kermaninarges_psych
دنبال کننده
53
پست
67
نرگس کرمانی"دکتری مشاوره" 🌾رواندرمانگر و مشاوره فرزند پروری 🎓 دانش آموخته منتالیزیشن از کانادا، SDTBM
پست های مشابه
kermaninarges_psych
در این دوره از دریچه ای به مدرسه رفتن بچه ها نگاه میکنیم که به جای استرس و نگرانی از سالهای اولیه تحصیل فرزندمان تجربه ای پر از انگیزه و استقلال و لذت یادگیری داشته باشیم. و مقدمه ای شود برای موفقیت و بالندگی سالهای پیش رو. خوشحال میشم اگه این پوستر را برای افرادی فکر میکنید براشون مفیده بفرستید و در چرخه آگاهی سهیم باشید.
26 آبان 1400 16:56:06
1 بازدید
kermaninarges_psych
نمازم را خوندم و تو ذهنم داشتم ترتیب کارهایی را که دارم تند تند مرور میکردم تا به ترتیب انجام بدم، روز خیلی شلوغی بود و فردا شلوغ تر، اومد تو جا نمازم، گفت اینجا ماشین سواریه، می خواست بشینه توی چادرم و با بازی که از خودش اختراع کرده مهر ها را زیر چادر قایم کنه! هنوز هم لیست کارهام تو ذهنم ردیف شده بود. و دلم میخواست سریع پاشم. یه لحظه نگاهش کردم، احساس کردم چه قدر زمان با بچه ها کنده! انگار تمام دنیا وامیسته و فقط اون لحظه و اون بازی مهمه! کارهای به ظاهر مهم ما چه قدر غیر مهم هستند در برابر لذت لحظات! نشستم، شاید کمتر از ده دقیقه طول کشید، #لذت_لحظات #منتالیزیشن #نگاه_به_درون #فرزندپروری_آگاهانه
09 دی 1400 18:36:35
9 بازدید
kermaninarges_psych
شاید اولین چیزی که بعد از شنیدن این جمله به ذهنمون برسه اینه که خب، من که به بچم اعتماد دارم، پس این شامل حال من نمیشه! حالا سوال اینجا است که آیا این قدر اعتماد داری که اگه تا آخر بشقابش را نخورد تصور نکنی نمیفهمه واقفا گرسنه هست یا نه! آیا اون قدر اعتماد داری که لازم نباشه تایم دستشویی رفتن را مرتب بهش گوش زد کنی؟ آیا اون قدر اعتماد داری که خودش میفهمه کی باید بره بخوابه! دائما فکر نکنی آیا امروز، میوه خورد، گوشت خورد؟ گروههای مختلف غذایی بهش رسیده؟ اون قدر به نوجوانتان اطمینان داری که بتونی بهش اجازه بدی بره با دوستاش بیرون، و بتونه از خودش مراقبت کنه؟ اصلا اون قدر اطمینان داری که صبح که از خواب بیدار شد و گفت صبحانه نمیخوام، بهش اعتماد کنی که اگه گشنه باشه خودش میره یه املت درست میکنه و نوش جان میکنه؟ تخم مرغ درست کردن فکر کنم حداقل از ۵ سالگی دیگه امکان پذیر باشه، یا نه از اون والدینی هستیم که تا چهل سالگی هم باید زنگ بزنیم و جزئیات روزانه اش را سوال کنیم، انگار نه انگار که خودش میتونه مدیریت کنه! تو کامنت برام بنویسید که کجاها بوده که اعتماد کردن به بچه ها سخت بوده، خیلی سخت! #والدین_موفق #روانشناسی #روانشناسی_کودک #اعتماد #ارزش #انگیزشی #شاد #آرامش #موفقیت
17 تیر 1401 14:02:11
28 بازدید
kermaninarges_psych
نتیجه تحقیقات بدست آمده درباره تاب آوری را میتوان در فرزند پروری استفاده کرد. در واقع دانستن این حقیقت به ما کمک میکند که پس از مواجه با حادثه ناراحت کننده و شوک آور بدانیم که تاب آوری مورد نیاز آن به همراه آن رخ خواهد داد و لازم نیست کار فوق العاده ای برای آن انجام دهیم. نکته قابل توجه این است که تاب آوری بچه ها در موارد زیادی نادیده گرفته میشود. تا جایی که حتی شک میکنیم چنین نیرویی هم وجود دارد! روی سخن من با والدین سخت گیر نیست. که گاهی حتی احساسات کودکان را نادیده میگیرند. روی سخنم با والدین بیشتر نگران است که گاهی اضطراب ها بیش از حد وارد فضای تعاملی آنان میشوند. ما گاهی اون قدر نگران میشیم و فکر میکنیم که فرزند ما چه طور خواهد توانست با مسئله کنار بیاد. که شاید یک از شیر گرفتن یا تولد نوزاد جدید تبدیل به تروما در خانواده میشود! طوری که خود کودک هم باورش میشه فاجعه ای رخ داده نابخشودنی و نمیشه به این راحتی ها فراموشش کرد. در واقع ما تاب آوری را بسیار کمتر از آنی است که میپنداریم! به دلیل نگرانی که داریم آن قدر به بچه ها میچسبید که کودک دچار اضطراب جدایی میشود. در مسائل مربوط به سلامتی ، گاهی یک عارضه پزشکی کوچک تبدیل به ترومایی ادامه دار در خانواده میشود.کاش کمی بیشتر اعتماد میکردیم به توانایی های عمیق درونی خود و نزدیکانمان. حتما و بدون شک مسائلی چون از دست دادن والدین و یا جدایی آنها، تاثیرات عمیقی روی کودکان میگذارد. ولی هیچ کدام دلیل نمیشود که برچسب همیشگی برای این کودکان باز باشد و یا ما یقین داشته باشیم که اتفاق حل نشدنی برای آنها رخ داده است. که این دقیقا نادیده گرفتن نیروی عظیم دورنی انسان است. #تابآوری #تاب_آوری #کودکان_شاد #والدگری #والدین_سمی #استرس_پس_از_سانحه #ptsd #از_شیر_گرفتن #تروما #اضطراب #از_پوشک_گرفتن #جراحی #شکستن_دست #فرزندپروری_آگاهانه #والدین_موفق #اضطراب_جدایی #اعتماد_به_نفس #اعتماد_به_کودک
05 دی 1400 17:02:08
8 بازدید
kermaninarges_psych
اگر هر روز میتونستیم به مقاومت ها مون غلبه کنیم و هیچ نگرانی برای آینده نداشته باشیم. ده سال دیگه چه خبر بود تو زندگی مون؟ در واقع اضطراب ، وسواس و عدم تمرکز بر هدف، از ریشه های اصلی اهمال کاری هستند. مثلا دوستی میگفت اگر میتونستم بر مقاومتم غلبه کنم و بشینم پشت فرمون خیلی کیفیت زندگی ام بالا میرفت! تو کامنت ها بنویسید که اگه این مقاومت ها نابود میشد چه اتفاقی تو زندگی شما میافتاد و به نظر شما بهترین راه غلبه بر این مقاومت ها چیه؟
03 آبان 1400 13:07:52
0 بازدید
kermaninarges_psych
حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس میایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون میافتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق میکند.
11 آبان 1400 19:46:24
1 بازدید
نرگس کرمانی
0
0
در زمان اجرای این لایو تب داشتم، و علائم تازه داشت شروع میشد. خدا را شکر قرار قبلی به هم نخورد وهمه چیز خوب پیش رفت.