chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
دخترهای چمرانی در ارتفاعات طنابی😎🤩 . این دو، سه سال اخیر به خاطر مهمون ناخونده ی ایران و جهان، تعداد اردوهامون انگشت شمار بوده و نسبت به سالهای قبل اردوهای خیلی کمتری رو کنار بچه ها تجربه کردیم، اما چند وقت پیش دل رو زدیم به برف و با نوای سرود دخترهای کلاس اولی و دومی، سر زدیم به پارک طناب، از قضا زمین هم با لباس زمستونی قشنگش سفیدپوش شده بود😊 . بعد مدت ها، حسابی قله ی طنابی رو فتح کردیم، بازی کردیم، گوله های برفی رو باهم لمس کردیم و کلی احساس جدید رو کنار هم تجربه کردیم 😍 . پ. ن: هرچقدرهم شرایط بهمون سخت بگیره، اما به عنوان معلم و مادر و پدر خوبه برای اردو و تفریح بچه ها وقت بذاریم، مخصوصا این روزها که آموزش مجازیه و حضور بچه ها در مدرسه کمتره، پارک ها و مکان های طبیعی بهترین فرصت برای رشد و تغییر حال و هوا هستن🍃 . ⁉️شما چقدر با بچه ها اردو و تفریح میرید؟ جاهای خوبی که میشناسید رو برامون کامنت کنید تا بقیه هم باهاشون آشنا بشند😇👇🏻 . #اردو#پارک_طناب#اردوبازی#برف_بازی #پارک#طبیعت#آموزش_بازی_محور #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #اول_دبستان#دوم_دبستان
07 اسفند 1400 18:07:55
0 بازدید
chamran_kids
🎉 داشتند تمرین می کردند. صدای سرود خواندنشان تا طبقه ی بالا می آمد و نوید یک روز پر از جشن و شادی را می داد. نوبت درست کردن عیدی های امام رضایی رسید. برای بسته بندی شکلات ها هر کسی باید حساب می کرد تا داخل هر بسته چندتا شکلات جا میشود تا ۵بسته شکلات کامل شود. همه شروع به حساب و کتاب کردند. بعد از تقسیم شکلات ها، نوبت نقاشی ها و نوشتن جملاتی بود که دوست داشتند روی عیدی ها باشد. عیدی های تولد امام رضا علیه السلام آماده شد. بعضی هایش را بین بچه های حسینیه کودک پخش کردند و بعضی هایش را هم همراه خود بردند برای همسایه ها و مامان و باباهاشون تا جشن ادامه پیدا کند... 💡شما هم تا دیر نشده دست به کار بشین...تولد امام مهربونه... ✅ تیم ادبستان دخترانه و پسرانه و حسینیه کودک شهیدچمران آمادگی خود را برای خدمت در حرم امام رضا اعلام می کنند. @imamreza_ir #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #امام_رضا #عیدی #جشن #مجتمع_آموزشى_شهيد_چمران #حمزه_دوران #چمرانی_ها
23 تیر 1398 14:07:17
0 بازدید
chamran_kids
⚑ مادر هر کاری می کند، بچه ها یاد می گیرند.... یاد بگیریم از مادرمان، تربیت فرزند را آنجا که پسرش را اینگونه صدا می زند... سلام برتو اى نور دیده ام و میوه دلم... #تسلیت
20 بهمن 1397 06:53:15
0 بازدید
chamran_kids
🍀 همه ی ما از اینکه فرزندانمان، ویژگی های شخصیتی خوب و مثبت را داشته باشند، خوشحال می شویم. اما نکته ی مهم اینجاست که این ویژگی ها خود به خود در کودک تقویت یا تضعیف نمی شود. مثلا اعتماد به نفس وقتی در کودک رشد می کند که دیده شود، مورد مشورت قرار گیرد و مدام امر و نهی و سرزنش نشنود. دخترهای پیش دبستانی در کلاس شان، تابلویی دارند تا دست سازه های شان را در آنجا قرار بدهند، تا همه ببینند. این فرصت برای همه ی دخترها وجود دارد. تابلوی کلاس شان این هفته پر بود از پروانه های پولکی و رنگی رنگی دوخته شدهی شش ساله ها. مربی: مطهره یعقوبی #پیش_دبستانی_ها #اعتماد_به_نفس #کودک #تربیت #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
05 آذر 1398 12:36:21
0 بازدید
chamran_kids
#ورق_بزنید . #تابستانی_برای_مرد_هزار_چهره 📝قسمت سوم . تابستان دوم/ از فیل اسباببازی تا تابلوی دیواری . پسرعمهام ارهمویی و تخته سهلا گرفته بود، وسایل مختلف درست میکرد و بین اقوام و دوستان میفروخت. من و برادرم هم دیدیم عجب اتفاق جالبی است، هم کار میکنیم و پول درمیآوریم، هم میتوانیم با چوب همهچیزهای خفنی را که دوست داریم تولید کنیم. روزهای اول وسایل خیلی ساده درست کردیم. طرحش را هم از پسرعمهام گرفته بودیم. یک فیل ساده و یک اردک. هرکدام سه یا چهار قطعه داشتند و سرهم میشدند. بعد از اتمام ساخت، آنها را فروختیم. مدتی که گذشت یک کتاب پیدا کردیم پر از الگو، البته مقوایی بود، ولی همه الگوها را میشد با تخته سهلا اجرا کرد. یادم است پیچیدهترین پروژهای که انجام دادیم اسکلت یک دایناسور گیاهخوار بود که نزدیک به 100قطعه داشت. بعد از تمام شدن، دایناسور را به آزمایشگاه مدرسهمان فروختیم. البته یادم نیست پولش را دادند یا نه! من میساختم و داداشم بازاریاب بود. بعد از مدتی دیدیم کسانی که از ما خرید میکنند، محدود به فامیل و همسایهها هستند و آنهم به خاطر این است که دل ما نشکند. واقعیت این بود که همسایهها و فامیل، به اسکلت دایناسور یا اردک نیاز نداشتند، پس رفتیم سراغ تولید وسایل کاربردی. زیر قابلمهای، زیر استکانی و .... ساختیم که بازار نسبتاً خوبی داشت. روی چوبها را روغن جلا میزدیم که هم زیباتر شوند و هم خراب نشوند. آخرین پروژههای آن تابستانمان هم تابلوی آیات، احادیث و اسامی الهی و ائمه بود. از کتابهای معماری پدرم، الگوی کتیبهها، گِرهها و اسلیمیها را کپی کردیم، روی چوب چسباندیم و اره کردیم. یک تابلوی مزین به اسم محمد رسولالله صلیالله علیه و آله را آن موقع ( 20سال پیش) 5000تومان به یکی از همسایههایمان فروختم. 5000 تومان خیلی پول بود برای ما! ساخت این تابلو نزدیک به یک ماه زمان برد. چون تابلواش 50تا حفره داشت که باید سر هرکدام، اره را باز میکردم و میبستم. یکبار پدرم ما را به کارگاه چوب حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام برد. فوقالعاده بود. درهای حرم را درست میکردند. بوی چوب گردو و عناب حس خوبی به آدم میداد. ابزارهایی که داشتند و کارهایی که انجام میدادند، خیلی پیچیده و عظیم بود. از آن روز یکی از رؤیاهایم این شد که یک روز بتوانم درِ یکی از حرمها را درست کنم. جایی که زائرها آن را میبوسند. . ادامه مطلب در کامنت اول👇 #تابستانه #اوقات_فراغت #کار_مفید #سرگرم_کردن_بچه_ها #نجاری
28 تیر 1399 18:32:34
0 بازدید
chamran_kids
بریم خونه ی همدیگه اردو🤗 . یادش بخیر قبل کرونا، یکی از اردوهامون، اردوی خونگی بود. بچه ها هر ماه مهمون خونه ی یکی از دوستانشون می شدند. هربار یه مادر و دختر، برای بقیه ی دخترها، بازی و فعالیت طراحی میکردند و خاله هم یه سری ابزار پیشنهاد میکرد و کمک میکرد که برنامه جذاب تر بشه. . قبل طراحی فعالیت و رفتن به اردو، حتما از ظرفیت های خونه شون مثل حیاط داشتن و نداشتن یا شرایط همسایه ها می پرسیدیم. . دخترهاهم قبل رفتن به اردو، برای دوستشون هدیه درست میکردند؛ بعضی ها کاردستی و بعضی هم نقاشی.😊 . درست کردن پازل مشترک و عکس یادگاری هم پای ثابت اردو های خونگی بود. . تو اردوی خونگی، هم مادرها با شیوه ی کارمون بیشتر آشنا میشدند، هم سختی کار و چالش هاش رو درک میکردند، همینطور تجربه این رو پیدامیکردند که چه فعالیتی برای دخترها جذابه یا تو موقعیت های چالشی و دعواهای بچه ها باید چطور رفتار کنند. . البته این اردوها یه مسئله ای داشت اونم این بود که بچه ها تفاوت خونه های همدیگه رو میدیدند و یکم چالش برانگیز بود. ولی ما تلاش کردیم این موضوع رو به زبان کودکانه حل کنیم؛ مثل اینکه نقشه ی هرخونه ای رو یه مهندس میکشه،بعضی هاش رو بزرگتر و بعضی هاهم کوچیک تر میکشه یا تو بعضی زمین ها یه سری نقشه ها جا میشه و تو بعضی ها جا نمیشه؛ اینجوری راحت تر قانع میشدند. . از همه مهم تر، اردوی خونگی باعث میشد رابطه ی بچه ها خیلی بهتر و دوستی هاشون عمیق تر بشه.❤😇 . 🟠این پست رو سیو کنید و برای دوستانتون بفرستید! یه روزی به کارتون میاد😉 . #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #چمرانی_ها #دختران_چمرانی #اردو_های_چمرانی #اردو #اردو_خانگی
30 مهر 1399 15:06:11
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
📖 چقدر برای بچه قصه می گین؟ هر شب؟ هفته ای یک بار؟ ماهی یکبار؟ می دونستین با قصه میشه خیلی از مفاهیم تمثیلی رو برای بچه ها بیان کرد؟ یه قصه ی جدید داریم👇 مجموعه قصه های #گِل_آباد قسمت اول 👈 چِراگو و استاد منتظر قسمت های بعدی باشین... #من_یار_انقلابم #پویش_مردمی_کودک_و_انقلاب #قصه #چمرانی_ها #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران