پست های مشابه

kermaninarges_psych

گورکن را ببینید ، لذت ببرید و درک جالب و عمیقی که کودک ميتونه از فضای اطرافش داشته باشه را لمس کنید. درست همان موقع که ما فکر می‌کنیم خبر نداره و هر موقع صلاح میدونیم در جریانش میذاریم، درست همان زمان که فکرش را هم نمی‌کردیم آن قدر ها بفهمد! اعتراف میکنم که گورکن را به خاطر یکی از سوپر استارهاش دیدم . و البته اصلا نقشش را دوست نداشتم و به دلم ننشست. ولی ۱۰ دقیقه آخر فیلم چنان از شوکه شدن لذت بردم که تحیر بازمانده از اون تا روز بعد لبخند به لبم می‌آورد. در ادامه ممکنه بخشی از داستان لو بره، تمام تلاشم را میکنم که این طور نشه. ولی اگر قصد تماشا دارید، پیشنهاد میکنم به خوندن ادامه ندید. داستان حول محور خانواده ای میچرخه که از پدر و مادر از هم جدا شدند. اتفاقا هردوی پدر و مادر رابطه با کیفیتی با بچه دارند. پسرکی باهوش که به نظر میرسه پدر و مادر با وجود جدایی حسابی باهاش وقت میگذرانند و حواسشون به دلش هست. مادر در آستانه ازدواج مجدده، و به نظر میرسه رابطه جدید هم همدلانه و متناسب باشه. که ناگهان پسر گم میشه، گویا دزدیده شده! .....ادامه داستان. عمق احساس یک کودک از جدایی پدر و مادر را به تصویر می‌کشد. اگر این روزها احیانا افکاری در مورد جدایی یا طلاق از دهنتون میگذره . بدون بچه ها این فیلم را ببینید!

09 آذر 1400 17:34:52

2 بازدید

kermaninarges_psych

من یادمه از وقتی شروع کردم به مدرسه رفتن، بابام میگفت تو ریاضی ات خیلی خوبه! ریاضی تو خون ما است! دبستان و راهنمایی ریاضی مثل بقیه درس ها جالب بود، ولی هر چی پیش تر رفت، حس کردم من اون عشقی که بابا میگه را به ریاضی ندارم! برعکس سر کلاس ادبیات به وجد میام! و اون موقع هایی که معلم فیزیک حرف های جامعه شناسی میزنه، منو به فکر فرو میبره! ولی خانواده ما اصلا نمی‌توانستند هضم کنند که کسی با معدل خوب بره رشته انسانی! من سال کنکور کودتا کردم، گفتم که دیپلم ریاضی را گرفتم، ولی به هیچ کدوم از رشته های فنی در دانشگاه علاقه ندارم، من آدم ها را دوست دارم، خبر از راه رسم زندگی و ذهن و روح زندگی حال من را خوب میکنه! یادمه برای مقابله با میراث عشق به ریاضی که در من وجود نداشت، با عموم بحث میکردم که چه طور ادبیات سرنوشت جوامع را تغییر میده، به فرض با تکنولوژی سرعت همه چیز بالا رفت، و کلی زمان خالی پیدا کردیم ، به فرض که با پزشکی از مرگ و بیماری نجات پیدا کردیم، اون رشته ای که میگه حالا با زندگی کردن چه کنیم را من دوست دارم، هدفم تبلیغ روانشناسی نیست، قطعا همه زمینه‌ها برای بهبود زندگی بشر لازم و ضروری هستند، ولی من تو خانواده خودمون خیلی جنگیدم تا ارزش مسیری که انتخاب کردم را ثابت کنم. بد نیست، یک لحظه‌ متوقف بشیم، و فکر کنیم، آیا ما اونها را پرورش میدیم که جانشین ما بشند؟ این چه حسی در آنها به وجود مياره؟ چه قدر دلمون میخواد، همون مسیر ما و یا آرزوهای دست نیافته ما را برای زندگی انتخاب کنند ! #استقلال #خودمختاری #والدین #کودک #هویت #هدیه #انگیزه #شادی #روانشناسی #فرزند_پروری #عشق #آرامش #موفقیت #کنکور #آرزو

06 تیر 1401 11:42:07

20 بازدید

kermaninarges_psych

اینکه آدم به بقیه، اونم به بچه خودش نگه چی کار بکن، و چی کار نکن، دائما در مورد مرتب کردن اتاق، مدل درس خوندن، مودب حرف زدن تذکر نده، واقعا کار راحتی نیست. ولی خب چاره چیه! هر کدوم از این تذکرات ما او را به این نتیجه میرسونه که از عهده هیچی بر نمیاد، انگیزه اش را از دست میده، احساس توانمندی درونی اش را نابود میکنه و باعث میشه دقیقا اون موفقیتی که هدف ما بوده فاصله بگیره، به نظر شما چه جوری میشه برا اساس گفته این مقاله میشه از استقلال بچه ها و انگیزه آنها حمایت کرد؟ #فرزندپروری #روانشناسی_کودک #استقلال #دلبستگی #امنیت #موفقیت #والدگری #انگیزشی #والدین_موفق #والدین_آگاه

05 شهریور 1401 16:26:03

32 بازدید

kermaninarges_psych

Corona pandemic makes international training much easier.

24 فروردین 1400 07:42:24

2 بازدید

kermaninarges_psych

عشق میان والد و فرزند بی قید شرط و خاص و نابه. و هیچ رابطه ای را در جهان نمیشه با اون قیاس کرد. ولی این دلیل نمیشه که اگر ما عاشقانه فرزندانمان را دوست داریم هیچوقت از اونها ناراحت، دلشکسته و یا عصبانی نشیم. کمتر کسی عصبانیت از دست فرزندش را تجربه نکرده . و باز هم این ابدا دلیل نمیشه که بخوایم نسبت به اونها با خشونت رفتار کنیم. اعم از خشونت های کلامی یا فیزیکی. زمانی که ما میتونیم در درجه اول هيجانات خودمون را بدون ✅سرکوبی و یا ✅پرخاشگری در خودمون تنظیم کنیم. اون وقته که میتونیم به کودکانمان هم یاد بدیم چه طور بعد از تجربه هيجانات سخت خودشون را تنظیم کنند و رفتار درست را انجام بدند. و متقابلا شاهد پرخاشگری از سوی کودکانمان نباشیم. #فرزندپروری_آگاهانه #فرزندپروری #کودک_شاد. #نرگس_کرمانی_مشاوره #پرخاشگری # سرکوبی_هیجانات

17 خرداد 1400 11:49:28

1 بازدید

kermaninarges_psych

حدودا نه یا ده سال پیش، دو تا بودند. دم ایستگاه اتوبوس سرکوچه ما ایستاده بودند، نه اون قدر بلند قد و تنومند ، نه خیلی نازک و بچه سال، در مورد سن درخت ها چیزی نمیدونم، ولی احتمالا شش سال داشتند، همسال و هم‌ جنس، پاییز بود و من هر روز که منتظر اتوبوس می‌ایستادیم خواسته یا ناخواسته نگاهم بهشون می‌افتاد. یکی پاییزی شده بود. با برگ های زرد و قرمز و نارنجی، ولی دومی چنان سبزی را در خودش حفظ کرده بود که گویی هیچ رنگی به جز سبز شایسته ستایش نیست. و من گمان میکردم عجب مقاومتی! ‏درخت اول رنگ به رنگ شد تمام زرد و قرمز تجلی کامل پاییز. دومی همچنان سبز باقی ماند، انگار که زیر بار پاییز نرفته باشد. سرمای زمستان اما قوی تر از آن بود که بخواهد تمام سال را دوام بیاورد! یک ماه نشد که برگ ها همان طور سبز ولی بی جون و بی رمق ریختند. و هر دو درخت بی برگ آماده زمستان شدند. آن یکی پاییز را به تمامی چشیده و با رنگ رنگ‌ برگ ها چشم رهگذران را نوازش کرده بود. و دومی با مقاومت در برابر فصل برگ ریز بدون هیچ تغییر رنگی از فصل عبور کرد. قصه این دو درخت در پاییز آن سال عبرت روزگار من شد‌، گاهی مقاومت در برابر تغییر و اصرار بر سبزی گذشته رنگارنگ پاییزمان را بی رمق می‌کند.

11 آبان 1400 19:46:24

1 بازدید

نرگس کرمانی

0

0

من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

kermaninarges_psych

نرگس کرمانی

0

0

من: میای با هم رویا پردازی کنیم. مثلا وقتی تو بزرگ شدی خانم شدی. با هم یه بار بریم سویس! همون کوههایی که خونه پدر بزرگ هایدی بود!😇 دخترک: باشه بریم. دخترک: نه مامان. من نمیام! من: چرا؟ دخترک: من خونه پدر بزرگ هایدی را دوست ندارم. میخوام ساعت ۶ برم تو پارکنیگ با دوستام دوچرخه سواری کنم! من: 😐 دخترم:😌 #چگونه_به_رویاهای_مادر_خود_گند_نزنیم؟ #ساعت_چنده_مامان_۶_نشده_نه_عزیزم_الان_ده_صبحه_؟!! #قرنطینه_و_پارکینگ #برای_تحقق_رویاها_جای_دور_نرویم_بازی_در_پارکینگ_هم_همان_لذت_را_دارد!!!

شما میتوانید مطالب بیشتری از صفحات محتوایی و دیگر صفحات بامانو بخوانید

برای دسترسی نامحدود به مطالب و استفاده از امکانات دیگر اپلیکیشن بامانو مانند ساخت آلبوم خانوادگی، اپلیکیشن بامانو را نصب کنید. با عضو شدن شما از محتواهایی پشتیبانی میکنید که دوست دارید بیشتر از آن ها مطلع باشید

پست های مشابه

برو به اپلیکیشن