پست های مشابه
ghatre_group
🔸 برای تو کار کنم یا اون؟ بیاموزیم و به کودکانمان، بچشانیم 💕 بخشهایی از #کلاس_شرح_زیارت_جامعه #مادرانه #مربیانه #استاد_مرتضی_خواه #خدا#مذهبی#نکته_اخلاقی
01 خرداد 1401 07:39:13
0 بازدید
ghatre_group
#کلیپ_اربعین 🏴 ساعت 10 تا 1 دوشنبه را احتمالا جزء عمرمان حساب نمی کنند. وقتی میز می اوردیم و سیاهی می زدیم ، وقتی خوراکی بچه ها را روی میزهای موکب می گذاشتیم، وقتی که بچه ها به حرف های سخنران هم سن خودشان گوش می دادند و با مداح هم سن خودشان سینه می زدند، وقتی که از موکب خوراکی می گرفتند و دوتا دوتا می نشستند و می خوردند، ما اشک می ریختیم و دیگر به کلیپ اربعین فکر نمی کردیم. فقط خوشحال بودیم که بچه ها ذره ای از حس اربعین و موکب هایش را درک کردند. این ساعت ها را جزئی از عمرمان حساب نمی کنیم چون به اندازه همه عمرمان قشنگ بود و نمی شود حسابش کرد. 🔸کلیپ مربوط به سال گذشته و در ایام کرونا می باشد. *کاری از هیئت کودکانه قطره و گروه فرهنگی شعری* صفحه اینستاگرام هیئت کودکانه قطره👇 http://instagram.com/ghatre_group صفحه ما در پیامرسان بله و ایتا👇 https://ble.ir/ghatre97 Eitaa.com/ghatre97 صفحه ما در پیامرسان واتس آپ👇 https://chat.whatsapp.com/ KQWKESxC1Do2bldtoCqSSR #کلیپ#اربعین#کودکانه#مذهبی#امام_حسین #کربلا#کربلا_نرفته_ها
23 شهریور 1401 17:12:49
10 بازدید
ghatre_group
کاردستی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 🌱🖤 #هیئت_کودکانه_قطره #کاردستی#شهادت_حضرت_زهرا
15 دی 1400 19:56:31
0 بازدید
ghatre_group
#داستان_صوتی «بسم الله الرحمن الرحیم» *«بچه ها و روضه»* شب اول محرم بود. سیّد علی بعد از بازی با دوستاش به خونه برگشت. برادرش داشت پرچم های عزا رو بالای در خونه نصب میکرد. مامان گفت: پسرم لباس مشکیت رو که پوشیدی، با داداش برید فضای سبز کنار خونه رو هم پرچم بزنید. سیّدعلی با تعجب گفت: اونجا رو چرا؟ مامان گفت: یادت رفته؟! میخوایم مثل سال گذشته که به خاطر این بیماری (کرونا) مجبور شدیم روضه رو توی فضای باز برگزار کنیم ان شالله امسال هم دهه محرم اونجا روضه بگیریم. عزیزِ مامان، یادت باشه، هیچ کس و هیچ چیزی نمیتونه ما رو از روضه جدا کنه. سیّدعلی گفت: آهااااان، یادم اومد. آخرِ روضه هم من مداحی کردم و همه سینه زدن، وای که چقدر دوست داشتم. سید علی گفت: مامان! به نظرت وقتی من روضه میخونم ، امام حسین (ع) هم گوش میدن؟ مامان بغض کرد. اشک از چشمانش جاری شد. سیّدعلی رو در آغوش گرفت و گفت: حتما پسرم. امام حسین(ع) خیلی بچه ها رو دوست دارن. 🖌 نویسنده: سمیرا مهرآور کانون نویسندگان هیئت کودکانه قطره #داستان_کودکانه #داستان_محرمی #محرم_کودکانه #محرم #هیئت_قطره
07 مرداد 1401 18:17:59
48 بازدید
ghatre_group
🎊🌸🎊 *جشن عید غدیر* 🎊🌸🎊 ویژه کودکان ۴ تا ۹ سال😊 با حضور حاج آقا شاکری 🤩😍🤩به همراه ایستگاه های شادی و بازی و فشفشه و خوراکی🤩😍🤩 📆شنبه ۲۵ تیرماه 🕰ساعت ۱۸ محدوده دارآباد ثبت نام از طریق پیامرسانها: 09195150181 صفحه ما در پیامرسان بله و ایتا👇 https://ble.ir/ghatre97 Eitaa.com/ghatre97 صفحه ما در پیامرسان واتس آپ👇 https://chat.whatsapp.com/ KQWKESxC1Do2bldtoCqSSR #جشن_غدیر #عید_غدیر #جشن#شادی#خنده #جشن_کودکانه
23 تیر 1401 08:17:00
0 بازدید
ghatre_group
#معرفی_کتاب مرغ پرحنایی همراه جوجه هایش درحیاط خانه مشغول خوردن دانه بودند. جیک جیک می کردندو حسابی حیاط شلوغ شده بود. ام سلمه همسر پیامبر (ص)در حیاط راه می رفتند. ظرف غذای مرغ وخروسها را پر می کردند که صدایی در حیاط آمد. در را باز کردند، دیدن حسین (ع)جلوی در ایستاده است. خیلی دلش برای پدربزرگ تنگ شده بود. می خواست ایشان را ببینند. ام سلمه حسین(ع) را حسابی بوس کرد . بعد حسین(ع)رابه اتاق کناری که پیامبر (ص)خوابیده بودند، هدایت کرد. وگفت:((همین جا بمان تا پیامبر(ص) بیدارشوندمن هم می روم برایت خوراکی بیاورم. وقتی برگشت، دید حسین (ع) روی سینه ی پیامبر نشسته است. پیامبر(ص) هم خیلی خوشحال اندو با او بازی می کنند. ام سلمه سیب وکشمش را جلوی حسین(ع) گذاشت. این دفعه اورا محکم تر بوسید و گفت : ((آخ این پسر چه قدر خوشمزه است ❤️)) بعد پیامبر(ص) سیب را با حسین(ع) نصف کردندوحسابی خندیدند. #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #کتاب_محرم #معرفی_کتاب
17 مرداد 1401 12:26:32
21 بازدید
هیئت کودکانه قطره
0
2
* نامههای ماریه: قسمت دهم *
▪️این آخرین نامه ماریه است. اون از بدترین روز زندگیش نوشته. از روزی که آدم بدها آقای امام حسین و یارانشون رو شهید کردن و به دستهای همه مادرا و بچهها زنجیر زدن. ▪️اون به کبوترش گندم سپرده تا داستان امام حسین رو برای همه پرندههای جهان تعریف کنه و به گوش همه آدمها دنیا برسونه. #نامه_های_ماریه #کلاس_مجازی #کربلا #بچه_مسلمان #بچه_شیعه #تربیت_نسل_مهدوی #تربیت_نسل_مهدوی #کربلای_معلی #قصه_کودکانه