chamran_kids
دنبال کننده
11
پست
765
مجتمع آموزشی شهید چمران اینجا کودک سبک زندگی اسلامی را بازی می کند.
پست های مشابه
chamran_kids
. سفالگری یه هنره و پای ثابت پروژه های هنری دخترهای چمرانی.😊 . دخترهای چمرانی تو کلاس دوم کار با سفال رو به صورت متمرکز تر تجربه کردن و دست سازه های زیادی ساختن. یه بار هم از کارگاه سفال بازدید کردن و برای خودشون چیزهای متفاوت مثل گوشواره درست کردن. . یکی از پروژه های هنر، مربوط به شهادت سردار عزیز و بزرگمون بود. دخترها تصمیم گرفتن برای عکس هاشون قاب سفالی درست کنن. . قاب ها با وردنه هایی که با لوله ی دستمال کاغذی ساخته شده بود و با چسب تفنگی روش طرح های مختلف کشیده شده بود، صدف و وسایل مختلف، نقش خوردند. . پروژه ی هنر چمرانی ها، طیف گسترده ای داره.🙃 . هنر از فعالیت هاییه که میشه در کنار قالب لطیفش، نه تنها مطالب درسی، بلکه ارزش ها،عقاید و الگو ها رو به بچه ها منتقل کرد. . #پروژه_هنر#هنرمندان_کوچک #هنر #دختران_چمرانی #چمرانی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #قاب_عکس#سفالگری
13 شهریور 1399 19:46:16
0 بازدید
chamran_kids
💡 چمران بدون مرز، یعنی هر جای ایران باشی می تونی تو حسینیه کودک شهید چمران بیای و بازی کنی. یه مهد کودک تعاملی مجازی برای این روزهای کرونایی. سه روز در هفته، روزی یک ساعت با چندتا هم بازی مهمون خونه هاتون می شیم با اسکایپ. برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام، یه سر به سایت مون بزنید. chamraniha.com اگه سوالی در مورد مهد تعاملی دارین، زیر همین پست کامنت کنید:👇 #حسینیه_کودک_شهید_چمران #مهد_کودک_مجازی #بازی #چمرانی_ها #در_خانه_بمانیم
20 شهریور 1399 15:10:31
0 بازدید
chamran_kids
🖋 🖊 تو دوران سرخوش مجردی وقتی محرم میشد، برایم فرقی نمیکرد هیئتی که میخوام برم چقدر از خونمون دوره. همین که میشنیدم فلان سخنران یا فلان مداح مورد علاقم یک جا برنامه دارن، ازین سر شهر میرفتم اون کله ی شهر. خیلی شیک و مرتب نوت برمیداشتم و بعدم موقع مداحی مثل خانوما، چادرم مینداختم رو صورتمو اشک میریختم. ازدواج که کردم از خدا پنهون نیست از شمام پنهون نباشه، درسته که هنوز سخنران و مداح برام تو اولویت بودن، ولی دادن یا ندادن شام نذری هم برام مهم شده بود. چون هنوز دانشجو بودم و بلد نبودم هم درس بخونم غذا بپزم هم برم هیئت کلی گریه کنم. 💡از روزی که مامان شدم، هیئت برای من یا جایی برای گریه های از ته حلق و دل پیچه های شدید نوزاد یک ماهه ام بود یا تاتی رفتن های نوپای یک ساله ای که با کشف همه سوراخ سمبه های فضای هیئت، فکر میکنه داره دنیا رو مال خودش میکنه. این دومین محرمیه که نمیتونم هیئت های دلخواهمو برم و سرجام بشینم و چادرمو بندازم رو صورتمو گریه کنم. پارسال موقعی که آدم ها سرجایشان نشسته بودند و گریه میکردند، من با نی نی یک ماهه هی مسیر هیئت را چرخ میزدم و مستاصل گاهی بلند میشدم و گاهی مینشتم بلکه این شیرخوره آروم بشه. اما نمی شد... مثل خیلی از شیرخوره های دیگر. نمی دانم حال رباب را و شیرخواره اش را هرسال محرم اما. امسال دارم پا به پای این کوچولوی تاتی رو، راه میرم و هی لباس مشکیش را و هی قدش را و هی زمین خوردنش را برانداز میکنم. دست خودم نیست. هی ذهنم مقایسه میکند زمین خوردنش را با زمین خوردن هایشان... محرم، بچه که جلوی چشمت باشد، انگار نوار فقط روی روضه ی باز گیر میکند. حالا جوان رعنا که جای خود دارد. @good_mood_mom 🖋شما چه خاطراتی از مادرانگی هایتان در روضه ها دارید؟ #دلنوشته_مادرانه #سرباز_حسینم #محرم #هیئت #هیئت_کودک
07 شهریور 1398 16:56:05
1 بازدید
chamran_kids
💡 آدم ها یک شبه منظم نمی شوند، با زور و تهدید هم نمی شوند! پسرهای کلاس سومی وقتی اول هفته وارد کلاسشان شدند، متوجه شدند کلاس خیلی نامرتب است. و تصمیم گرفتند شعار هفته ی شان را نظم بگذارند. پسرها در کلاس تابلو سازی شان، تابلویی درست کردند تا شعارشان را فراموش نکنند. حدیثی از حضرت امیرالمومنین علیه السلام که میفرمایند : به شما ، فرزندان ، خانواده و کسانی که این نامه را می خوانند ، تقوای الهی و نظم در امور را سفارش میکنم. #کلاس_سومی_ها #نظم #خصوصیات_فردی #بستر_رشد #ادبستان_پسرانه_شهید_چمران #حمزه_دوران #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران
14 اسفند 1397 06:19:16
0 بازدید
chamran_kids
🎉 🖋 بعضی وقتا یه خاطره های خوبی از بچگی مون داریم که دلمون میخواد برای بچه هامونم تکرارش کنیم. بعضی وقت ها هم یه حسرت هایی داریم که دوست داریم برای بچه هامون حسرت نمونه. 🌈 غدیر و جشن غدیر یکی از همین خاطره هاست. یادمه وقتی کوچیک بودم، از صبح تا شب خونه ی پدربزرگ جمع می شدیم. عیدی می گرفتیم، بازی می کردیم و کلی شربت و شیرینی می خوردیم. من از عید غدیر خاطره ی خوبی دارم. شما چه خاطره ای دارید؟ خاطره ی جشن و شادی؟ یا نه خاطره ای ندارید؟ 🤝 می خواهیم باهم شروع کنیم و عید امیر رو برای بچه های دنیا خاطره ساز کنیم. 🎊برای یه جشن بزرگ آماده اید؟ برای یه کار بزرگ باید یه نیت بزرگ هم داشت... #جشن_بزرگ #عید_امیر #برکه_رنگین_کمونی #عید_غدیر #کودک #شیعه #عید_شیعیان
15 مرداد 1398 17:43:48
0 بازدید
chamran_kids
🌱اردوهای جهادی 📝قسمت اول اولین بار نوروز ۸۸ بود که سفر جهادی را تجربه کردیم. با گروهی همراه شدیم. گروه جهادی رضوان که گروه با سابقه ای بود و بیشتر فارغ التحصیلان مدرسه مفید بودند. مقصد خراسان جنوبی بود، منطقه نهبندان. 🚃🚃🚃🚃🚃 قبل از سفر چند جلسه توجیهی گذاشتند. و بنا شد من در تیم بزرگسال فعالیت کنم یعنی کلاس داشتن برای خانم های متاهل با موضوعات همسرداری و بچه داری و ... و همسرم در قسمت مستندسازی و ساخت فیلم فعالیت کنند. مسیر نهبندان دور بود و به نظرم می آمد هیچ وقت نمی رسیم. به خصوص که با اتوبوس میرفتیم و من همیشه ی خدا تمام طول سفر در اتوبوس، حالت تهوع دارم.بالاخره با حالی نزار به یک مدرسه رسیدیم. تیم پشتیبانی از قبل، مدرسه را برای اسکان خانمها آماده کرده بودند. شرایط جالبی داشتیم که برای خودم تجربه متفاوتی بود. امکان حمام رفتن نبود، محدودیت استفاده از آب داشتیم، تعداد زیادی خانم در راهروها و کلاسهای یک مدرسه ساکن شده بودیم. روزی دو نوبت صبح و عصر، اعزام داشتیم. کلمه اعزام واقعا برازنده اردوهای جهادی است. صبح خیلی زود باید بلند میشدیم، آماده میشدیم، وسایلمان را جمع و جور می کردیم. و سوار مینی بوسهای قدیمی میشدیم. کلی روستا را رد می کردیم تا به روستایی که ما را برای آنجا در نظر گرفته بودند میرسیدیم. دو ساعتی آنجا بودیم و دوباره بر میگشتیم و عصر همین ماجرا تکرار میشد. حضور در جمع اهالی روستا برای ما فضایی در ذهنمان میساخت. مدل زندگی و روابطشان، مشکلات منطقه ای که زندگی می کردند و خلاصه تمام جزئیات زندگیشان ما را به فکر فرو می برد. در واقع من خیلی به آنها چیزی یاد نمیدادم و بیشتر از حرفهایشان سوالهای جدیدی در ذهنم ایجاد میشد. به خصوص که با خانمهای متاهل سر و کار داشتم. وقتی شغل همسرانشان را می پرسیدم و قریب به اتفاق می گفتند: قاچاق سوخت، من واقعا فکر می کردم زندگی چه مدلها که جریان ندارد و چه بازیهای متفاوتی که با هر آدمی دارد. به نظرم حضورحتی موقت در جاهایی غیر از تهران، و به خصوص روستاها، برای خود من دستاوردهای زیادی داشت و چراغهای متفاوتی را در ذهنم روشن کرد. چراغهای قدیمی ولی پرنور، نه از آن چراغهایی که در خانه ما شهریها روشن میشود.... قبل از رفتن به سفرهای جهادی، ما فصلهایی معمولی در هر سال را تجربه میکردیم. ولی با تجربه این اردوها انگار یک فصل جدید به زندگی ما باز شد. بعد از همان چهار فصل معمولی که در سال تجربه می کردیم یا حتی بین فصلهای معمولی... " فصل پنجم" #سفر_جهادی #اعزام #روستا #خاطرات_شیرین #اردوهای_جهادی #تاریخچه_چمران
04 خرداد 1399 22:04:31
0 بازدید
ادمین چمران
0
0
🙆 بچه قراره در مدرسه چه کار کنن؟ درس بخونن خب بعدش چی؟ درس بخونن، درس بخونن و درس بخونن و اینطوری میشه که بعد از دیپلم، دیگه غیر از دانشگاه رفتن نمیتونن کاری بکنن چون در طول ۱۲ سال یا بیشتر یادنگرفتن و تمرین نکردن کار دیگه ای بکنن. دخترهای کلاس دومی در طول هفته یک بار پروژه هنر، یک بار پروژه آشپزی، پروژه خیاطی، پروژه نویسندگی و اردو دارن. برگزاری پروژه ها نه تنها باعث نشده بچه ها از درس عقب بمونن، بلکه باعث شده درسشون روند بهتری پیدا کرده و تثبیت هم بشه. کاش این فرصت رو به تمام بچه ها بدیم، فرصت درخشان زندگی رو.... #پروژه #کلاس_دومی_ها #ادبستان_دخترانه_شهید_چمران #مهارت #مجتمع_آموزشی_شهید_چمران