پست های مشابه
ghatre_group
#معرفی_کتاب مرغ پرحنایی همراه جوجه هایش درحیاط خانه مشغول خوردن دانه بودند. جیک جیک می کردندو حسابی حیاط شلوغ شده بود. ام سلمه همسر پیامبر (ص)در حیاط راه می رفتند. ظرف غذای مرغ وخروسها را پر می کردند که صدایی در حیاط آمد. در را باز کردند، دیدن حسین (ع)جلوی در ایستاده است. خیلی دلش برای پدربزرگ تنگ شده بود. می خواست ایشان را ببینند. ام سلمه حسین(ع) را حسابی بوس کرد . بعد حسین(ع)رابه اتاق کناری که پیامبر (ص)خوابیده بودند، هدایت کرد. وگفت:((همین جا بمان تا پیامبر(ص) بیدارشوندمن هم می روم برایت خوراکی بیاورم. وقتی برگشت، دید حسین (ع) روی سینه ی پیامبر نشسته است. پیامبر(ص) هم خیلی خوشحال اندو با او بازی می کنند. ام سلمه سیب وکشمش را جلوی حسین(ع) گذاشت. این دفعه اورا محکم تر بوسید و گفت : ((آخ این پسر چه قدر خوشمزه است ❤️)) بعد پیامبر(ص) سیب را با حسین(ع) نصف کردندوحسابی خندیدند. #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #کتاب_محرم #معرفی_کتاب
17 مرداد 1401 12:26:32
21 بازدید
ghatre_group
#داستان_صوتی «بسم الله الرحمن الرحیم» *«بچه ها و روضه»* شب اول محرم بود. سیّد علی بعد از بازی با دوستاش به خونه برگشت. برادرش داشت پرچم های عزا رو بالای در خونه نصب میکرد. مامان گفت: پسرم لباس مشکیت رو که پوشیدی، با داداش برید فضای سبز کنار خونه رو هم پرچم بزنید. سیّدعلی با تعجب گفت: اونجا رو چرا؟ مامان گفت: یادت رفته؟! میخوایم مثل سال گذشته که به خاطر این بیماری (کرونا) مجبور شدیم روضه رو توی فضای باز برگزار کنیم ان شالله امسال هم دهه محرم اونجا روضه بگیریم. عزیزِ مامان، یادت باشه، هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه ما رو از روضه جدا کنه. سیّدعلی گفت: آهااااان، یادم اومد. آخرِ روضه هم من مداحی کردم و همه سینه زدن، وای که چقدر دوست داشتم. سید علی گفت: مامان! به نظرت وقتی من روضه میخونم ، امام حسین (ع) هم گوش میدن؟ مامان بغض کرد. اشک از چشمانش جاری شد. سیّدعلی رو در آغوش گرفت و گفت: حتما پسرم. امام حسین(ع) خیلی بچه ها رو دوست دارن. 🖌 نویسنده: سمیرا مهرآور کانون نویسندگان هیئت کودکانه قطره #داستان_کودکانه #داستان_محرمی #محرم_کودکانه #محرم #هیئت_قطره
07 مرداد 1401 18:17:59
50 بازدید
ghatre_group
📣🌸📣🌸📣🌸📣🌸📣🌸📣 🎊 *ویژه برنامه جشن ولادت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف* 🎊 باحضور *حاج آقا شاکری* (عمو روحانی محبوب بچه ها)🌸 زمان: *یکشنبه ۲۲ اسفندماه* 🌸 *ساعت ۱۷الی ۱۸* 🌸 مکان: *زمین چمن* شهرک شهید محلاتی 🌸 ویژه کودکان ۴ تا ۹ سال🌸 به همراه داشتن *ماسک* و *زیر انداز* برای هر کودک الزامی میباشد.🌸 *برای اجرای بهتر برنامه جشن لطفا راس ساعت حضور بهم رسانید* 🌸 جهت ثبت نام از طریق پیامرسانها اقدام نمایید👇 09195150181 #هیئت_کودکانه_قطره #جشن_مجازی
20 اسفند 1400 11:33:14
0 بازدید
ghatre_group
وقتی میخوایم با بچه ها بریم هیئت خوبه یکسری نکات رو در نظر بگیریم. این قسمت: ✅انتخاب مکان مناسب برای همراهی کودکان قطعا همه مادرها میدونن که هر مکانی که مناسب اونها هست، لزوما مناسب بچه های گلشون نیست. پس، مکانی رو انتخاب کنیم که: 📌 فضا و جای مناسب و کافی برای کودکان داشته باشد. ❌ مکانهای کوچک و شلوغ یا بزرگ اما پر ازدحام برای بچه ها مناسب نیست. 📌محیط هیات برای کودک جذاب باشد و لااقل بدمنظره و وحشت آور نباشد. ❌ هیاتهایی که از پرچمها و تصاویر تیره یا دکورهای خاص استفاده میکنن مناسب کودکان نیست. 📌 از انجایی که بچه ها تاریکی را دوست ندارند و ... هیاتی را انتخاب کنید که یا بطور ثابت بخشی را روشن میگذارند و یا جای مشخصی برای کودکان دارند. ❌ کودک را به اجبار در مکانهای تاریک یا نامناسب نگه ندارید. 📌 هیاتی را انتخاب کنید که میدانید دیگر عزاداران به شما و کودکتان سخت نمیگیرند. ❌ در مواردی که بخاطر کودکتان با اعتراض روبرو میشوید مساله را با صبوری و لبخند حل کنید. حتما بخاطر کودکان از بحث پرهیز کنید. صفحه ما در پیامرسان بله و ایتا👇 https://ble.ir/ghatre97 Eitaa.com/ghatre97 #هیئت_با_کودکان #محرم#محرم_کودکانه #عزاداری#عزاداری_حسینی #عزاداری_کودکان
08 مرداد 1401 10:49:11
53 بازدید
ghatre_group
🎉🎉🎉 گزارش تصویری ایستگاه شب ولادت امیرالمومنین در شهرک شهید محلاتی همراه با پخش بادکنک و شیرینی🎉🎉🎉 #هیئت_کودکانه_قطره #جشن_ولادت #ایستگاه_صلواتی
26 بهمن 1400 14:08:50
0 بازدید
ghatre_group
#کاردستی #ولادت_امام_سجاد_علیه_السلام 🌸کاردستی ولادت امام سجاد علیه السلام که آقا محمدطاها خانزاده ۱۱ ساله برامون انجام دادن و فرستادن🌸 #هیئت_کودکانه_قطره
17 اسفند 1400 05:13:31
2 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
0
سلام من به بچه های شیعه که دنبال حقیقتن همیشه میخوام بگم یه قصه من براتون یه کم عوض بشه حال و هواتون یه قصه از یه روز خیلی مهم نگی یه وقت نگفتی اینو بهم یه شهری بود به اسم شهر نجران مسیحی بودن همه ،نه مسلمان یه روز پیامبر خدا محمد یه نامه داد براشون از محبت دعوت بشن به دین خوب اسلام به دین مهر و دین عشق و اکرام ولی قبول نکردن و با اصرار اسلام و دین مارو کردن انکار خدابگفت به حضرت محمد مباهله بکن با اون جماعت یعنی که مردمان شهر نجران بیان و با پیامبر و عزیزان دعا کنن خدا عذاب کنه اون کسی رو که نبوده حق باهاشون روز مباهله رسید و نجران دیدن پیامبر اومده چه خندان دست امام حسن رو توی دستاش امام حسین رو هم اورده همراش حضرت زهرا و علی رو هم با خودش اورده بود به همراه مسیحی ها وقتی دیدن که احمد رسید با خانواده اش به مقصد ترسیدن و گفتن باهم که حتما حق با پیامبر خداست و قطعا باید به هر چی او بگفت کنیم گوش این روز رو هرگز نکنیم فراموش شاعر : علیرضا قاسمی #روز_مباهله #هیئت_قطره