن، کشتی شون غرق میشه، بعد میخوان کلک بسازن و اون هم غرق میشه... تو جزیره ای که میرن هم با کلی مشکل و چالش رو به رو میشن. اما خونه میسازن و زندگی شون رو شروع می کنند... ‌ چی میشه که آخر سر میتونن برگردن خونه؟ ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #امید_هویت_می_دهد #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

14 بهمن 1398 16:18:18

0 بازدید

chamran_kids

🐟 وقتی یه لیست هدف آموزشی دارین و میخواین بچه ها به اون اهداف برسن، باید برای هر کدوم طرح و برنامه داشته باشین. ‌ فعالیت های دست ورزی یکی از برنامه های ادبستان دخترانه است که برای هرپایه متناسب با سن و موضوعات درسی شون متفاوته. برای ترغیب بچه ها، هر فعالیت یه داستانی داره. ‌ دخترهای کلاس دومی این بار به اقیانوس ها سفر کردن و تصمیم گرفتند باهم یه ستاره دریایی از نوع گلی درست کنند. ‌ به نظر شما این روش ها چقدر جواب میده؟ اهداف آموزشی رو غیر مستقیم به بچه ها بگیم یا مستقیم؟ ‌ #مدرسه #طرح_درس_دبستان #دبستان_دخترانه #آموزش_مستقیم #آموزش_غیر_مستقیم #ادبستان_دخترانه

11 بهمن 1399 17:55:02

0 بازدید

chamran_kids

🍀 در اولین روز مدرسه، تیستو با جیب هایی پر از نمره صفر، به خانه برگشت. روز دوم تنبیه شد و مجبور شد دوساعت بیشتر از دیگران در مدرسه بماند. یعنی دو ساعت بیشتر از دیروز در کلاس بخوابد! در پایان سومین روز، معلم نامه ای به تیستو داد تا به پدرش بدهد. در آن نامه، آقای پدر با ناراحتی فراوان، این جملات را خواند: آقا فرزند شما مثل دیگران نیست. نگهداری او برای ما غیر ممکن است. ‌‌‌‌‌‌‌ اسم تیستو سبز انگشتی را شنیدید یا کتابش رو خوندید؟ تیستو یک کودک بود. کودکی که نمیخواست مثل بزرگترا پیرو یک سری قالب و عادت باشه. تیستو رو از مدرسه اخراج کردن، وقتی اخراجش کردن، پدرش تصمیم گرفت او را به طبیعت ببرد تا آنجا هرچه نیاز است بیاموزد. تیستو در کنار آقای باغبان، متوجه شد که به هرچه دست بزند، سبز می شود و گل می دهد. او تصمیم گرفت همه ی بدی ها و ناراحتی ها را به گل تبدیل کند، و دنیا را جای بهتری برای زندگی کند. شما برای بهتر کردن دنیا، چه کارهایی انجام دادین؟ ‌ #باغ_آرزوها_را_برای_فرزندانمان_بسازیم #دهه_فجر #انقلاب #انقلاب_اسلامی #والعاقبه_للمتقین #اندکی_صبر_سحر_نزدیک_است #ایران #هویت_ملی #من_یار_انقلابم #امید #غرور_ملی #چمرانی_ها

17 بهمن 1398 18:13:48

0 بازدید

chamran_kids

. در ادبستان پسرانه چمران، پسرها هم درست كردن شور و ترشيجات را تجربه مى كنند.😊 . اين بار پسرهاى پيش دبستانى با كمك هم، شور درست كردند . . #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران

14 آبان 1397 09:02:09

0 بازدید

chamran_kids

🎉 💡 پیشنهاد شماره هفت برای کوچکتر ها ‌ 🌸 * نذری عید غدیر، باید متفاوت باشه* ‌ 🎁 می تونیم برای عید غدیر، نذری بدیم اما نه شکلات و شربت که ممکنه تکراری باشه! ‌ 🍟می تونیم چیز های هیجان انگیز که بچه ها دوست دارند نذری بدیم. ‌ 🍿مثل ژله، بستنی، پف فیل، چیپس، شیرکاکائو، سیب زمینی سرخ کرده حتی!! ‌ ✅ البته که خودمون درست کنیم تو خونه، با همکاری و مشارکت بچه ها. ‌ 🍨می تونیم مثلا شربت آبلیمو درست کنیم بعد بریزیم تو لیوان های پلاستیکی و یه چوب بستنی هم داخلش بذاریم. بعد تو فریزر بذاریم. بعد چند ساعت بستنی مون آمادست. ‌ 😉بقیه رو هم که حتما بلدید، نه؟ ‌ ✨قبول باشه ازتون✨ ‌ #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #من_کنت_مولاه_فهذا_علی_مولاه #عید_ولایت #کودک #شیعه #عید_شیعیان

24 مرداد 1398 17:45:09

0 بازدید

ادمین چمران

0

0

🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضه‌خون‌ها و مداح‌ها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریه‌های مادرمون در روضه رشد کردیم و از این‌جور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگی‌کردن‌هام این بود که با چنین شرایطی بچه‌هام بزرگ میشن و یه‌جورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه‌ علی‌اصغر گوش می‌کردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشم‌هاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه‌ منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا می‌کنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمان‌هام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودک‌های هیات شدم و تمام دهه محرم را می‌دویدیم و شعر می‌خوندیم و نقاشی می‌کردیم. نه بچه‌ها تو فضای تاریک هیات و وسط روضه‌های قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضه‌خوانی‌هامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونه‌مون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضی‌تریم. و مهم‌تر از ما، رضایت بچه‌هاست که دیشب وقتی لباس‌های مشکی‌شونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخ‌جون بازم هیات! ‌ @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

chamran_kids

ادمین چمران

0

0

🏴 ✍🏼 شنیدید که خیلی از روضه‌خون‌ها و مداح‌ها میگن که مادرمون ما رو با اشک روضه شیر داده و ما با صدای گریه‌های مادرمون در روضه رشد کردیم و از این‌جور شعرها؟ راستش منم همیشه تصورم از وجه مذهبی و آرمانی مادرانگی‌کردن‌هام این بود که با چنین شرایطی بچه‌هام بزرگ میشن و یه‌جورهایی برام خوشایند بود. پسرم شش ماهه بود و روضه‌ علی‌اصغر گوش می‌کردم. خب طبیعتا گریه امانم نمیداد و پسرم هم کنارم بود. یک لحظه ترس و وحشت رو از چشم‌هاش گرفتم. پسرک من با اون روحیه حساس و لطیفش هنوز هم که هنوزه طاقت گریه‌ منو نداره و از هرچی که بخواد منو ناراحت کنه، یه نفرتی در دلش پیدا می‌کنه. از همون موقع بود که شروع کردم به تغییر آرمان‌هام. از سال بعد، مربی یکی از مهدکودک‌های هیات شدم و تمام دهه محرم را می‌دویدیم و شعر می‌خوندیم و نقاشی می‌کردیم. نه بچه‌ها تو فضای تاریک هیات و وسط روضه‌های قتلگاهی بودند و نه ترس و ناراحتی از محرم و امام حسین تو دلشون اومد. ما شرایط هیات رفتن و روضه‌خوانی‌هامونو براساس معیارها و الگوهای تربیتی خونه‌مون تنظیم کردیم و حالا خیلی راضی‌تریم. و مهم‌تر از ما، رضایت بچه‌هاست که دیشب وقتی لباس‌های مشکی‌شونو دیدند برقی به چشماشون اومد که آخ‌جون بازم هیات! ‌ @hzeinabb شما هم از این خاطرات ناب حسینی دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #کودک #هیئت

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن